torsdag 13. mai 2010

شکست نشست یوتوبوری پایان دنیا نیست

شکست نشست یوتوبوری پایان دنیا نیست
دوستان همانطور که‌ مطلع هستید من در تابستان گذشته‌ با انتشار اطلاعیه‌ی علیر غم میل درونی خود از ادامه‌ هر گونه‌ فعالیت سیاسی یارسانی خودم را کنار کشیدم، و تا به‌ امروز نیز به‌ امر انصراف خودم وفادار مانده‌ام. هرچند متعاقبا در نشستی کاملا دوستانه‌ و درمحیطی آرام بدرخواست برخی از رهبران جدی که‌ برای یک سری دیدار و مشورت به‌ کشور نروژ آمده‌ بودند شرایط و اوضاع یارسانی را مورد بررسی قراردادیم اما بدلیل شخصی و بیماری باز هم بر بیطرفی خود پای فشردم، و در همان حال نیز انتقادات و نظرات خود را نیز با آنها درمیان گذاشتم و در طی همان نشست نیز کار رهبران جدی را مثبت ارزیابی نموده‌ و ادامه‌ی آنرا تا وصول به‌ اتحادی یارسانی آرزو نمودم. بهرحال امروز نه‌ تنها ایران یا جامعه‌ی یارسان بلکه‌ کل بشریت با سربرآوردن جانوری بنام احمدی نژاد به‌ عنوان رییس جمهور کشوری مهم در منطقه‌ از صندوقهای رایشرایط دگرگون شده‌ و هر انسان عدالتخواهی را در مقابل یک تعیین تکلیف قرار داده‌ است. در همین گیرودار نیز متن اطلاعیه‌ی زیر نیز تحت عنوان "نتیجە نشست یوتوبوری با "جنبش دمکراتیک یارسان" در سایت یاریکورد مرا مجبور نمود تا بتوانم نظراتم را با شما عزیزان در میان بگذارم. در مورد چگونگی رفتار ظالمانه‌ی احمدینژاد و همدستانش بر عیه‌ مردم آزادیخواه‌ نبایستی منتظر ماند و بر همه‌واجب است که‌ مسئولانه‌ به‌ تفکر بپردازند و با شجاعت و متانت برای ایجاد اتحادی مبتنی بر آراء عمومی گام بردارند.
دوستانی که‌ در نشست یوتوبوری شرکت داشته‌اند از هر طرف جدی و غیر جدی، قبول زحمت نموده‌اند که‌ برای رسیدن به‌ یک هدف واحد تلاش کنند، اما متاسفانه‌ آنچنانکه‌ از اطلاعیه‌ پیداست گویا به‌ نتیجه‌ای نرسیده‌اند. در این اطلاعیه‌ که‌ به‌ گذشته‌ی تحرکات یارسانیان برونمرزی میپردازد از متن درخواستهای مطر حه‌ شده رو به‌ جدی خبری نیست، و همچنین جوابی که‌ به‌ این دوستان داده‌ شده‌ در این اطلاعیه‌ غایب است. من بطور مشخص بعد از نشست مذبور با هر دوطرف مذاکره‌ و بمنظور نزدیکتر کردن آنها تماس گرفته‌ و از افراد کلیدی هر دو طرف قضیه‌ نیز نظرات مثبت و سازنده‌ای شنیدم که‌ مرا بسیار امیدوار کرد که‌ بتوانیم در آینده‌ی نزدیک راه‌ حل مناسبی برای اختلافات درونی یارسانی پیداکنیم.
واقعیت این است، که‌ برخی از هر دوطرف خواهان اتحاد یارسانی نیستند، و با کار شکنی و ابراز نظرات بیجا و بیموقع در تلاش هستند که‌ جداییهای یارسانی به‌شکل مزمنی موجودیت و انکشاف پیدا کند که‌ بنوبه‌ی خود میتوان اینگونه‌ تحرکات را ، به‌ ریختن آب در آسیاب جمهوری اسلامی بطور‌ عمد و یا غیر عمد قلمداد نمود.
همه‌ی ما میدانیم که‌ در جریان دو سه‌ سال اخیر توافقات زیادی صورت گرفته‌ و سپس به‌ دلیل کارشکنی کس و یا کسانی توافقات به‌ شکست انجامیده‌ است، اما با این حال بازهم کسان زیادی بر اتحاد و داشتن یک تشکل واحد یارسانی پای فشرده‌اند، ‌ من خود یکی از این افراد بوده‌ و هستم. منتهی اشکال کار ما این بوده‌ و هست که‌ میخواهیم نظراتمان را قبل از یک جلسه‌ رسمی بشکل کنگره‌ یا کنفرانس و غیره‌ یا تحمیل کنیم و یا در غیر اینصورت حاضر به‌ همکاری نخواهیم شد. بنابراین همیشه‌ تصمیمات درست بعد از واکنش و کنشهای غلط اتخاذ میشد. در آنصورت نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود که‌ سبب شد تا به‌ این اندازه‌ ما در تفرقه‌ بسر ببریم.
و اما حالا من با توجه‌ به‌ مسئولیت اخلاقی که‌ دارم، و با هر دوطرف ماجرا نیز در ارتباط بوده‌ و رایزنی نموده‌ام، به‌ اطلاع میرسانم که‌ :
1. جدی با قبول اکثر شرایط مطرح شده‌ برای برگزاری کنگره‌ی فوق العاده‌ و سپردن سرنوشت تشکیلات به‌ کنگره‌ در واقع راه‌ همکاری و شرکت عموم را تضمین نموده‌ است.
2. شرط حضور در کنگره‌ێ فوق العاده‌ یا کنگره‌ی سه‌ یارسانی دادن لیست اسامی شرکت کنندگان به‌ هیئت برگزاری کنگره‌، و پرداخت حق عضویت در صورت ورود به‌ سالن کنگره‌ است.
3. در این کنگره‌ سرنوشت تشکل یارسانی توسط اکثریت آراء مشخص میشود و هر کس آزاد است برای تغییر مورد نظر خویش قبلا و در موعد مقرر هیئت برگزاری کنگره‌ را در جریان قرار داده‌ و بر اساس ضوابط کنگره‌ عمل نماید.
بدینصورت بنظر من و بر اساس برداشتی که‌ از نظرات دوستان جدی و غیر جدی دارم، تضمین این سه‌ اصل ساده‌ میتواند به‌ ایجاد تشکل واحد یارسانی بیانجامد و بعد از آن نیز هر کس مختار است برای ایجاد تشکل موردنظر خود تلاش کند در صورتیکه‌ تشکل حاصله‌ از کنگره‌ نتواند نظرات او و یا همفکرانش را برآورده‌ کند.‌
نوید. 12.06.09