onsdag 12. mai 2010

بمناسبت روز جهانی زن

بمناسبت روز جهانی زن
8 مارس روز جهانی زن به‌ همه‌ی زنان مبارز کرد، ایرانی و بویژه‌ زنان و دختران تحت ستم یارسانی تبریک میگویم. با این امید که‌ در این روز شاهد به‌میدان آمدن شیرزنان یارسانی برای مبارزه‌ علیه‌ ستم و نابرابری، تبعیض، فقر فلاکت و خرید و فروش دختران تحت نام ازدواج...... باشیم. شاید 8 مارس امسال برای بسیاری از زنان یارسانی سالی ویژه‌ باشد. چون در ظرف یکسال گذشته‌، پروسه‌ی ایجاد یک تشکل مستقل یارسانی به‌ بحث داغ و رایج تمامی محفلهای دوستانه‌ و حتی خانواده‌گی مبدل شده‌ بود. و بدین وسیله‌ راه‌ شرکت زنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی نیز تا اندازه‌ای هموار شده‌ بود. صرفنظر از چند و چون پروسه‌ی تشکل یارسانی، اما در کل یک پروسه‌ی بسیار مهم و حیاتی بوده‌ و هست. و طبیعتا نیز به‌ نتایجی هم خواهد انجامید. اما روز 8 مارس امسال را بایستی با شکوه‌ هر چه‌ تمامتر برگزار کرد. تاریخچه‌ی این روز تاریخی گرچه‌ به‌ مبارزات زنان کارخانه‌های نساجی امریکا، و مبارزات بعدی زنان اروپایی و امریکایی مرتبط میشود، اما در واقع با شروع زندگی بشر، و با از بین رفتن نظام مادر سالاری در دورانهای اولیه‌ زندگی انسانی آغاز و تا به‌ امروز در اشکال گوناگون ادامه‌ داشته‌ است.
با از بین رفتن نظام مادرسالاری و رشد مالکیت خصوصی بر وسایل و ابزار تولید، روند گسترش مالکیت مرد بر زندگی زن نیز تسریع شد. و زن نیز به‌ عنوان بخشی از دارایی مرد در چهارچوب خانواده‌ به‌ زندان کشیده‌ شد. مردان برای تسبیت موقعیت بالا دست خود بر زنان، از خدایان هم کمک خواستند، و خداوند با ارسال پیامبران و برگزیدگانی، ادیان و مذاهب را نیز بکمک مرد فرستاد تا هر چه‌ بیشتر زنان را تحت کنترل و انقیاد بگیرند.
بدین گونه‌ مبارزات زنان بکمک فرهنگ و مذاهب نیز نه‌ تنها ادامه‌ یافت بلکه‌ به‌ مبارزاتی بسیار خشن و خونبار مبدل شد، که‌ بیشترین قربانیان را زنان تشکیل میدادند، این روند در اکثر کشورها و جوامع عقب افتاده‌ از جمله‌ جامعه‌ی یارسان هنوز به‌ شکل وسیع ادامه‌ دارد.
اما پیکار زنان زمانیکه‌ به‌ نیروی کار پیوستند شکل خود را عوض کرد، و مبارزات در ابعاد وسیعتری از درون خانواده‌ به‌ خیابان کشیده‌ شد. زنان مبارز کارخانهای نساجی نیویورک در سال 1857 در اعتراض به‌ شرایط طاقتفرسای کار، تبعیض و پایین بودن دستمزد در مقایسه‌ با دستمزد مردان کارگر در یک اعتصاب عمومی سنت مبارزات سازمانیافته‌ را پایه‌گذاری کردند. حدود بیش از 50 سال بعد، و در گرامیداشت اعتصاب و مبارزات زنان نیویورکی در سال 1908، اینبار زنان کارگر کارخانه‌ی نساجی کتان در همان شهر، در اعتراض به‌ شرایط کاری و استثمار دست به‌ یک اعتصاب مسالمت آمیز زدند. صاحب کارخانه‌، به‌ کمک ماموران و نگهبانان کارخانه‌، کارگران زن را در محیط کارشان زندانی کرده‌، تا بدین صورت از رفت و آمد، دیگر کارگران و اعلام پشتیبانی آنها از مبارزات زنان کارگر جلوگیری نمایند. در این اثنی، یک آتش سوزی روی داد، که‌ از زنان محبوس در کارخانه‌ فقط تعداد کمی نجات یافتند، و 129 زن دیگر در میان شعله‌های آتش سوختند.
روز هشتم ماه مارس بر پايه سنتى مبارزه كارگران زن عليه شرايط سخت كاريشان درخاطره‌هاماند، در سال هاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان به شكل تظاهرات و اعتصاب كارى عليه فشار، تبعيض و استثمار كارى و همينطور براى داشتن برابرى حقوق در اجتماع و عليه جنگ ادامه پيدا كرد.
از جمله يكى از مهمترين مدافعان حقوق زنان در كشور آلمان خانم كلارا زتكين، خواست هاى مبارزان زن در آلمان را مبنى بر هشت ساعت كار در روز براى زنان، همينطور حق داشتن تعطيلات و مرخصى زايمان و برابرى حقوق در مقابل قانون مطرح كرد.
در اروپا دومين كنفرانس سوسياليستى بين المللى زنان كه در آن صد شركت كننده از هفده كشور جهان شركت داشتند، به پيشنهاد كلارا زتكين در ۲۷ آگوست سال ۱۹۱۰ در كپنهاك روز هشتم ماه مارس به عنوان روز زن و براى دفاع از حقوق آنان در مقابل تبعيضات مختلف و چند جانبه برگزيده شد.
اولين روز جهانى زن در ماه مارس ۱۹۱۱ در دانمارك، آلمان، اتريش، سويس و امريكا برگزار شد. ميليون ها زن در برگزارى اين روز شركت كردند. خواست هاى اساسى زنان عبارت بودند از قوانين حمايت كننده كار براى زنان، حق راى و شركت در انتخابات، عليه جنگ هاى امپرياليستى، برابرى مزد با مردان در مقابل كار مساوى، هشت ساعت كار در روز، حمايت از مادر و كودك، تعيين حداقل مزد.
در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد. اين مبارزه به يك حركت بزرگ تبديل شد به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن به مرگ رسيدند.
اما مقایسه‌ی شرایط زندگی زنان یارسانی با زنان در کشورهای غربی شاید زیاد هم منطقی نباشد، چون در جامعه‌ی ما هنوز مناسباتی حاکم است، که‌ نه‌ تنها زنان بلکه‌ مردان هم در سطحی نیستند در بیان افکار و آرزوهای خود احساس آزادی و امنیت بنمایند. در نتیجه‌ی کار و مبارزات ما بسیار دشوارتر و پر فرازونشیب تر خواهد بود، اما هیچ جیز غیر ممکن نیست. هماکنون بخش زیادی از زنان و دختران جوان یارسانی در کشورهای غربی زندگی میکنند، اگر این بخش بخود تکانی بدهند بدون شک خواهند توانست در امر پیشبرد مبارزات زنان نقش فعال و بسزایی داشته‌ باشند. من بطور خلاصه‌ و در خاتمه‌ معتقدم که‌ زنان و دختران یارسانی بایستی به‌ کار متشکل سیاسی روی بیاورند. چون تنها پناه‌ بردن به‌ راه‌ حل فردی، راه‌ چاره‌ هیچ دردی نیست. برای مبارزه‌ بایستی زنان تشکل خاص خود را پایه‌گذاری کنند، و نیروی مستقل خود را سازمان دهند. در این جوامع زنان از موقعیت بسیار خوبی نسبت به‌ مردان قرار دارند، و تجارب زیادی نیز در جوامع میزبان قابل دسترس است. در جامعه‌ی یارسان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز امکان متشکل شدن زنان در چهارچوب سازمانهای غیر دولتی، چون سازمان زنان، و دیگر تشکلهای صنفی وجود دارد، و حالا تعداد زیادی از زنان و دختران یارسانی دارای تحصیلاتی عالی هستند و بدین ترتیب میتوانند با جریان مبارزات سراسری در کردستان و ایران پیوند بزنند. بنابراین زمینه‌ی کار سازمان یافته‌ی زنان در تشکلهایی که‌ بوسیله‌ی مردها اداره‌ و هدایت نشوند امکان پذیر هست.
من در طنز مۆساحبه‌ با ملای نه‌خۆنده‌ نیز به‌ مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی پرداخته‌ام با این امید که‌ مورد سوءتفاهم قرار نگیرد. در خاتمه‌ یکبار دیگر روز جهانی زن را تبریک میگویم، و برای همه‌ی زنان و دختران آزاده‌ی یارسانی که‌ در راه‌ رهایی خود تلاش میکنند آرزوی موفقیت دارم.
nawid 2007