اتحاد یارسانی با چە هدفی؟؟
مدت کوتاهی است کە یکبار دیگر گفتمان عمومی حول اتحاد یارسانی بعد از کنگرەی موسس یاریکورد آغاز شدە و هرکس از زاویەای مشخص بدان پرداختە است. کاک امیر سلیمی با برشمردن موارد مختلفی از راهکارها و کم و کاستیهای عزم یارسانی برای اتحاد آغازگر گفتمان موجود شدە و برخی دوستان نیز بە انتقاداتی بە نظرات کاک امیر پرداختەاند. بنظر من کاک امیر برروی واقعیات تلخی دست گذاشتەاند کە نە تنها انتقادی بر آنها وارد نیست بلکە بدرستی نیز بیان کردەاند کە علل عدم بوجود آمدن اتحاد یارسانی از کجا سرچشمە گرفتە ومیگیرد. مسائل دیگری در مقالەی کاک امیر مطرح شدەاند کە من از پرداختن بە آنها خودداری میکنم، اما همینجا لازم است بگویم کە در توافق با ایشان اتحاد بدون کنار گذاشتن غرور و مرزهای خود خلق نمودەی تشکیلاتی و فکری ممکن نیست. این واقعیت با هزار زبان بیان شدە و تا بحال نیز کسی مخالفتی با آن نداشتە اما قدم مثبتی نیز در این راستا برداشتە نشدە است، اگر احیانا پیشنهاد یا قدمی هم برداشتە یا دیرهنگام بودە یا با طرح شرایط و شروطی غیر لازم امکان اتحاد را تقریبآ ناممکن ساختە است.
بە عنوان کسی کە از هردوطرف مورد انتقاد و اتهام قرار گرفتەام، بازهم از ایدەی اتحاد یارسانی بر اساس احترام متقابل و رعایت حقوق تک تک افراد یارسانی اعم از مذهبی و لائیک، سبیلدار و بی سبیل دفاع میکنم و برای رسیدن بدین منظور نیز عضویت یاریکورد را قبول نمودەام تا بتوانم بصورت عملی در این راستا گامی بردارم. اما حالا اجازە دهید بە جواب سئوالی بپردازم کە سر تیتر مقالەی حاضر را تشکلیل میدهد، " اتحاد یارسانی با چە هدفی"؟؟ ما بخواهیم و نخواهیم بخش بسیارکوچکی از یک جامعە بزرگتر کە بخش اصلی آن در کردستان و ایران ماندگار ماندە است، میباشیم و آنهم بخش برونمرزی جامعەی یارسان. در میان این جمع نیز تعداد بسیار کمی تمایل بە کار سیاسی، فرهنگی و حتی دینی داشتە و دارند. بنابراین هیچ طرفی نە این حق را دارد کە خود را نمایندەی جامعەی یارسان بداند و نە توان تعیین تکلیف برای بقیەی افراد یارسانی را دارد. در اینجا اتحاد یارسانی تنها شامل افراد برونمرز این جامعە و آنهم آن بخش فعال است کە با برداشتن قدمهای عملی برای پاسخگویی بە نیاز سیاسی و فرهنگی جامعەی خود بدلیل تفکرات و سلیقەهای گوناگون، دچار دوگانگی و تفرقە گردیدەاند. اتحاد این بخش از جامعەی یارسانی از این نظر حیاتی است کە فعالین برونمرزی یارسانی این امکان را دارند کە حداقل با یک صدا تعدیات و اجحافات و ستمهای جمهوری اسلامی و دیگر همدستانش را بگوش جامعەی آزاد انسانی برسانند. و در همان حال اختلافات برونمرزی سبب افتراق و چنددستگی در داخل کشور نگردد. کما اینکە خوشبختانە مردم درونمرز یارسانی هرکدام با احترام بە ساختار دینی و فرهنگی جامعەی خویش در کنار رهبران خود از هر خاندان و قبیلەای ایستادەاند. علیرغم توحش جمهوری اسلامی با صلابت و صلحدوستی خویش بە اصول خود وفادار ماندە و تا حدود زیادی بامقاومت مسالمتآمیز خود طرح و توطئەهای دشمن را خنثی نمودەاند. پس تداوم اختلافات فعالین برونمرزی تنها بە ضرر مقاومتی است کە قرنهای زیادی است جامعەی یارسانی بدون داشتن یک تشکل سیاسی و فرهنگی ادامە دادە و تا بە امروز نیز پایندە و متداوم ماندە است. این اختلافات کە با ایجاد تشکل جنبش دمکراتیک یارسان شروع شدە بایستی در طول این چند سال راە حلی نیز برای آن یافت میشد تا بتوان اگر کار مشترک نیز امکان پذیر نباشد ولی حداقل روابط اجتماعی بە قبل از سال ٢٠٠٦ برگردد.
هدفی از این بیشتر برای اتحاد یارسانی شاید دور از ذهن باشد، ولی ترمیم رابطەهای اجتماعی میتواند ما را بە نوعی تکصدایی نزدیکتر کند کە بتوانیم در مقابل ستمهای جمهوری اسلامی فریادمان را بلندتر نماییم. داشتن تشکل و یا تشکلهای سیاسی و فرهنگی نمیبایست مارا دچار چنین تفرقەای میکرد، چون من تصورم این بودە و هست کە کار سیاسی یعنی بە بلوغ سیاسی رسیدن جامعە، قوم یا طبقەای اجتماعی است، کە صداهای انفرادی را در جهت دفاع از حقوق مشترک با هم هماهنگ سازد، کما اینکە در جامعەی ما نە تنها بە این هدف نزدیکتر نشدەایم بلکە تکصداها نیز دارند در هلهلە و شادی و گاە قهر کاذبی محو میشوند کە تشویق و تداخل دیگران برای ما ساختەاند.
ایستادن در کنار افراد فلان حزبی کە تنها در یک سایت اینترنتی موجود است و یا اساسا تنها برنامەای بر روی کاغذ دارد، نبایست مارا نسبت بهمدیگر بیگانە مینمود. من بطور مشخص میگویم، در مقابل یک انتقاد یک فرد یارسانی بیش از اندازە حساسترم تا یک حزب و جریان ایرانی و کردستانی، بدین معنی اگر فردی یارسانی از من ناراضی باشد بیشتر ناراحت میشوم تا دیگران. باور من این است کە ما بایستی وزن و نتیجەی کارمان را در جامعەی خود یعنی جامعەی یارسان حالا بخش برونمرزی آن جستجو کنیم، چون در این جامعە بیشتر میتوان صداهای مستقل و غیر متوهم را شنید. بنابراین هدف اتحاد یارسانی همچنانکە دیگران نیز گفتەاند بایستی تقبل خود و افراد جامعەی خود ما باشد. در اینرابطە یاریکورد مکانیسم و راە حلهای خود رافرمولە و ارائە نمودەاست کە رسیدن بە این هدف بستگی بە حسن نیت و تلاش تک تک افراد یارسانی چە وابستە بە تشکلها و چە مستقل دارد.
نوید. ١٥.٠٩.٢٠١٠
مدت کوتاهی است کە یکبار دیگر گفتمان عمومی حول اتحاد یارسانی بعد از کنگرەی موسس یاریکورد آغاز شدە و هرکس از زاویەای مشخص بدان پرداختە است. کاک امیر سلیمی با برشمردن موارد مختلفی از راهکارها و کم و کاستیهای عزم یارسانی برای اتحاد آغازگر گفتمان موجود شدە و برخی دوستان نیز بە انتقاداتی بە نظرات کاک امیر پرداختەاند. بنظر من کاک امیر برروی واقعیات تلخی دست گذاشتەاند کە نە تنها انتقادی بر آنها وارد نیست بلکە بدرستی نیز بیان کردەاند کە علل عدم بوجود آمدن اتحاد یارسانی از کجا سرچشمە گرفتە ومیگیرد. مسائل دیگری در مقالەی کاک امیر مطرح شدەاند کە من از پرداختن بە آنها خودداری میکنم، اما همینجا لازم است بگویم کە در توافق با ایشان اتحاد بدون کنار گذاشتن غرور و مرزهای خود خلق نمودەی تشکیلاتی و فکری ممکن نیست. این واقعیت با هزار زبان بیان شدە و تا بحال نیز کسی مخالفتی با آن نداشتە اما قدم مثبتی نیز در این راستا برداشتە نشدە است، اگر احیانا پیشنهاد یا قدمی هم برداشتە یا دیرهنگام بودە یا با طرح شرایط و شروطی غیر لازم امکان اتحاد را تقریبآ ناممکن ساختە است.
بە عنوان کسی کە از هردوطرف مورد انتقاد و اتهام قرار گرفتەام، بازهم از ایدەی اتحاد یارسانی بر اساس احترام متقابل و رعایت حقوق تک تک افراد یارسانی اعم از مذهبی و لائیک، سبیلدار و بی سبیل دفاع میکنم و برای رسیدن بدین منظور نیز عضویت یاریکورد را قبول نمودەام تا بتوانم بصورت عملی در این راستا گامی بردارم. اما حالا اجازە دهید بە جواب سئوالی بپردازم کە سر تیتر مقالەی حاضر را تشکلیل میدهد، " اتحاد یارسانی با چە هدفی"؟؟ ما بخواهیم و نخواهیم بخش بسیارکوچکی از یک جامعە بزرگتر کە بخش اصلی آن در کردستان و ایران ماندگار ماندە است، میباشیم و آنهم بخش برونمرزی جامعەی یارسان. در میان این جمع نیز تعداد بسیار کمی تمایل بە کار سیاسی، فرهنگی و حتی دینی داشتە و دارند. بنابراین هیچ طرفی نە این حق را دارد کە خود را نمایندەی جامعەی یارسان بداند و نە توان تعیین تکلیف برای بقیەی افراد یارسانی را دارد. در اینجا اتحاد یارسانی تنها شامل افراد برونمرز این جامعە و آنهم آن بخش فعال است کە با برداشتن قدمهای عملی برای پاسخگویی بە نیاز سیاسی و فرهنگی جامعەی خود بدلیل تفکرات و سلیقەهای گوناگون، دچار دوگانگی و تفرقە گردیدەاند. اتحاد این بخش از جامعەی یارسانی از این نظر حیاتی است کە فعالین برونمرزی یارسانی این امکان را دارند کە حداقل با یک صدا تعدیات و اجحافات و ستمهای جمهوری اسلامی و دیگر همدستانش را بگوش جامعەی آزاد انسانی برسانند. و در همان حال اختلافات برونمرزی سبب افتراق و چنددستگی در داخل کشور نگردد. کما اینکە خوشبختانە مردم درونمرز یارسانی هرکدام با احترام بە ساختار دینی و فرهنگی جامعەی خویش در کنار رهبران خود از هر خاندان و قبیلەای ایستادەاند. علیرغم توحش جمهوری اسلامی با صلابت و صلحدوستی خویش بە اصول خود وفادار ماندە و تا حدود زیادی بامقاومت مسالمتآمیز خود طرح و توطئەهای دشمن را خنثی نمودەاند. پس تداوم اختلافات فعالین برونمرزی تنها بە ضرر مقاومتی است کە قرنهای زیادی است جامعەی یارسانی بدون داشتن یک تشکل سیاسی و فرهنگی ادامە دادە و تا بە امروز نیز پایندە و متداوم ماندە است. این اختلافات کە با ایجاد تشکل جنبش دمکراتیک یارسان شروع شدە بایستی در طول این چند سال راە حلی نیز برای آن یافت میشد تا بتوان اگر کار مشترک نیز امکان پذیر نباشد ولی حداقل روابط اجتماعی بە قبل از سال ٢٠٠٦ برگردد.
هدفی از این بیشتر برای اتحاد یارسانی شاید دور از ذهن باشد، ولی ترمیم رابطەهای اجتماعی میتواند ما را بە نوعی تکصدایی نزدیکتر کند کە بتوانیم در مقابل ستمهای جمهوری اسلامی فریادمان را بلندتر نماییم. داشتن تشکل و یا تشکلهای سیاسی و فرهنگی نمیبایست مارا دچار چنین تفرقەای میکرد، چون من تصورم این بودە و هست کە کار سیاسی یعنی بە بلوغ سیاسی رسیدن جامعە، قوم یا طبقەای اجتماعی است، کە صداهای انفرادی را در جهت دفاع از حقوق مشترک با هم هماهنگ سازد، کما اینکە در جامعەی ما نە تنها بە این هدف نزدیکتر نشدەایم بلکە تکصداها نیز دارند در هلهلە و شادی و گاە قهر کاذبی محو میشوند کە تشویق و تداخل دیگران برای ما ساختەاند.
ایستادن در کنار افراد فلان حزبی کە تنها در یک سایت اینترنتی موجود است و یا اساسا تنها برنامەای بر روی کاغذ دارد، نبایست مارا نسبت بهمدیگر بیگانە مینمود. من بطور مشخص میگویم، در مقابل یک انتقاد یک فرد یارسانی بیش از اندازە حساسترم تا یک حزب و جریان ایرانی و کردستانی، بدین معنی اگر فردی یارسانی از من ناراضی باشد بیشتر ناراحت میشوم تا دیگران. باور من این است کە ما بایستی وزن و نتیجەی کارمان را در جامعەی خود یعنی جامعەی یارسان حالا بخش برونمرزی آن جستجو کنیم، چون در این جامعە بیشتر میتوان صداهای مستقل و غیر متوهم را شنید. بنابراین هدف اتحاد یارسانی همچنانکە دیگران نیز گفتەاند بایستی تقبل خود و افراد جامعەی خود ما باشد. در اینرابطە یاریکورد مکانیسم و راە حلهای خود رافرمولە و ارائە نمودەاست کە رسیدن بە این هدف بستگی بە حسن نیت و تلاش تک تک افراد یارسانی چە وابستە بە تشکلها و چە مستقل دارد.
نوید. ١٥.٠٩.٢٠١٠
