حزب کمونیست ایران حزب طبقهی کارگر ایران، پس کومهله حزب کیست؟
با شدت گرفتن رقابت در بازار سرمایهداری، هر روز شاهد سر برآوردن مغازها و بوتیکهای زنجیرهای هستیم که در تلاشند تمام اقلام و کالاهای مورد نیاز مشتری را زیر یک سقف جمع نموده تا بتوانند به خواست و نیاز متقاضیان جواب داده و سودی عایدشان بشود. در چنین دور و زمانهای وقتی به ترکیب حزب کمونیست ایران نگاه میکنیم در میابیم افرادی که بر یدک کشیدن نام حکا میخواهند خود را رهبر و سازمانده مبارزات طبقهی کارگر بخورد افکار عمومی بدهند در واقع همان اسلوب نظام بازار سرمایهداری را منتهی در قالب سیاست و تشکیلاتداری تکرار میکنند. حکا حزب طبقهی کارگر است، و برای رهبری انقلاب کمونیستی و کسب قدرت سیاسی توسط طبقهی کارگر تشکیل گردید که مدتی بعد از آنکه تئوریسین و رهبران آن از بقدرت رسیدن ناامید شدند پروژهی خود را نیمه کاره رها نموده و دکان کمونیسم کارگری را گشودند تا به اصطلاح حزبشان را کارگری کنند و از شر مسئلهی ملی خود را خلاص کرده و حتی تعداد زیادی کادر و پیشمرگ کومهله را بدنبال خود کشانده و به جان هم انداختهاند. از طرف دیگر طرفداران حفظ بقاء حکا همچنان ارادهگرایانه تلاش دارند تا با استفاده از نام و نفوذ کومهله و امکانات مردم کردستان قدرت سیاسی را در تهران تسخیر کرده و نظام کمونیستی مورد نظر خود را که هنوز در مورد چگونگی ادارهی آن بعد از سه دهه سخنی نگفتهاند پیاده نمایند. اما در هر نوشتهای ازرفقای فراکسیون میخواهند که در مورد برنامهی خود شفاف سازی کنند و پلاتفرم خود را اعلام نمایندد تا شاید سرنخی یا بهانهای برای اخراج از تشکیلات بدست زمامداران بیفتد، این تفتیش عقاید تا کجا عادلانه است بماند, این رفقا حق دارند هر جور دوست دارند فکر کنند ولی یک حزب کمونیست که اهداف خودرا ایجاد حکومت کارگری میداند و جنبشهای دمکراتیک دیگر را از جمله جنبش ملی بهعنوان جنبشهای بورژوایی قلمداد مینماید چگونه قادر است یک بخش از تشکیلات خود را تحت نام سازمان کردستان حکا در پرانتز جای داده و برای رهبری یک جنبش بورژوایی مختص کند؟؟؟؟؟ چگونه ممکن است بعد از معلق کردن برنامه خودمختاری کومهله برای کردستان و سپس با انتشار برنامهی حاکمیت انقلابی در کردستان آنهم زیر فشار افکار عمومی ، بتواند همزمان جنبش ملی را با جنبش طبقاتی مورد نظر خویش آشتی داده و هر دو را همزمان به پیش ببرد؟؟ این دو جنبش درواقع متضاد و نافی همدیگر هستند، چون در مبارزهی طبقاتی اساس تعلق طبقه و نه تعلقات ملی و فرهنگی است، در حالیکه در جنبش ملی اساس دفاع از موجودیت یک ملت با زبان، فرهنگ آداب و سنن و هتد است که جواب منطقی و واقعی به آن به رسمیت شناختن حق ایجاد دولت ملی است، که این دولت میتواند یک نظام طبقاتی نیز باشد. تلاش بیثمر جنبشهای چپ در سراسر جهان برای تلفیق و پاسخگویی به مسئلهی ملی در نهایت به وطن پرستی و ایجاد حکومتهای ملی در بهترین حالت انجامیده است که نمونههای بسیاری را در قرن حاضر و گذشته میتوان مشاهده نمود. حکا نیز در چنین راهی گام بر میدارد، و گویا با تکرار شعارهای ایدئولوژیک قرار است مردم کرد نیز مشکل ملی خود را فراموش کرده و به حزب طبقهی کارگر ایران ملحق شده و برای ایجاد یک حکومت کارگری برهبری حکا اقدام نمایند. این در حالی است که طبقهی کارگر ملت حاکم با موقعیت بهتری که دارند، از این نظر که از محرومیتهای نژادی، زبانی و حتی دینی رنج نمیبرند حاضر به قبول و کمک به برادران کرد، بلوچ و عرب خود نیستند و در بهترین حالت به فکر بالابردن میزان دستمزد خویش هستند.
با این حال نیز حکا تلاش دارد باقرار دادن کومهله در یک پرانتز راه حل دوفاکتوری برای مسئلهی ملی و طبقاتی را با هم ارائه کند. بنابراین برای هر کس که مقداری بدور از تعصب و واهمهی از انگ ناسیونالیست و غیره به مسئله نگاه کند در میبابد که دکان حکا که بتواند نیاز تمام مشتریان طبقاتی و ملی و غیره را برآورد کند از یک فروشگا بسیار کوچک نظام سرمایهداری هم کم رونقتر هست. چون در هر مغازهای میتوان حداقل تعداد زیادی اقلام مورد نیازرا یافت که در کنار هم در قفسهها چیدهاند بدون آنکه با هم قاطی بشوند.از آنجایی که کومهله که در بطن یک مبارزهی رهایبخش و انقلابی ملی پا به عرصهی وجود گذاشته بر کسی پوشیده نیست و رسالت آن هم در واقع حل مسئلهی ملی در شکلی عادلانه که متضمن حقوق کارگران و زحمکتشان یا همان جوتیاران در کردستان بوده و هست ،اماحالا مسئلهی ملی تنها برای تزیین و گشاده دست جلوه دادن حکا گاها در اعلامیههای منتشره مطرح میشود که تنها در حکم ماده خوشمزه کننده برای این کالاهای از نوع طبقاتی است. بدین معنی کومهله تنها در ویترین حکا نه برای رهبری مبارزات مردم کردستان بلکه برای بازنگاه داشتن دکان طبقاتی حکا در کردستان است و بس. چون با توجه به نوشتهها و گفتههای رفقای طرفدار حکا جنبش انقلابی کردستان بایستی در انتظار برآمد تودهای و طبقاتی ای که قرار است به رهبری حکا در سراسر ایران صورت بگیرد، منتظر بماند و در صورت اتفاقی که کنترل آن از عهدهی حکا خارج بشود آن موقع از اسم و رسم کومهله برای مهار و در همان حال بزک کردن حکا به عنوان رهبری جنبش کردستان استفاده بشود. این تناقض آشکار که رفقای طرفدار حکا آن را نادیده میگیرند و بر طبل خود میکوبند جای شک و تردید زیادی دارد، چون یک حزب کمونیست بایستی مشغول کار و سازماندهی طبقهی کارگر باشد و بنا به ادبیات حکا نیز تنها تمرکزشان روی چند اعتراض پراکندهی کارگری اینجا و آنجای ایران است، نه جنبش انقلابی کردستان و فرزاد کمانگرها که تنها به دلیل کرد بودن حکم اعدامشان صادر میشوددر ادبیات حکا اگر غایب نباشد بسیار کمرنگ هست.
بدنبال اعلام فراکسیون فعالیت بنام کومهله، شاهد موضعگیریهای متفاوت و بعضا احساساتی هستیم، که تفکر طرفداران فراکسیون را نادرست، ناسیونالیستی و غیر کارگری و کمونیستی قلمداد میکنند، صرفنظر از آنچه که نوشته میشود یک واقعیت مسلم آن است که کومهله جریانی است برای جواب گویی به مسئلهی ملی در کردستان، هر تعبیری دوستان داشته باشند تمام شواهد و واقعیات 3 دههی گذشته دال براین مدعاست. با انگ زدن هم نمیشود یک جنبش زنده را به دنبالهی یک تفکر وهمی و خیالاتی تبدیل نمود و کومله را در یک پرانتز مودب سرجایش نشاند. انشعابات، کنارهگیری و یاس و نومیدی کسانیکه که سالیان زیادی از عمرشان را برای دفاع از جنبش انقلابی کردستان در صفوف کومهله صرف نمودند نشانه آن است که کومهله از جایگاه واقعی خود کنار زده شده و علیرغم میل باطنی اعضا و طرفداران آن توسط یک تعداد به گروگان گرفته شده است. حالا نام کومهله توسط حکا یا سازمان آقای مهتدی و دیگران یدک کشیده بشود، مهم نیست مهم آن است که هیچیک از این جریانات دیگر نمیتوانند کومهلهای باشند که تا قبل از تشکیل حکا یار و یاور زحمتکشان کردستان و سازماندهی زنان و دختران مبارز در کردستان باشد. فراکسیون بخودی خود یک واکنش علیه سوء استفاده از محبوبیت و اسم و رسم کومهله است. چون صادقانه نیست اگر حکا علاقهای به حل جنبش انقلابی کردستان ندارد، نام کومهله را با خود یدک بکشد. این دکان دو دهنه ممکن است تا چند روزی مشتریانی را از روی ناچاری و یا توهم بطرف خود جلب نماید اما در نهایت لازم است حکا بخاطر بیان صادقانه خود از بزک کردن تشکیلات کردستان نیز دست بردارد و بدنبال رهبری طبقهی کارگر ایران برود، که شاید آن را جدی بگیرند، چون ظاهر شدن با اسامی مختلف همانند دویدن دنبال دو خرگوش در دو مسیر متفاوت است، که در نهایت به شکار هیچکدام نخواهد انجامید. ابراز امیدواری به اینکه طرفدارا فراکسیون خسته خواهند شد، و سپس از تشکیلات کناره خواهند گرفت و یا ناچار به انشعاب خواهند شد، یک امید واهی و پوچ است، چون حتی در صورت انشعاب نیز طرفداران فراکسیون که خود یکی از آنان هستم نمیتوانند ادعا کنند که کومهلهی واقعی هستند را نمیتوان جدی گرفت و در همانحال انشعاب و کناره گیری و تک بنی شدن حزب نیز دوای درد ما نیست. داروی واقعی بازگشت و مراجعه به جنبشی است که کومله حاصل آن بود، این جنبش هنوز زنده پوینده و حتی متکاملتر شده است، جنبش انقلابی کردستان حالا وسعت و سازمانیابی بهتری پیدا نموده است، نفرت مردم از حاکمیت جمهوری اسلامی و نیروهای اشغالگر آن به درجهی غلیان رسیده است، افکار عمومی دنیا و شرایط منطقه نیز بسود جنبش کردستان متحول شده است، تنها یک کومهلهی دمکرات، پویا و تولرانت با بازگشت به سنتهای صادقانه میتواند جنبش کردستان را از دست احزاب معاملهگر رها کند و مدافع وسیعترین آزادیها و حقوق انسانی چه در حال حاضر و چه در آیندهی تحولات در کردستان باشد.
نوید
