fredag 14. mai 2010

جلالی پور و قانعی فرد در تلاش برای توجیه‌ جنایات جمهوری اسلامی

جلالی پور و قانعی فرد در تلاش برای توجیه‌ جنایات جمهوری اسلامی

جوابیه‌ی قانعی فرد تحت عنوان"کرد-هراسی / پاسخ قانعی فرد به جلایی پور (روزنامه شرق) " و سخنان جلالیپور، نشانگر تلاش مخلصانه‌ی این دو به‌ اصطلاح جامعه‌ شناس و استاد دانشگاه در توجیه‌ جنایات رژیم اسلامی است که‌ هرکدام بنوعی نان و مکنت و معوای خود را در همکاریشان با وزارت اطلاعات رژیم اسلامی مدیونند. اظهارات هر دو که‌ در سایت یارسان دات کام منتشر شده‌، قبل از آنکه‌ به‌عنوان یک مبحث جامعه‌شناسانه‌آنطور که‌ خود بدان میبالند باشد، یک سری اراجیف بی سروته‌ و بدون مدرک و سند است که‌ تنها نیمدایره‌ی دیگر از جنایات رژیم جمهوری اسلامی در کردستان را تشکیل میدهند. جلالی پور که‌ خود را جامعه‌ شناس معرفی میکند، تلاش میکد که‌ احزاب سیاسی دخیل در جنبش کردستان کومله‌ و حزب دمکرات کردستان ایران را مسئول و مسسبب درگیری با نیروهای اشغالگر اسلامی معرفی کند و سرکوب جنبش ملی دمکراتیک و انقلابی کردستان را به‌ یک حرکت قومی تنزل داده‌ و در جمعبدی خود عقب نشینی نیروی پیشمرگه‌ را به‌ فروکش کردن حمایت مردمی از آن و نه‌ سرکوب و وحشیگریهای جهموری اسلامی منتسب کند. ایشان همچنین در ارزیابی خود با مقایسه‌ی دول اشغالگر کردستان، به‌ جمهوری اسلامی و رفتار سرکوبگرانه‌اش مدال انسانیتر میبخشد و شکست " حرکت قومی" را بزعم خود به‌ تحلیل و درک ساده‌لوحانه‌ احزاب سیاسی نسبت دهد. این ادعاها تا چه‌ اندازه‌ واقعی و درست هستند بماند، اما تلاش مشترک قانعی فرد و جلالی پور در این است که‌ توجیه‌ کنند که‌ حرکت کردی تجزیه‌طلبانه‌ نیست، و به‌ نیابت ازطرف مردم کرد و نیروهای سیاسی قسم میخورند که‌ کردها چنین افکار خطرناکی دایر بر نغض تمامیت ارضی کشور را نداشته‌ و ندارند. قانعی فرد اما پا را فراتر گذاشته‌ و میفرماید که‌ حزب دمکرات تلاش زیادی کرد که‌ جمهوری اسلامئ را قانع کند که‌ خواهان درگیری نیست و این کومه‌له‌ بود که‌ آشوب بپا کرد، و آیت الله‌ بهشتی و خلخالی بودند که‌ با تبلیغات هیستریک خود به‌ جنبش کردستان مهر تجزیه‌طلبی زدند. این ادعای قانعی فرد تلاشی مذبوحانه‌ برای توجێه‌ جنایات رژیم اگر نباشد تنهای یک خرفتی محض است.

این دو عالیجناب که‌ عنوان محقق و استاد دانشگاه‌ را با خود یدک میکشند، سالهاست در کنار نیروهای سرکوبکر اسلامی مشغول چریدن از خوان به‌ یغما رفته‌ی ملت ایرانند و برای گذران زندگی خود نه‌ تنها قلم بلکه‌ عرف و اخلاق روشنفکری را نیز به‌ زیر علامت سئوال برده‌اند. در نظامی که‌ فرزاد کمانگر، تنها به‌ جرم کرد بودن حکم اعدامش صادر میشود، و یا هزاران اسان از بدو حکومت اسلامی تا بحال تنها بجرم کرد بودن قتل و عام شده‌اند، جلالی پور و قانعی فرد چگونه‌ میتوانند به‌ نعل و به‌ میخ بکوبند و بتوانند آزاد سفر کنند و در سمینار و روزنامه‌های رژیم از جنبش کردستان صحبت کنند و کسی هم کاری به‌کار ایشان نداشته‌ نداشته‌ باشد. البته‌ بایستی دلیل اینکار را در تحلیل ای دو عالیجناب از جنبش کردستان جستجو کرد و فهمید که‌ چه‌ تمایز و تشابهی با نگرش حکومت اسلامی از جنبش انقلابی مردم کردستان دارند. هر دو نظریه‌پرداز کرد زبان، با زبان بیزبانی اذعان دارند که‌ کردها در صدد تجزیه‌ و جدایی از ایران عزیز نیستند، و حتی از ایرانیان اصیلند. اگر چیزی برعکس این ادعا باشد، پس قتل و عام این مردم نه‌ تنها گناه‌ نیست بلکه‌ خود نیز حاضرند برعلیه‌ نیروهایی بجنگند که‌ آرزو و رویای آزادی خاک اشغال شده‌ی کردستان توسط نیروهای رژیم سرکوبگر اسلامی را دارند، کما اینکه‌ آقای جلالی پور این وظیفه‌ را صفوف سپاه‌ پاسداران در نقده‌، و در جوار قتل عام قارنا و قلاتان به‌ انجام رسانیده‌اند. اما آقای قانعی فرد که خود سر در آبشخور وزارت اطلاعات دارند، در تلاش است از اسم و رسم روشنفکر و دانشجو و آکادمیکر اراجیف خود را بخورد افکار عمومی بدهند.

ایندو تحصیل کرده‌ و دست پرورده‌ی رژیم اسلامی هنوز از استفاده‌ از واژه‌ی ملت برای تعریف و بیان جنبش کردستان ابا دارند و آنرا تا حدود قوم و حتی اختلافات مذهبی و هنری کاهش داده‌اند. جعلیات ایندو با تبیینات غیر علمی و بیمحتوای آنها خوانایی زیادی دارد، چون هیچکدام از ایندو گویا مایل نیستند بپذیرند که‌ کرد ملت است، بنابه‌ تمامی شواهد و تعاریف استاندارد و جامعه‌شناسانه‌. ولی ایشان پای در یک کفش کرده‌اند که‌ جنبش قومی کرد با انقلاب 57 شروع شد، و سپس بعد از درگیر با سپاه‌ پاسداران فروکش کرد و احزاب سیاسی در کردستان عراق محبوس شدند و بقیه‌ی مردم کرد نیز بطور عادی در زیر سایه‌ی حکومت عدل علی احمدینژاد مشغول زندگی روزمره‌ی خود هستند. اگر به‌ این استدلالهای این دو نفر توجه‌ کنیم خواهیم دید که‌ تا چه‌ اندازه‌ از تاریخ مردم کرد بیخبرند و دانش ایشان تا کجا عمق و وسعت یافته‌ است. یکبار آقای قانعی فرد را در کشور نروژ ملاقات کردم ایشان خود را روزنامه‌نگارمعرفی کردند، و سپس بعد از آشنایی بیشتر متن تایپ شده‌ای به‌ من دادند که‌ آن را بخوانم. متن مذبور نتیجه‌ی گویا یک کار تحقیقی ایشان در رابطه‌ با جنبش کردستان ایران و علل عروج و فرود آن بود. در همان لحظه‌ متوجه‌ شدم که‌ نه‌ تنها فاکتهات تاریخی ایشان از آرشیو سپاه‌ پاسداران گردآوری شده‌، بلکه‌ در تلاش است آنچه‌ که‌ امروز در جواب جلالی پور نوشته‌است را، تحت عنوان یک کتاب منتشر کند. من ضمن برخورد با کار ایشان، به‌ او گفتم که‌ این کار تحقیق نیست چون اولا نه‌ تنها یکجانبه است، بلکه‌ صدای طرف دیگر یعنی جنبش انقابی کردستان در آن غایب است. و بهمین دلیل کار شما فقط تکرار طوطی وار روزنامه‌ها و ماشین تبلیغاتی رژیم و نیروهای سرکوبگر آن علیه‌ مردم کردستان است، و هیج ارزش تاریخی ندارد. صرفنظر از این کتاب شما حتی از نظر گرامری و دستوری وادبی اشکال فراوان دارد. ایشان هم گفتند که‌ آخر اجازه‌ چاپ نمیدهند اگر بخواهم همه‌ چیز را بگویم وبنویسم. من هم گفتم پس بهتر که‌ ننویسی، چون با این جعلیات شما هم دارید کار رژیم را آسانتر میکنید و افکار دانشجویان و دانش آموزان و خواننندگان را نسبت به‌ یک جبنش ملی و انسانی در برابر یک نظام ارتجاعی مسموم مینمایید. در مورد اشکلات گرامری هم گفتند که‌ ناشر متن را ادیت میکنند. پس گفتم بنابراین شما فقط یک مشت الفاظ بی سروته‌ تحویل ناشر میدهید که‌ آن را بعد از مرتب کردن به‌ چاپ برساند آنموقع آیا نام شما به‌ عنوان نگارنده‌ به‌ چه‌ دردی خواهد خورد؟؟؟ در هر حال آقای قانعی فرد که‌ جویای اسم و رسم به‌ هر قیمتی است، روشنفکری و حافظه‌ی تاریخیشان عبارت است از مجموعه‌ای وسیع از کلمات و الفاظ، تعارفات و تشریفات که‌ خود بدرستی معانی و مفاهیم آنها را نمیداند، اما عمق معلومات این استاد بیشتر از چند میلیمتر نیست، و خودش هم مایل نیست بیشتر آن باشد، چون عمق اطلاعات برای سلامتی ضرر دارد. و درست به‌ همین دلیل است که‌ همصدا با جلالی پور رویا و آرزوی مردم کردستان را برای رهایی از اشغالگری و تشکیل دولت مستقل ملی خود انکار میکند. اما بایستی همینجا کابوس تجزیه‌طلبی مردم کرد بزبان انسانی و سیاسی برای ایندو توضیح داد و گفت که‌ جنبش ملی کردستان بسیار دیرپاتر از ایجاد کشورهای موجود در خاورمیانه‌ است، و تلاش برای ایجاد دولت مستقل ملی یک واقعیت روشن و انکار ناپذیر است. ایرانی که‌ بدرازای تاریخ خود هویت، زبان و فرهنگ و موجودیت ملل ساکن کشور را انکار کرده‌ و به‌ زور سرنیزه‌ بمباران و کشتار میخواهد نقشه‌ی جغرافیایش را حفظ کند روزی جلو چشمان بهت زده‌ی آقای قانعی فرد و جلالی پور همچون یوگسلاوی سابق به‌ چند کشور کوچکتر تبدیل میشود. چون با انکار و سرکوب نمیشود هیچ فردی را در یک چهارچوب نگاه‌ داشت تا برسد به‌ یک ملت. جمهوری اسلامی بعد از نزدیک به‌ سه‌ دهه‌ کشتار و سرکوب مردم کرد هنوز منفورترین و ضد بشرترین نظامی است که‌ مردم کرد در تاریخ خود بیاد خواهند داشت. قلم زنانی هم که‌ در توجیه‌ این جنایات با این رژیم همراه‌ هستند بدون شک در ابقا و تدوام این حاکمیت سهیم میباشند.‌ در هر حال پرداختن و جواب دادن به‌ افاضات روشنفکرانه‌ و جامعه‌شناسانه‌ی این دو نویسنده‌ نیازمند وقت و صرف ارژی زیادی است، که‌ مخصوصان آقای فاقنعی فرد با لجن پراکنیهای خود در سالهای اخیر سبب شده‌ که‌ بسیاری را ناچار به‌ واکنش بنماید. اما در واقع نبایست از حق گذشت ایشان مبلغ خوبی برای سیاستهای سرکوبگرانه‌ی جمهوری اسلامی هستند، و سفرها و گشت و گدازهای بی مانع ایشان حاکی از این واقعیت است که‌ مورد رحم و عطوفت اسلامی قرار گرفته‌، وگرنه‌ شوانه‌ی قادری بجرم پخش یک اعلامیه‌ چنان فجیع شکنجه‌ شده‌ بود که‌ انتفاضه‌ی 16 آذر را به‌ درخواست کومه‌له‌ بدنبال داشت، در حالیکه‌ قانعی فرد هر روز در گوشه‌ای از دنیا با یادآوری سمت و مدارک تحصیلیشان باهر آنچه‌ در توش و توان دارند به‌ انکار واقعیات تاریخی مردم و جنبش کردستان همت گمارده‌اند.