یاریکورد چگونه تشکلی است؟؟
یارسان جامعهای آواره، و خانه بدوش از ابتدای اعلام موجودیت علنی باورهایش تا به امروز است. چنین مردمی آواره که بنا به باورها و بینشهای صلحجویانهی خود از دست یازیدن به خشونت و استفاده از اجبار برای ترویج آیین خود پرهیز کردهاند، نه تنها در سرزمین مادری خود کردستان، بلکه در سراسر گیتی آواره و پراکنده گشتهاند. بدرازی تاریخ و با توجه به محل دفن و فعالیت رهبران یارسانی میتوان دریافت که آوارگی تنها مختص به ایندورهی مشخص از تاریخ نیست. بنابراین در میان مردمانی که برای دفاع از موجودیت خود مبارزه کرده، و یا آواره شدهاند همیشه احساس نیاز به سازمان دادن تشکل یا گروهی که بتواند شرایط زندگی آوارگی و درد متعاقب آن را آسانتر و قابل تحملتر سازد، وجود داشته است، در همین راستا تشکیل کمیتههای جهانی صلیب سرخ در جوامع مسیحی، هلال احمر در کشورهای اسلامی، و ستارهی داوود برای یهودیان که هرکدام نشات گرفته از آیین و باور رایج در میان مردمان طرفدار این آیینها میباشد، در طول دهها سال به کمک آوارهگان آسیب دیدگان حتی غیر خودی نیز شتافتهاند، که در این میان صلیب سرخ جهانی از دیگر سازمانهای بشردوست نقشی ارزنده ایفا کردهاست. یارسان به عنوان مردمی با باوری کردی، و باستانی و اندیشهای یاری دهنده میبایست بیش از همه در این رابطه اقدام میکرد، اما بدلیل نبود سنت سازمان یابی، فقر و شرایط سیاسی مناسب تا بحال از انجام اینکار باز مانده است. یاریکورد، بنظر من اگر به افکار سیاسی و قشری آلوده نشود، و به عنوان یک تشکل خیرخواهانه و بشردوستانه تلاش کند میتواند به یک جریان موفق و انسانی تبدیل بشود. این جریان بایستی از هرگونه جبههگیری سیاسی و فردی بدور باشد تا بتواند بعنوان یک جریان بشردوست یارسانی دین خود را ایفا کند. تجربه نشان داده است، که انسانها در امور خیر وکمک انسانی و نشان دادن همدردی بیشتر میتوانند با هم توافق داشته باشند تا تقسیم قدرت سیاسی. کار بشردوستان قبل از آنکه کانالی برای خود مطرح سازی و شخصیت سازی باشد، محلی است برای نشان دادن انسانیت بدون هیج توقع وچشمداشتی. اصالت سازمانهای بشردوست نیز از همینجا ریشه میگیرند، و کسانیکه میخواهند در یاریکورد فعالیت نمایند بایستی به اصل عدم تبعیض و عدم موضعگیری در سیاست متعهد باشند تا زمانیکه به عنوان فعال یاریکورد مشغول انجام وظیفه هستند.
در تاریخ دنیای سیاسی و اجتماعی ایران و کردستان کم نیستند که سازمانها و تشکلهایی که فرم و شکل سازمانی خود را بارها بنا به موقعیت تغییر داده و آرایش ویژهی شرایط را بخود گرفتهاند. لذا فعالیتهاییاریکورد در این مقطع بیشتر بروی کار و کمک به آوارهگان یارسانی در عراق و اردوگاه الکرامه، به کمک مقامات دولت فدرال کردستان متمرکز خواهد بود. از جانب دیگر یاریکورد میتواند با ایجاد تشکلهای برونمرزی یارسانیان آواره در کشورهای غربی، امکان ارتباطات اجتماعی و فرهنگی را بیشتر تقویت نموده و زمینهای مناسب برای دفاع از حقوق پناهندگان و آوارگان یارسانی که بطرق گوناگون به کشورهای اروپایی میرسند، فراهم نماید. بدین وسیله یاریکورد سازمان مدافع پناهندگان بر اساس خواستهها و مطالبات مشروحه در کنوانسیونهای بین المللی میباشد. آوارگی مردم یارسان با سروسامان دادن به زندگی آوارهگان خاتمه پیدا نمیکند، یاریکورد به عنوان یک NGO که قبلا تشکیل چنین تشکلی توسط کاک پیوند نیز پیشنهاد شده بود، میتواند در تمام امور اجتماعی جامعهی یارسان، از اطلاع رسانی بهداشتی، تا سروسامان دادن به زندگی کسانیکه که نیازمند کمک انسانی هستند و حفظ محیط زیست و غیره دخالت کند. شعبهی یاریکورد میتواند در میان یارسانیان در هر کجا بنا به اقتضای وضعیت سازمان بیابد، و در حد توان در اموری که میتواند دخالت فعال داشته باشد. شکلگیری جامعهی مدنی بدون وجود تشکلهای سیویل امکانپذیر نیست. و در همانحال پیشروی و تحول این تشکلها در گرو همکاری و رقابت سالم فعالین متشکل شده میباشد، که هدف خود را خدمت و یاری رساندن به انسانهای درمانده بطور جدی دنبال میکند و از ایجاد تشنج و نفاق دور میورزد. تشکلهای گوناگون یارسانی حکایت از چندگونه بودن سیلقهها و افکار مختلف این جامعه دارد، که در نهایت تشکلهای یارسانی را بایستی بسوی اتحاد و همکاری هر چه بیشتر سوق بدهد. بعنوان نمونه فعالینی که خود در با مسائل و مقولات سیاسی درگیر میبینند و یا در این راستا توانایی دارند میتوانند به جدی جنبش دمکراتیک یارسان پیوسته و در صفوف این تشکل فعالیت نمایند. عضویت در جدی بخودی خود مانع از عضویت در یک تشکل مدنی یا فرهنگی نیست. بنابراین بایستی بپذیریم که همهی یارسانیان فعال سیاسی و یا صرفا فرهنگی و مذهبی نیستند، اما وجود تشکلات متعدد میتواند حق انتخاب آنها را در صرف انرژیشان در راستای خواستها و نیازهای جامعهی یارسانی بیشتر بنماید. وقایع اخیر براستی نشانگر آن است که حلقهی محاصرهی بر علیه موجودیت مردم ما هر روز تنگتر میشود و موج عظیمی به هر دلیلی در حال آواره شدن هستند، و پیامدهای ناگواری میتواند داشته باشد که غرق شدن هفت عضو جامعهی ما در دریای مدیترانه میتواند سرآغاز تراژدیک تحولات امروزین باشد. سالها لازم است تا بتوان درد و زخم عمیقی که این واقعهی ناگوار بر روح و جسم خانوادهی یارسان ایجاد نموده التیام بخشد. اما حضور فعال اعضای این جامعه در کنار یکدیگر بار دیگر ثابت نمود که هنوز انگیزهی همدردی انسانی ما علیرغم هر اختلافنظری بشدت و قوت خود باقی است، واین واقعهی تلخ درس و تجربهی گرانبهایی نیز بدنبال داشته است که میتواند ما را در مقابل خطرات ناشی از آوارگی افراد و اقواممان در مقابل انتخاب واقع بینانهتری قرار دهد.
در خاتمه بایستی اضافه کنم که متن بالا در سال 2008 و هنگامیکه در استرالیا بودم نوشته شده و سپس با اتفاق افتادن فاجعهی جانباختن هفت یارسانی آواره در دریای اژه و همدردی بسیار فعالانهی یارسانیان از هر نقطهای با خانوادهی جانباختگان متن تکمیلتر گردید. اما بایستی همینجا نیز تاکید کنم، جامعهی ما چه بخواهیم یا نخواهیم پولاریزه شده و دارای قطبندیهای سیاسی فرهنگی و دینی است، و بدینترتیب زمینه برای ایجاد تشکلهای متفاوت بر اساس سلیقههای مشخص بوجود آمده است. اگر چه نیت و تلاش من برای گرفتن یک کنگرهی مشترک همراه با دیگر یاران در این راستا به ثمر ننشست اما بدین معنی نیست که ما دیگر وجه مشتریک با همدیگر نداریم. با برجسته شدن تفاوتها ما بیشتر میتوانیم راه همکاریها را هموارتر بنماییم.
من روی موضع خود همچنان اصرار دارم که ما میتوانیم عضو یاریکورد و جدی و هر تشکل فرهنگی یارسانی بشویم و هیچکدام با هم دیگر تناقضی ندارند. ما بایستی از تجارب زندهی دههها و سدههای گذشته جنبشهای ملی و دینی بیاموزیم که نمونه زندهی آن ارتش آزادیبخش ایرلند و شاخهی سیاسی آن شین فین بود که بکمک و همکاری همدیگر بلاخره طرف پروتستان و دولت بریتانیا را مجبور ساختند که پای میز مذاکر بنشیند و به تقسیم قدرت تن در دهد. من به خشنونت باور ندارم اما میتوانیم از ظرفیتهای موجود برای سازمانیابی مردم یارسان چه بصورت قانونی و مخفی در اروپا و کردستان زمینه را فراهم کنیم. بگذارید تاریخ قضاوت کند که کار چه کسی بهتر بود و چه تاثیری بر زندگی و شرایط سیاسی اجتماعی ما را در پی داشت. داشتن تشکلهای مدنی در میان جامعهی یارسان در داخل از هر نیازی ضروریتر است و بایستی این تشکل با جدال سیاسی و کیش شخصیت آلوده نشوند تا بتوانند برای ایجاد جامعهی مدنی همراه با دیگر بخشهای کردستان و ایران تلاش کنند. بعنوان نمونه یاریکورد بعنوان یک تشکل مدنی در ایران نیز شعبه داشته باشد و یا اساسا بعنوان بخش خارج کشوری آن فعالیت نماید. یاریکورد میتواند از سازمانهای بین المللی چون صلیب بخواهد که از مناطق یارسانی دیدن کند، کلینک های بهداشتی در منطقه ایجاد کند، و با دوری از سیاست و شعار سیاسی بر رشد و تکوین جامعهی مدنی اثر بگذارد. افراد سیاسی نیز میتوانند بشیوهی خود اثرگذار باشند، که راههای آن را میشناسیم.
در هر حال من توان و تلاش خودم را به شرطی در چهارچوب دو تشکل موجود یارسانی یعنی جدی و یاریکورد ادامه خواهم داد که یارسانیان قلم بدست و صاحب نفوذ بجای پریدن به هم و متهم کردن همدیگر یا سکوت کنند یا اینکه در حد احترام آمیزی به نقد همدیگر بپردازند، نقدی که در جهت سازندگی باشد نه برای خودنمایی و تخریب.
به امید موفقیت برای همه.
نوید ژوئن 2009
یارسان جامعهای آواره، و خانه بدوش از ابتدای اعلام موجودیت علنی باورهایش تا به امروز است. چنین مردمی آواره که بنا به باورها و بینشهای صلحجویانهی خود از دست یازیدن به خشونت و استفاده از اجبار برای ترویج آیین خود پرهیز کردهاند، نه تنها در سرزمین مادری خود کردستان، بلکه در سراسر گیتی آواره و پراکنده گشتهاند. بدرازی تاریخ و با توجه به محل دفن و فعالیت رهبران یارسانی میتوان دریافت که آوارگی تنها مختص به ایندورهی مشخص از تاریخ نیست. بنابراین در میان مردمانی که برای دفاع از موجودیت خود مبارزه کرده، و یا آواره شدهاند همیشه احساس نیاز به سازمان دادن تشکل یا گروهی که بتواند شرایط زندگی آوارگی و درد متعاقب آن را آسانتر و قابل تحملتر سازد، وجود داشته است، در همین راستا تشکیل کمیتههای جهانی صلیب سرخ در جوامع مسیحی، هلال احمر در کشورهای اسلامی، و ستارهی داوود برای یهودیان که هرکدام نشات گرفته از آیین و باور رایج در میان مردمان طرفدار این آیینها میباشد، در طول دهها سال به کمک آوارهگان آسیب دیدگان حتی غیر خودی نیز شتافتهاند، که در این میان صلیب سرخ جهانی از دیگر سازمانهای بشردوست نقشی ارزنده ایفا کردهاست. یارسان به عنوان مردمی با باوری کردی، و باستانی و اندیشهای یاری دهنده میبایست بیش از همه در این رابطه اقدام میکرد، اما بدلیل نبود سنت سازمان یابی، فقر و شرایط سیاسی مناسب تا بحال از انجام اینکار باز مانده است. یاریکورد، بنظر من اگر به افکار سیاسی و قشری آلوده نشود، و به عنوان یک تشکل خیرخواهانه و بشردوستانه تلاش کند میتواند به یک جریان موفق و انسانی تبدیل بشود. این جریان بایستی از هرگونه جبههگیری سیاسی و فردی بدور باشد تا بتواند بعنوان یک جریان بشردوست یارسانی دین خود را ایفا کند. تجربه نشان داده است، که انسانها در امور خیر وکمک انسانی و نشان دادن همدردی بیشتر میتوانند با هم توافق داشته باشند تا تقسیم قدرت سیاسی. کار بشردوستان قبل از آنکه کانالی برای خود مطرح سازی و شخصیت سازی باشد، محلی است برای نشان دادن انسانیت بدون هیج توقع وچشمداشتی. اصالت سازمانهای بشردوست نیز از همینجا ریشه میگیرند، و کسانیکه میخواهند در یاریکورد فعالیت نمایند بایستی به اصل عدم تبعیض و عدم موضعگیری در سیاست متعهد باشند تا زمانیکه به عنوان فعال یاریکورد مشغول انجام وظیفه هستند.
در تاریخ دنیای سیاسی و اجتماعی ایران و کردستان کم نیستند که سازمانها و تشکلهایی که فرم و شکل سازمانی خود را بارها بنا به موقعیت تغییر داده و آرایش ویژهی شرایط را بخود گرفتهاند. لذا فعالیتهاییاریکورد در این مقطع بیشتر بروی کار و کمک به آوارهگان یارسانی در عراق و اردوگاه الکرامه، به کمک مقامات دولت فدرال کردستان متمرکز خواهد بود. از جانب دیگر یاریکورد میتواند با ایجاد تشکلهای برونمرزی یارسانیان آواره در کشورهای غربی، امکان ارتباطات اجتماعی و فرهنگی را بیشتر تقویت نموده و زمینهای مناسب برای دفاع از حقوق پناهندگان و آوارگان یارسانی که بطرق گوناگون به کشورهای اروپایی میرسند، فراهم نماید. بدین وسیله یاریکورد سازمان مدافع پناهندگان بر اساس خواستهها و مطالبات مشروحه در کنوانسیونهای بین المللی میباشد. آوارگی مردم یارسان با سروسامان دادن به زندگی آوارهگان خاتمه پیدا نمیکند، یاریکورد به عنوان یک NGO که قبلا تشکیل چنین تشکلی توسط کاک پیوند نیز پیشنهاد شده بود، میتواند در تمام امور اجتماعی جامعهی یارسان، از اطلاع رسانی بهداشتی، تا سروسامان دادن به زندگی کسانیکه که نیازمند کمک انسانی هستند و حفظ محیط زیست و غیره دخالت کند. شعبهی یاریکورد میتواند در میان یارسانیان در هر کجا بنا به اقتضای وضعیت سازمان بیابد، و در حد توان در اموری که میتواند دخالت فعال داشته باشد. شکلگیری جامعهی مدنی بدون وجود تشکلهای سیویل امکانپذیر نیست. و در همانحال پیشروی و تحول این تشکلها در گرو همکاری و رقابت سالم فعالین متشکل شده میباشد، که هدف خود را خدمت و یاری رساندن به انسانهای درمانده بطور جدی دنبال میکند و از ایجاد تشنج و نفاق دور میورزد. تشکلهای گوناگون یارسانی حکایت از چندگونه بودن سیلقهها و افکار مختلف این جامعه دارد، که در نهایت تشکلهای یارسانی را بایستی بسوی اتحاد و همکاری هر چه بیشتر سوق بدهد. بعنوان نمونه فعالینی که خود در با مسائل و مقولات سیاسی درگیر میبینند و یا در این راستا توانایی دارند میتوانند به جدی جنبش دمکراتیک یارسان پیوسته و در صفوف این تشکل فعالیت نمایند. عضویت در جدی بخودی خود مانع از عضویت در یک تشکل مدنی یا فرهنگی نیست. بنابراین بایستی بپذیریم که همهی یارسانیان فعال سیاسی و یا صرفا فرهنگی و مذهبی نیستند، اما وجود تشکلات متعدد میتواند حق انتخاب آنها را در صرف انرژیشان در راستای خواستها و نیازهای جامعهی یارسانی بیشتر بنماید. وقایع اخیر براستی نشانگر آن است که حلقهی محاصرهی بر علیه موجودیت مردم ما هر روز تنگتر میشود و موج عظیمی به هر دلیلی در حال آواره شدن هستند، و پیامدهای ناگواری میتواند داشته باشد که غرق شدن هفت عضو جامعهی ما در دریای مدیترانه میتواند سرآغاز تراژدیک تحولات امروزین باشد. سالها لازم است تا بتوان درد و زخم عمیقی که این واقعهی ناگوار بر روح و جسم خانوادهی یارسان ایجاد نموده التیام بخشد. اما حضور فعال اعضای این جامعه در کنار یکدیگر بار دیگر ثابت نمود که هنوز انگیزهی همدردی انسانی ما علیرغم هر اختلافنظری بشدت و قوت خود باقی است، واین واقعهی تلخ درس و تجربهی گرانبهایی نیز بدنبال داشته است که میتواند ما را در مقابل خطرات ناشی از آوارگی افراد و اقواممان در مقابل انتخاب واقع بینانهتری قرار دهد.
در خاتمه بایستی اضافه کنم که متن بالا در سال 2008 و هنگامیکه در استرالیا بودم نوشته شده و سپس با اتفاق افتادن فاجعهی جانباختن هفت یارسانی آواره در دریای اژه و همدردی بسیار فعالانهی یارسانیان از هر نقطهای با خانوادهی جانباختگان متن تکمیلتر گردید. اما بایستی همینجا نیز تاکید کنم، جامعهی ما چه بخواهیم یا نخواهیم پولاریزه شده و دارای قطبندیهای سیاسی فرهنگی و دینی است، و بدینترتیب زمینه برای ایجاد تشکلهای متفاوت بر اساس سلیقههای مشخص بوجود آمده است. اگر چه نیت و تلاش من برای گرفتن یک کنگرهی مشترک همراه با دیگر یاران در این راستا به ثمر ننشست اما بدین معنی نیست که ما دیگر وجه مشتریک با همدیگر نداریم. با برجسته شدن تفاوتها ما بیشتر میتوانیم راه همکاریها را هموارتر بنماییم.
من روی موضع خود همچنان اصرار دارم که ما میتوانیم عضو یاریکورد و جدی و هر تشکل فرهنگی یارسانی بشویم و هیچکدام با هم دیگر تناقضی ندارند. ما بایستی از تجارب زندهی دههها و سدههای گذشته جنبشهای ملی و دینی بیاموزیم که نمونه زندهی آن ارتش آزادیبخش ایرلند و شاخهی سیاسی آن شین فین بود که بکمک و همکاری همدیگر بلاخره طرف پروتستان و دولت بریتانیا را مجبور ساختند که پای میز مذاکر بنشیند و به تقسیم قدرت تن در دهد. من به خشنونت باور ندارم اما میتوانیم از ظرفیتهای موجود برای سازمانیابی مردم یارسان چه بصورت قانونی و مخفی در اروپا و کردستان زمینه را فراهم کنیم. بگذارید تاریخ قضاوت کند که کار چه کسی بهتر بود و چه تاثیری بر زندگی و شرایط سیاسی اجتماعی ما را در پی داشت. داشتن تشکلهای مدنی در میان جامعهی یارسان در داخل از هر نیازی ضروریتر است و بایستی این تشکل با جدال سیاسی و کیش شخصیت آلوده نشوند تا بتوانند برای ایجاد جامعهی مدنی همراه با دیگر بخشهای کردستان و ایران تلاش کنند. بعنوان نمونه یاریکورد بعنوان یک تشکل مدنی در ایران نیز شعبه داشته باشد و یا اساسا بعنوان بخش خارج کشوری آن فعالیت نماید. یاریکورد میتواند از سازمانهای بین المللی چون صلیب بخواهد که از مناطق یارسانی دیدن کند، کلینک های بهداشتی در منطقه ایجاد کند، و با دوری از سیاست و شعار سیاسی بر رشد و تکوین جامعهی مدنی اثر بگذارد. افراد سیاسی نیز میتوانند بشیوهی خود اثرگذار باشند، که راههای آن را میشناسیم.
در هر حال من توان و تلاش خودم را به شرطی در چهارچوب دو تشکل موجود یارسانی یعنی جدی و یاریکورد ادامه خواهم داد که یارسانیان قلم بدست و صاحب نفوذ بجای پریدن به هم و متهم کردن همدیگر یا سکوت کنند یا اینکه در حد احترام آمیزی به نقد همدیگر بپردازند، نقدی که در جهت سازندگی باشد نه برای خودنمایی و تخریب.
به امید موفقیت برای همه.
نوید ژوئن 2009
