torsdag 13. mai 2010

نامه‌ای سرگشاده‌ به‌ یاران گرامی، آقایان میره‌بگی، و سلطانی فر‌

نامه‌ای سرگشاده‌ به‌ یاران گرامی، آقایان میره‌بگی، و سلطانی فر‌
دوستان گرامی من طی این هفته‌ دومطلب از هریک از شما را در رابطه‌ با کتاب و مواضع دکتر مرادی مطالعه‌ نمودم. از راهی دور بر قلم شیوا و نزاکتتان دورد میفرستم. اما یاران گرامی من مدتی است که‌ واقعا از کاروبار و موضعگیری سیاسی کناره‌ گیری کرده‌ و راه‌ سکوت را برگزیده‌ام، چون براساس تحلیل و تصور خودم آنچه‌ که‌ فکر میکردم میتواند در خدمت وحدت باشد، با واقعیات خوانایی نداشت وادامه‌ی کار را در جو کنونی برایم غیر ممکن ساخت، اما بحق نتوانستم سکوت پیشه‌ کنم و در مقابل شما عزیزان نظراتم را بازگو ننمایم. چون در هر صورت این موضوع ربطی به‌ سیاست ندارد، و قرار است حول و حوش فرهنگ و کولتور یارسانی خود را بیان بنماید. عزیزان من هم با خیلی از انتقادات و استدلالهای شما راجع به‌ کتاب دکتر مرادی موافقم و با آنکه‌ در مورد آیین یاری و تاریخ و فلسفه‌ی آگاهی زیادی ندارم، اما میدانم که‌ نظرات دکتر مرادی در مواردی چهارچوبهای رایج را نیز نادیده‌ گرفته‌ است. اما یک نکته‌ را نبایست از نظر دور داشت که‌ دکتر مرادی محصول یک تاریخ سرکوب شده‌ی یارسانی است، که‌ دربدری زیادی کشیده‌ و بعد از یکدنیا دوری و تنهایی بلاخره‌ افکارش را روی کاغذ آورده‌است. کار دکتر مرادی در نوع خود کم نظیر است، چون حداقل از زاویه‌ای دیگر به‌ آیین یاری و تاریخ و فلسفه‌ی آن نگریسته‌ است، و تا آنجا نیز پیشرفته‌ که‌ بعضی از شنیده‌ها را بعنوان واقعیت در کتاب گنجانیده‌ است. اما با تمام این اوصاف کار او قابل ستایش است، جون هر چه‌ باشد یک سری واقعیات را در خود دارد، حالا اگر از زاویه‌ی دینی آن را بررسی کند، طبیعتا با اصول آیین یاری در تناقض و تضاد قرار میگیرد. اما از یک مردم فقیر و روشنفکر این مردم کاری سترگتر از این ممکن نیست و نبایست انتظار داشت. در هر صورت، آنچه‌ آزار دهنده‌ است، شیوه‌ی برخورد شما عزیزان به‌ مخالفان فکریتان میباشد. در یک جا تاکید میکنید که‌ همه‌ی یارسانیان کار فرهنگی انجام بدهند و در جایی دیگر اختلافات فکری را تا حد تفرقه‌انداز، عامل عدم اتحاد و غیره‌ توسعه‌ میدهید. بنظر من این امر میتواند به‌ جو خفقان و تکفیری دامن بزند که‌ تمام ادیان دیگر اعضای ناراضی خود را بدان تهدید میکنند. شما هر دو تاکید میکنید که‌ یارسان جامعه‌ای تولرانت و صلح دوست است، و در همان حال نیز کسانیکه‌ تفسیر یا شیوه‌ای دیگر را برای بیان نظراتشان استفاده‌ میکرده‌ یا میکنند تکفیر شده‌، و تفرقه‌انداز میدانید، دوستان این برخلاف منشورهای بین المللی در رابطه‌ با آزادی بیان است. من شخصا نه‌ با دکتر و نه‌ دوریش علیمیر موافق نبوده‌ و نیستم، و معتقدم که‌ جامعه‌ی یارسان و رهبران مدفون و در قید حیات، سرداران یک لشکر مدافع صلح هستند، تضعیف و تقبیح هرکدام از آنها تحت هر نام و شرایطی ضربه‌ای است بر پیکر جامعه‌ی یارسان، اما علیرغم همه‌ی اینها هر کس حق دارد، نظراتش را در رابطه‌ با هر چیزی از فلسفه‌ی فکری تا روابط اجتماعی و سیاسی رهبری و هر فرقه‌ و طایفه‌ای بیان کند، بدون آنکه‌ احساس ترس و تهدیدی داشته‌ باشد. بدون شک انسانهای آگاهی وجود خواهند داشت که‌ تفرقه‌ و توهین و عمل غیر مسئولانه‌ی هر کس را نقد کنند، کاری که‌ شما انجام میدهید. اما ساختن آدم تفرقه‌اندازی از کسی چون دکتر مرادی کار جالبی نیست. چون تا آنجایی که‌ من ایشان را میشناسم، دکتر اهل دیالوگ، و آماده‌ی پذیرش هرگونه‌ انتقادی هست، و اگر هم چنین نباشد، در هر صورت، به‌ شخصیت کسی توهین نمیکند. آنچه‌ در این مطلب کوتاه‌ مورد نظر بود، دفاع از مرادی و یا تایید نظرات هیچ فردی نیست، بلکه‌ ما بایستی به‌ فرهنگ دیالوگ و تولرانت جامعه‌ی خود توسعه‌ بدهیم، و برای مردم عامی که‌ احساساتشان با تفسیر و برداشت ما میتواند خدشه‌دار و یا تحریک بشود، بتوانیم در اوج امانتداری مسائل را توضیح بدهیم.
دستتان را بگرمی میفشارم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.
نوید استرالیا. 2008