کنگرهی دوم جدی گامی به جلو
بعد از تعطیلات کریسمس، و آغاز دوبارهی زندگی روزمره شاید زمان پرداختن به مسئلهی کنگرهی دوم جدی که اولین اطلاعیهی برگزاری آن توسط کمیتهی برگزاری صادر شده است نیز فرا رسیده باشد. کنگرهی اول جدی با هر مشکل و کمبودی داشت، اکنون ما قادریم از یک گام بعدی شروع کنیم، و از نقطهی صفر مقداری فاصله گرفته باشیم. بدون شک وجود جدی مدیون زحمات و فعالیت تک تک یارسانیانی بوده و هست که بنحوی قدم یا قلمی در راه ایجاد یک تشکل یارسانی برداشته و به پروسهی شکلگیری این جریان چه در موضع مخالف یا موافق آن کمک نموده است. همچنانکه یک قطعه سنگ بعد از برخورد با اجسام دیگر در مسیر حرکت خود شکل تازهای بخود میگیرد جدی نیز در مسیر حرکت خود بلاخره شکلی بخود گرفت که مسیر حرکتش آن را تعیین کرده بود. با آگاهی از این واقعیت که هیچ پدیدهای ایستا و بدون تغییر نمیتواند باشد، جدی نیز از این قاعده مستثنی نیست، و نمیتواند باشد، بنا براین در مسیری که در حال حرکت بوده، دارد گام بعدی خود را بر میدارد. قدم بعدی را اگر بخواهیم و آرزو کنیم درستتر برداشته شود، لازم است هر کس بسهم خود در نقش مخالف و موافق مسئولانه عمل کرده و مسیر این حرکت را بسمت جلو هموار کنیم. وجود این تشکل اگر سودی بحال شخص ما نداشته باشد، حداقل زیانی هم نمیرساند. اما هر قدم برداشتنی بجلو نمیتواند بمعنی پیشرفت و تکامل باشد، چون بسیاری از حرکات روبجلو در واقع گامی است بسوی اضمحلال اگر جای پا از قبل آماده نشده باشد. جهان سیاست نیز قاعده و قوانین خود را دارد، و مسیر حرکت بایستی منطبق با زمان و مکانی باشد، که جریانی در آن شکل میگیرد.
امسال 2008 سالی جدید با چالشها و موقعیتهای جدید است، بوقلمونهای بسیاری تا همین چند روز پیش زنده بودند، بسیاری خود را یک یکسال جوانتر احساس میکردند، جدی هم هنوز جوان بود اما حالا دیگر بسوی سال دوم زندگیش گام برمیدارد. بسیاری از پارامترهای موجود تغییر کرده، و چشم انداز بسیاری از تحولات که یکسال پیش روشن و واضح بود، دیگر یا تغییر نموده و یا جای خود را به نگرشهای دیگری داده است. اگر یک لحظه خودمان را از جهان پیرامون بیرون بکشیم، و از درون به جامعهی خودمان نگاه کنیم، شاهد نوعی رکود، انفعال و در همانحال فعالیتهای کما بیش ناموزونی هستیم، شور و احساسات سال اول جای خود را به نوعی از بیطرفی و پاسفیسم داده، و در حالیکه برنامهی پیشنهادی جدید هم منتشر شده، بازهم تحرکی آنچنانی بچشم نمیخورد. بهرحال شرایط جدید کمی نگران کننده بنظڕ میرسد، اما بازهم امیدوارم که تجربهی سال قبل بتواند مارا یاری کند که از اشتباهات و کجرویها درس گرفته و اینبار با مسئولیت بیشتر وارد میدان بشویم.
از اطلاعیهی کمیتهی برگزاری کنگرهی دوم چنین بر میاید که شرط ورود به کنگرهی دوم پرداخت حق عضویت تا اول ماه مارس 2008 میباشد. آنچه که ما در یوتوبوری توافق کردیم این است که هر یارسانی حق عضویت خود را تا موعدی که کمیتهی برگزاری اعلام میکند پرداخت و برای ورود به کنگره نام نویسی کند، پرداخت حق عضویت شامل اعضای جدید و قدیم خواهد بود، بدین معنی که همهی کسانیکه به کنگره وارد خواهند شد، حق عضویت سال 2008 خود را پیشاپیش پرداخت کرده باشند. بعنوان نمونه من و تعدادی دیگر که حق عضویت خودمان را چند هفته قبل پرداخت کردهایم، برای ورود به کنگرهی دوم بایستی دوباره حق عضویت جدیدی که کمیتهی برگزاری مبلغ آن را تعیین میکند بپردازیم. آن حق عضویتی که ما پرداخت کردهایم در واقع حق عضویت سال 2007 میباشد.
و اگر قصد حضور در کنگره را داشته باشم بایستی یکبار دیگر و قبل از موعد مقرر حق عضویت خود را پرداخت نمایم. من بدینصورت از کمیتهی برگزاری کنگره میخواهم هر چه زودتر مبلغ حق عضویت را اعلام نموده و با انتشار یک شماره حساب شروع به جمع آوری حق عضویتها بنمایند.
شاید سئوال پیش آید چرا بایستی پیشاپیش حق عضویت را پرداخت نمود؟ دلیل اصلی آن است که کنگرهی دوم یک کنگرهی سراسری از یارسانیان برونمرزی است، و ورود فردی و شخصی برای همه با پرداخت حق عضویت آزاد خواهد بود، و تنها کنگرهای است که هر فرد خودش میتواند نمایندهی افکار آراء و نظرات خودباشد. هدف نیز این بود که این کنگره به کنگرهای برای مشروعیت دادن به تمامی مصوبات و سیاستهایی باشد، که جدی قرار است با پیروی از آنها تا کنگرهی بعدی کار خود را سازمان بدهد. از طرفی دیگر شانسی باشد که اختلافات درونی جامعهی یارسان به نقطهای پایان برسد، و هر فرد با حضور خود عملا تاثیر خود را بر اتحاد عمومی داشته باشد. طبیعی خواهد بود که کنگرههای بعدی بصورت استاندارد، و با شرکت نمایندگان اعضا و با گرفتن کنفرانس برگزار خواهد شد.
از طرف دیگر با توجه به تجربهی کنگرهی اول جدی، لازم است مخارج کنگره بر دوش تعداد کمی یارسانی سنگینی نکند، و همه داوطلبانه با پرداخت مبلغی مخارج کنگره را تامین کنند. و بدینصورت هر کس که خواهان شرکت در کنگره و رساندن پیام و نظرات خویش است، مسافر مجانی کنگره نباشد. چون در اینجا بحث بر سر توافق با فلان بند برنامه نیست، بلکه بحث بر سر توافق برای داشتن یا نداشتن یک تشکل یارسانی مستقل است. اگر توافق مطلق برنامهای هم وجود نداشته باشد، ولی ضرورت داشتن یک تشکل یارسانی و دفاع از منافع و حقوق مردم یارسان بایستی اولویت خود را در شرکت و همکاری ما نشان دهد. شرایط امسال با شرایط سال گذشته بسیار تفاوت کرده، و همهی ما دارای تجارب تلخ و شیرینی هستیم، و هر کدام نیز دارای اشتباهات خود هستیم. من خودم را هم از اشتباه مبرا نمیدانم اما، احساس میکنم، آنچه که بایستی انجام میدادم در حد توان انجام دادهام، و حالا نیز حاضرم برای بثمر رسیدن کنگرهی دوم تلاش خود را بنمایم. من بشوخی کنگرهی اول را کنگرهی معجزه نامیدم، و حتی متنی بر همین اساس بشکل طنز نوشتم، اما وقتی حالا شرایط را بعد از یکسال نگاه میکنم احساس میکنم، جدا کنگرهی معجزه بوده، چون حداقل هفتاد هشتاد نفر یارسانی زیر یک سقف جمع شده، و بعد از دوروز بحث، در اوج بیتجربگی، فواصل فکری و بینشی و شخصیتی، بلاخره یک تشکل خلق بشود، و روی یک متن توافقی صورت بگیرد. امیدوارم بعدا برای تقدیر از کار کنگرهی اول هم شده باشد بتوانم متن را با کمی دستکاری منتشر کنم. حالا کنگرهی دوم چه خواهد شد، نمیدانم اما دوست دارم از همین حال آن را کنگرهی اتحاد بنامم، و با این امید که اتحاد ما اینبار از اختلافاتمان بیشتر باشد، و حداقل تلاش ما قبل از هر چیز برای داشتن یک تشکل یارسانی فراگیر باشد.
شاد و موفق باشید
نوید 14.01.08
بعد از تعطیلات کریسمس، و آغاز دوبارهی زندگی روزمره شاید زمان پرداختن به مسئلهی کنگرهی دوم جدی که اولین اطلاعیهی برگزاری آن توسط کمیتهی برگزاری صادر شده است نیز فرا رسیده باشد. کنگرهی اول جدی با هر مشکل و کمبودی داشت، اکنون ما قادریم از یک گام بعدی شروع کنیم، و از نقطهی صفر مقداری فاصله گرفته باشیم. بدون شک وجود جدی مدیون زحمات و فعالیت تک تک یارسانیانی بوده و هست که بنحوی قدم یا قلمی در راه ایجاد یک تشکل یارسانی برداشته و به پروسهی شکلگیری این جریان چه در موضع مخالف یا موافق آن کمک نموده است. همچنانکه یک قطعه سنگ بعد از برخورد با اجسام دیگر در مسیر حرکت خود شکل تازهای بخود میگیرد جدی نیز در مسیر حرکت خود بلاخره شکلی بخود گرفت که مسیر حرکتش آن را تعیین کرده بود. با آگاهی از این واقعیت که هیچ پدیدهای ایستا و بدون تغییر نمیتواند باشد، جدی نیز از این قاعده مستثنی نیست، و نمیتواند باشد، بنا براین در مسیری که در حال حرکت بوده، دارد گام بعدی خود را بر میدارد. قدم بعدی را اگر بخواهیم و آرزو کنیم درستتر برداشته شود، لازم است هر کس بسهم خود در نقش مخالف و موافق مسئولانه عمل کرده و مسیر این حرکت را بسمت جلو هموار کنیم. وجود این تشکل اگر سودی بحال شخص ما نداشته باشد، حداقل زیانی هم نمیرساند. اما هر قدم برداشتنی بجلو نمیتواند بمعنی پیشرفت و تکامل باشد، چون بسیاری از حرکات روبجلو در واقع گامی است بسوی اضمحلال اگر جای پا از قبل آماده نشده باشد. جهان سیاست نیز قاعده و قوانین خود را دارد، و مسیر حرکت بایستی منطبق با زمان و مکانی باشد، که جریانی در آن شکل میگیرد.
امسال 2008 سالی جدید با چالشها و موقعیتهای جدید است، بوقلمونهای بسیاری تا همین چند روز پیش زنده بودند، بسیاری خود را یک یکسال جوانتر احساس میکردند، جدی هم هنوز جوان بود اما حالا دیگر بسوی سال دوم زندگیش گام برمیدارد. بسیاری از پارامترهای موجود تغییر کرده، و چشم انداز بسیاری از تحولات که یکسال پیش روشن و واضح بود، دیگر یا تغییر نموده و یا جای خود را به نگرشهای دیگری داده است. اگر یک لحظه خودمان را از جهان پیرامون بیرون بکشیم، و از درون به جامعهی خودمان نگاه کنیم، شاهد نوعی رکود، انفعال و در همانحال فعالیتهای کما بیش ناموزونی هستیم، شور و احساسات سال اول جای خود را به نوعی از بیطرفی و پاسفیسم داده، و در حالیکه برنامهی پیشنهادی جدید هم منتشر شده، بازهم تحرکی آنچنانی بچشم نمیخورد. بهرحال شرایط جدید کمی نگران کننده بنظڕ میرسد، اما بازهم امیدوارم که تجربهی سال قبل بتواند مارا یاری کند که از اشتباهات و کجرویها درس گرفته و اینبار با مسئولیت بیشتر وارد میدان بشویم.
از اطلاعیهی کمیتهی برگزاری کنگرهی دوم چنین بر میاید که شرط ورود به کنگرهی دوم پرداخت حق عضویت تا اول ماه مارس 2008 میباشد. آنچه که ما در یوتوبوری توافق کردیم این است که هر یارسانی حق عضویت خود را تا موعدی که کمیتهی برگزاری اعلام میکند پرداخت و برای ورود به کنگره نام نویسی کند، پرداخت حق عضویت شامل اعضای جدید و قدیم خواهد بود، بدین معنی که همهی کسانیکه به کنگره وارد خواهند شد، حق عضویت سال 2008 خود را پیشاپیش پرداخت کرده باشند. بعنوان نمونه من و تعدادی دیگر که حق عضویت خودمان را چند هفته قبل پرداخت کردهایم، برای ورود به کنگرهی دوم بایستی دوباره حق عضویت جدیدی که کمیتهی برگزاری مبلغ آن را تعیین میکند بپردازیم. آن حق عضویتی که ما پرداخت کردهایم در واقع حق عضویت سال 2007 میباشد.
و اگر قصد حضور در کنگره را داشته باشم بایستی یکبار دیگر و قبل از موعد مقرر حق عضویت خود را پرداخت نمایم. من بدینصورت از کمیتهی برگزاری کنگره میخواهم هر چه زودتر مبلغ حق عضویت را اعلام نموده و با انتشار یک شماره حساب شروع به جمع آوری حق عضویتها بنمایند.
شاید سئوال پیش آید چرا بایستی پیشاپیش حق عضویت را پرداخت نمود؟ دلیل اصلی آن است که کنگرهی دوم یک کنگرهی سراسری از یارسانیان برونمرزی است، و ورود فردی و شخصی برای همه با پرداخت حق عضویت آزاد خواهد بود، و تنها کنگرهای است که هر فرد خودش میتواند نمایندهی افکار آراء و نظرات خودباشد. هدف نیز این بود که این کنگره به کنگرهای برای مشروعیت دادن به تمامی مصوبات و سیاستهایی باشد، که جدی قرار است با پیروی از آنها تا کنگرهی بعدی کار خود را سازمان بدهد. از طرفی دیگر شانسی باشد که اختلافات درونی جامعهی یارسان به نقطهای پایان برسد، و هر فرد با حضور خود عملا تاثیر خود را بر اتحاد عمومی داشته باشد. طبیعی خواهد بود که کنگرههای بعدی بصورت استاندارد، و با شرکت نمایندگان اعضا و با گرفتن کنفرانس برگزار خواهد شد.
از طرف دیگر با توجه به تجربهی کنگرهی اول جدی، لازم است مخارج کنگره بر دوش تعداد کمی یارسانی سنگینی نکند، و همه داوطلبانه با پرداخت مبلغی مخارج کنگره را تامین کنند. و بدینصورت هر کس که خواهان شرکت در کنگره و رساندن پیام و نظرات خویش است، مسافر مجانی کنگره نباشد. چون در اینجا بحث بر سر توافق با فلان بند برنامه نیست، بلکه بحث بر سر توافق برای داشتن یا نداشتن یک تشکل یارسانی مستقل است. اگر توافق مطلق برنامهای هم وجود نداشته باشد، ولی ضرورت داشتن یک تشکل یارسانی و دفاع از منافع و حقوق مردم یارسان بایستی اولویت خود را در شرکت و همکاری ما نشان دهد. شرایط امسال با شرایط سال گذشته بسیار تفاوت کرده، و همهی ما دارای تجارب تلخ و شیرینی هستیم، و هر کدام نیز دارای اشتباهات خود هستیم. من خودم را هم از اشتباه مبرا نمیدانم اما، احساس میکنم، آنچه که بایستی انجام میدادم در حد توان انجام دادهام، و حالا نیز حاضرم برای بثمر رسیدن کنگرهی دوم تلاش خود را بنمایم. من بشوخی کنگرهی اول را کنگرهی معجزه نامیدم، و حتی متنی بر همین اساس بشکل طنز نوشتم، اما وقتی حالا شرایط را بعد از یکسال نگاه میکنم احساس میکنم، جدا کنگرهی معجزه بوده، چون حداقل هفتاد هشتاد نفر یارسانی زیر یک سقف جمع شده، و بعد از دوروز بحث، در اوج بیتجربگی، فواصل فکری و بینشی و شخصیتی، بلاخره یک تشکل خلق بشود، و روی یک متن توافقی صورت بگیرد. امیدوارم بعدا برای تقدیر از کار کنگرهی اول هم شده باشد بتوانم متن را با کمی دستکاری منتشر کنم. حالا کنگرهی دوم چه خواهد شد، نمیدانم اما دوست دارم از همین حال آن را کنگرهی اتحاد بنامم، و با این امید که اتحاد ما اینبار از اختلافاتمان بیشتر باشد، و حداقل تلاش ما قبل از هر چیز برای داشتن یک تشکل یارسانی فراگیر باشد.
شاد و موفق باشید
نوید 14.01.08
