نگاهی به برنامه ی پیشنهادی یاریکورد
در راستای پاسخگویی به مسائل و معضلات جامعه ی یارسان شاهد فعل و انفعالات و تحرکات یارسانی در دورەهای مختلف بودە و در دورەی اخیر نیز در مقیاس داخلی و در سطح جامعه ی پراکندەی یاسانیان در غرب جنب وجوشهایی را شاهد بودە و هستیم که سبب ظهور اندیشه ها و سلیقه هایی چند گونه شدە کە هر کدام خود را در قاموس تشکلی یا مجموعه ای از افراد بیان نمودەاست. با این مقدمه ی کوتاە نگاهم را بر روی متن پیشنهادی یاریکورد منتشر شدە در سایت این تشکل یارسانی متمرکز مینایم با این امید که بتوانم نظراتم را در حد توان به اطلاع یاران گرامی رساندە و در همانحال نیز در روشن شدن راە و روش تشکل مذبور کمکی کردە باشم.
در یک نگاە کلی این متن مجموعه ای از کلیات و بدیهیاتی است کە بە زبانهای مختلف در طول دورەها گذشته بیان گردیدە و حتی بخش زیادی از این واقعیات مورد اشارە بە زبانی گویاتر و منسجم تر نیز بیان گشته اند. ولی در هر صورت جای خود دارد از تلاش و زحمات یارانی کە وقت و همت خود را صرف نوشتن چنین متن پیشنهادی نمودەاند تقدیر نمود. تا آنجاییکه من در جریان شکلگیری یاریکورد بودە باشم قرار بود یاریکورد خود را بروی مسائل غیر سیاسی و عینیتر جامعه ی آوارە یارسانی متمرکز نمودە و از سیاسی کرد ن فضای فکری یارسانی که سبب تنشها و اختلافات فردی و حتی جمعی شدە بود جلوگیری نماید. منظور از مسائل عینی و غیر سیاسی در واقع تمرکز بر روی مسائل و مشکلات آوارەگان یارسانی اعم از آوارەگان فعلی و آوارەگان جنبش مقاومت یارسانی که در نتیجه ی ظلم و ستم جمهوری اسلامی چه در اثنای انقلاب و چه بعد از شکلگیری حکومت اسلامی بود. با تمرکز و فعال شدن در راستای تحقق مسائل امنیتی و زیستی آوارگان یارسانی یاریکورد قرار بود به عنوان یک تشکل انسانی و حقوقی نقش ایفا کند، اما از برنامه ی پیشنهادی چنین استنباط میشود که مسائل سیاسی، حقوقی و اجتماعی با هم مخلوط شدە و یاریکورد به عنوان یک تشکل سیویل و مدنی از راە و روش بنیادین خود فاصله گرفته باشد.
مدتی قبل از طرح یاریکورد بە عنوان یک تشکل مدنی، تلاش جمعی برای سازماندهی یارسانیان برونمرزی شروع شد که بعدها نشان داد کە افکار و سلیقه های مختلف وجود دارد که در قالب یک تشکل واحد نمیگنجد، بدین سبب تشکل سیاسی بنام جنبش دمکراتیک یارسان جدی شکل گرفت و با برنامه ای منسجمتر و روشن خود را در بستر دنیای سیاست مطرح نمود. بدینترتیب امکان کار و فعالیت سیاسی برای کسانیکه دل در گرو کار سیاسی یارسانی داشتند امکانپذیر شد و با این تصور کە یاریکورد نقش تشکل مدنی را ایفا کند ایدەی تشکیل یاریکورد بوجود آمد کە بتواند یارسانیان دگر اندیش را که رغبت زیادی به کار سیاسی نشان نمیدادند در یک تشکل مدنی سازمان دهد. با این حال هنوز امکان این کار وجود دارد و من نیز تنها در این راستا تلاش میکنم که با تصویر واقعیتر اوضاع موجود نظرات و پیشنهادات خودم را طرح مینمایم. بدینترتیب برای پرهیز از کار تکراری و ایجاد تشکلهای غیر ضروری لازم است که ما تبیین درستتری از کار سیاسی و مدنی ارائه دهیم تا بتوان با تلاش و همکاری در امر دفاع از حقوق انسانی و سیاسی مردم یارسان بطور همزمان و همآهنگ فعالیت نمود.
اگر از مقدمه ی کوتاە متن پیشنهادی صرفنظر کنم و وارد بحث خود برنامه بشوم لازم است کە از پاراگراف اول شروع کنم و بترتیب جهت روشن شدن نظراتم متن پیشنهادی را مورد نقد و بررسی قرار دهم. پاراگراف اول چنین آغاز میکند" ملت کورد همگام با سایر ملتهای ایران پیوسته برای دستیابی به ارزشهای انسانی، برابری، اجتماعی و سیاسی در تلاش بوده و احزاب و سازمانهای سیاسی، مدنی، فرهنگی، مدافعان حقوق بشر، هنرمندان و نویسندگان در پیشبرد این اهداف نقش اساسی ایفاء کرده اند." در این قسمت از برنامه شاهد یک کلی گویی و تکرار بدیهیات هستیم که تا اندازەای به مسئله ی یارسانی اگر بیربط نباشد ولی مارا نیز به بطن و جوهر بحث یاریکورد در مورد جامعه ی یارسان نزدیک نمیکند. یاریکورد یک تشکل یارسانی است، بایستی کلامش را با نام و موقعیت جامعه ی یارسانی آغاز کند. در ضمن در همین پاراگراف بسیاری از مقولات با هم مخلوط شدەاند که بحث در بارەی مسائل سیاسی را با کار هنرمند و غیرە با هم در هم میآمیزد تا ثابت کند کە کردها نیز در مبارزات عمومی و سراسری شرکت داشته است. در هر حال این مسئله از روز روشنتر است اما ما یارسانی در این مبارزات چه اتفاقی برایمان افتاد و نقش یاریکورد در ردیف کدام گروە از گروەهای سیاسی، هنرمندان، نویسندگان، مدافعان حقوق بشر و غیرە چیست و چگونه خود را نشان میدهد. بنظر من یاریکورد بایستی از یارسان به عنوان یک جامعه ی تحت ستم آغاز میکرد و خود را به مسئله ی آوارەگان یارسانی محدود میکرد تا هم بتواند در این محدودەی کوچک نیرو و توان خود را بیازماید و سپس ادامه و گسترش حرکت را به نسلهای بعد در شرایط لازم بسپارد. اگر بخواهم بجای این پاراگراف چیزی بگویم بدین شکل پیشنهادم را ارائه میدهم." یارسان جامعه ای تحت ستم ملی، آیینی و مورد تبعیض است و بدین سبب بسیاری از اعضای آن آوارە و ناچار به ترک دیار خود گشته اند. و یاریکورد تلاش میکند با سازماندادن آوارەگان مقاومت یارسانی چه در حال وچه در گذشته درد و رنج این انسانهای دربدر را کاهش دهد". شکی نیست که مبارزات و تحرکات کردستانی در زندگی ما نقش داشته و خواهد داشت اما پیامد این تحرکات و جنبشهای ملی برای ما بعنوان یارسانی چیست، و چرا ما برای بیان درد از خودمان شروع نکنیم و سپس به مقوله ی ملی برسیم؟ مسئله ی ملی مسئله ای سیاسی و پرتنش است، و ما بایستی خود را در امور لوکال و قابل رویت خودی درگیر کنیم تا بتوانیم حرکت ملی را تحت تاثیر قرار دهیم نه بالعکس. در پاراگراف بعدی نیز میخوانیم که" مسئله ملت کورد و سایر ملتهای غیر حاکم ساکن در ایران را نباید تنها در چهارچوب حقوق بشر محدود دانست، بلکه این مقوله را باید از دیدگاه حقوق بین الملل و در چهارچوب اصل تعیین حق سرنوشت بررسی نمود." منظور این بحث را نفهمیدم بدلیل آنکه یک تشکل مدنی مسئله اش کارهای حقوق بشری و انسانی بدور از جار و جنجال سیاسی است. بین المللی کردن مسئله ی کرد و دیگر ملتها و درخواست حق تعیین سرنوشت یک مسئله ی سیاسی و بسیار فراتر از توان یک تشکل مدنی است، هر چند بحث در اینمورد مشکلی نیست ولی در چهارچوب برنامه ی یک تشکل محدود، طرح چنین بحثهایی به معنی فراموش کردن نقش و توان خویش است. در ضمن بین المللی کردن هر قضیه ای حتما به حل آن قضیه منجر نمیشود چه بسا بساط معاملات آشکار و پنهان دولتها و احزاب قدرتمندتر ، میتواند جنبه ی رسمیتر بخود بگیرد و سود آن نیز بجیب افراد و یا گروهایی مشخص واریز بشود، نمونه ی بین المللی شدەی دارفور در سودان، فلسطین و اسرائیل و خود مسئله ی کرد و قرداد الجزائر و هم اکنون نیز حل مسئلهەی کرکوک و غیرە. بنابراین در این بساط نیز باز هم خبری از اصل قضیه یعنی جامعه ی یارسان نیست، وظیفه ی دفاع و طرح آوارگان یارسانی در بین المللی کردن مسائل کرد و دیگر ملتها به فرامشی سپردە میشود و بحث به کجراهه میرود. چون درست در همین پاراگراف به مسائل ملتها و همزیستی داوطلبانه پرداختە شدە است که معلوم نیست چه ربطی به مسئله ما دارد. ما قرار نیست از کشور جدا بشویم در همانحال ما کمترین خواستمان این است کە بگذارید در آشیانه ی خود با فقر خود بسازیم و بگذارید مثل هر انسان دیگری آزادانه باورمان را داشته باشیم بدون آنکه مجبور به فرار بشویم. با مطالعه ی ادامه ی متن بخوبی میتوان دریافت کە طراحان این بحث با هم فاصله ای بسیار داشته اند و یا اینکه در این مورد بشکلی از انسجام اصولی دست نیافته اند و همین امر سبب شدە تا چنین بحثی را ارائه دهند. در ادامه میخوانیم که "مسئله موجودیت ملتهایست که از آزادی و حقوق مشروع و دمکراتیک سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محروم، و از انکار حقوق ملی، تاریخی ـ فرهنگی و عقب ماندگی اقتصادی در رنج هستند. ملتهای تشکل دهنده ایران در طول تاریخ موجودیت خویش، بصورت داوطلبانه باهم زیسته و تاکنون نظرخواهی صورت نگرفته که نشان دهد که آیا تمایلی برای پایان دادن به این همزیستی وجود دارد یا خیر." مبحث بالا فقط نه تنها بیربط است بلکه پا درهواست. تعیین تکلیف یک تشکل مدنی برای ملتها زیاد واقعبینانه اگر نباشد حتما بدور از واقعیت است. بجای چنین بحث مخلوطی میشد کە در یک بند کوتاە در بارە حق تعیین سرنوشت ملت کرد که یارسان نیز بخشی از آن است موضعێ اتخاذ نمود و یا پیشنهاد داد.
در ادامه ی متن پیشنهادی اندک اندک به جوهر کلام پیشنهاد دهندگان برنامه ی پیشنهادی نزدیک میشویم کە ضمن بر شمردن دلائل تاریخی، تلاشی ملتها و کشورها، به شرایط امروز جامعهی انسانی که بوسیله ی حکومتهای خود کامه بسوی اضمحلال میرود اشارە میکند. در درستی این بحث شکی نیست و من هم با این دوستان موافقم، ولیکن راە حل و نتیجه گیری دوستان کمی با واقعێات نمیخواند، و دارویی کە این دوستان برای جلوگیری از نابودی کشورها و ملتها میدهند اثر خود را بر روی تولید کنندەگان اصلی آن نیز تقریبا از دست دادە است. شکی نیست افراطی گری و سو ء استفادەی حاکمان دینی در ایران از مسائل دینی و عقیدتی در منطقه، کل جامعه ی انسانی را با معضل بزرگی روبرو ساخته است اما آیا بر اساس نظر دوستان"یکی از راه های مقابله با این خطرکه احساسات ملی رادرکوردستان تحت شعاع قرارداده ، استفاده ازمنابع اصیل فرهنگی و تاریخی کورد که همانا فرهنگ یاری میباشد، است."؟؟؟؟؟ در هر حال این یک نتیجه گیری دلبخواهی و تجویز دارویی است کە خود در معرض نابودی و حتی به ابزاری برای تفرقه و کسب ثروت و شهرت تبدیل شدە است. استفادە از منابع اصیل فرهنگی و تاریخی یارسانی میتواند ابزاری در جهت شناخت گذشته ی مردم کرد بطور اعم و خود یارسانیان بطور اخص باشد اما راە حل و علاج نیست. چون دنیای مدرن امروز را نمیشود بر اساس گفتمان صرفا دینی و فرهنگی چند قرن پیش سازمان داد، بلکه میشود با حراست از این میراث تکیه گاهی ساخت که اشتراکات گذشته را به حافظەی تاریخی دنیای امروز تزریق کرد و فرد یارسانی با شناختی تاریخی از خود، تفاوتها و اشتراکات خود را با خود و دیگران درک نماید. بعنوان نمونه، ما از فرهنگ یاری بە عنوان یکی از کهنترین و بکرترین میراثهای کردی نام میبریم اما در جامعه ی کردواری هنوز اسلام و اصول اسلامی حرف اول را میزند. نمونه اعتراضات به انتصاب شهردار کاکایی حلبجه. و از همه مهمتر در مورد نقش همین فرهنگ به اصطلاح کردی در میان خود ما پیروان این آینن، بایستی سخن بمیان بیاید کە تا چه اندازە تنها وارد شدن به پارەای از جزییات چه مشکلات و گرفتاریهایی را برایمان میتواند فراهم بیاورد. بنابراین ورود غیر کارشناسی به حوزەی فرهنگ، دین و سیاست لطمه ای جدی به روابط خود ما نیز وارد کردە و بایستی تا حد امکان بجای پرداختن و توجیه و تفسیر متون تاریخی بایستی به مسائل و دردهای مشترک فکر کنیم، همانطور در بالا نیز بە اطلاع رساندم درد مشترک ما در حال حاضر مشکل آوارەگان ما و مباررزە با ریشه های این آفات کشندە است. در این راستا مسائل و مشکلات زیادی هست کە میتواند سوژەهای مناسبی برای کار جمعی ما باشد کە بتواند هم مظلومیت جامعەی مارا نشان بدهد هم در انعکاس شرایط زندگی فلاکت بار آوارەگی موثر باشد، ویا با ایجاد صندوقهای جمعێ بە رساندن کمکهای مالی و مادی بە آوارگان یارسانی کاری مفید و انسانی انجام داد.
هر آنچه بیشتر وارد مبحث برنامه ی پیشنهادی میشویم بیشتر به پراکندگی فکری حاکم بر تفکرات دوستان تدوین کنندەی متن پی میبریم. با آنکە نکات مثبت زیادی در متن میتوان یافت اما همانطور کە اشارە کردم یاریکورد رسالت خود را چنان گستردەتر نمودە است کە انجام بخشی از آنهم با چنین برنامه ای نه تنها قابل دستیافتن نیست بلکه بایستی فاتحه ی یک تشکل مدنی را نیز در صورت تصویب چنین برنامه ای در کنگرە موسسس خواند. لطفا توجه کنید" از این رو، تشکل یاریکورد برای هماهنگی همه طیفهای دمکراتیک کوردستانی و ایرانی، معتقد به تعدد ملتها و اصل احترام و حقوق برابری انسانها، گامهایی را در حد توان خود بر خواهد داشت. با اعتقاد بر این اصل خدشه ناپذیر، یاریکورد خود را شریک اهداف مردم گرایانه و سکولار احزاب و سازمانهای میداند که در عمل پایبندی خود را به اصول آزادی ملتها در تعیین حق سر نوشت و رعایت حقوق شهروندی به اثپات رساندهاند. " در این پاراگراف یاریکورد خود را شریک کارها و امور خیری میداند که از جانب احزاب و جریانات مردمگرا و سکولار که عملا پایبندی خودرا به اصول آزادی ملتها و در تعیین حق سرنوشت و رعایت حقوق شهروندی بە اثبات رسانیدە باشند. در این میان پرسشی بلافاصله مطرح میشود این است کە چگونه یاریکورد میزان پایبندی این جریانات و احزاب را نسبت به اصول مورد مبحث اندازە گیری میکند؟ ثانیا تا آنجایی کە من با جریانات ایرانی و کردستانی آشنا باشم پای بندی بە این اصول تنها تا بحال متاسفانه بروی کاغذ ماندە و حتی در مورد کادرهای قدیمی و رهبران و بنیانگذاران تشکیلاتهای سیاسی نیز بدان پایبند نبودەاند، نگاهی بە جدالهای درونی حکا، کومله خهبات و.......با این حال این به معنی تکفیر همه نیست، و بخواهیم و نخواهیم ما با چنین جریاناتی در حال و آیندە سروکار خواهیم داشت، بنابراین یاریکورد به جای توقع پایبندی جریانات بە اصول مطروحه میتوانست بر اصول مورد درخواست خویش و بستر مبارزاتی کە در آیندە برای خود بر میگزیند پافشاری نمودە و بجای تلاش برای هماهنگ کردن جریانات بیرونی برای اتحاد درونی جامعه ی یارسانی برنامه ریزی کند. البته این بدان معنی نیست کە گویا فعالین یاریکورد در صدد ایجاد اختلال درون هستند. من در نیت خیر اکثر این دوستان شک ندارم، اما بدون داشتن یک جامعه ی متحد و همصدا نه یاریکورد و نه هیچ جریان دیگری وزن زیادی در بیرون نخواهند داشت.
اما دلیل و ضرورت تشکیل یاریکورد از زبان برنامه ی پیشنهادی نه تنها جالب است بلکە بسیار بجا و درست نیز میباشد. منتهی اشکال کار در این است کە این متن نمیگوید بر اساس کدام مکانیسم و توانایی تئوریک و فکری، یاریکورد عزم کردە تا بە محل تلاقی تمامی آزادیخواهان ایران و کردستان تبدیل شود.؟؟؟ آزادیخواهان بسیار زیادی از احزاب و جریانات سیاسی بریدەاند و حالا هر کدام برای خود تئوری خاص خودشان را دارا هستند من تصورم این نیست کە هیچ آزادیخواە ناسیونالیست کرد ی و یا ایرانی بخواهد خود را در چهارچوب یک جریان لوکال و محلی زندانی کند، مگر آنکە بخواهد از نقطە نظر انسانی بە کار خیریه مانندی در چهارچوب یاریکورد فعالیتی بنمایند. در ضمن بجای چنین تصورات و بحثهایی میشد از تبدیل شدن یاریکورد به ظرفی فراگیر برای فعالین یارسانی که مایل بە کار سیاسی نمیباشند و حاضرند در مسئال پناهندەگی، حقوق بشر، زنان و محیط زیست و غیرە فعال باشند، تبدیل بشود. جون در این صورت زمینه برای روشن شدن فواصل فکری و سلیقه ای بیشتر باز میشد و در همان حال نیز زمینه برای همکاری با جدی و دیگر جریانات فرهنگی و دینی نیز گشودە میشد.
در ادامه به اهداف پیشنهادی یاریکورد نزدیک میشویم کە مسئله ی یارسانی را دغدغه ی فعالان یارسانی و از آن میان نسل جوان تحصیل کردە میداند، تا چه اندازە این دغدغدە درست وبجاست بماند، اما منظور از ایجاد تشکلی مدرن و دمکراتیک چیست؟ چگونه تشکلی مدرن و دمکراتیک است؟؟ در همه جا هر کس حداقل این دو واژە را در ادبیات روزانه بجا و بیجا تکرار میکند. کشور زئیربا پیروزی کابیلا به کشور دمکراتیک کنگو تغییر نام داد، حزب دمکرات، حزب کمونیست راە کارگر ...... همه و همه یک نسبتی با این دو واژەی زبان بسته دارند اما واقعیت این است، هنوز کسی نمیداند منظور از این مدرن و دمکراتیک چیست. ولی معیارهایی هست کە بر اساس آن میتوان دمکراتیک بودن را اندازە گرفت، اما مدرن بودن هنوز بدون هویت است. البته همه و از جمله یاریکورد حق دارد که خود را مدرن و دمکراتیک بداند و بخواند، ولی نیرویی کە این تشکل را و این برنامه را اجرا خواهند کرد و رهبری خواهند نمود تا چه اندازە دمکراتیکند، تا چه اندازە مدرن هستند؟؟؟.
ما هنوز عشایریم با مناسبات خالص فئودالییستی، هر کجا تحصیل کردە باشیم و تا چه اندازە کروات را خوب ببندیم باز هم عزیز وەیسی میخواند و ما میرقصیم، باز هم از تکرار مکرارت خسته نمیشویم، در حالیکه در جوامع مدرن وقت زیاد صرف ضد ونقیض گویی نمیشود بلکه با رای گیری همه چیز حل میشود و بدین صورت بلندترین بناها را میسازند، هر حکومتی را که بخواهند تغییر میدهند ولی ما هنوز ماندەایم کە سیاست و کار مدنی با هم چه تفاوتی دارند. در این برنامه قرار است پتانسیل نسل جوان مورد استفادە قرار گیرد و تشکیلات مدرن آنها را بسمت همدلی ببرد. در خوشبینانه ترین وضعیت این است که ما خودمان را جوان بپنداریم، در حالیکه سن و سالی از ما گذشته و موهای سرمان به سختی روی کله مان باقیماندە است، سرو سبیل هم با هزار و یک رنگ قرار است چند صباحی دیگر مشکی بماند. و الا جوانان ما در غیاب یک فرهنگ مهییج و جذاب در دنیای خود غرق هستند. ولی در توافق با متن پیشنهادی کە میگوید "مردم یارسان درطول تاریخ برای حفظ فرهنگ وفلسفه یاری که جزء لاینفکی ازموجودیت اجتماعی آنهاست درمبارزه ای ظاهرا بی پایان درگیربوده اند. این مبارزات ما نند همه مقاومتها با فراز و نشیبهای بسیاری مواجه بوده، ولی جامعه یارسان با وجود تمامی محرومیت های اجتماعی واقتصادی وبدون هیچ پشتیبانی سیاسی ومتحد، به مبارزات خود برای بقاء به تنهائی ولی یکپارچه ادامه داده وهرگز تسلیم وحقارت را نپذیرفته است. مردم یارسان با به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی درایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، امیدواربودند که شاید حقوق پایمال شده آنان ازطرف رژیم جدید به رسمیت شناخته ، تا مرحمی بر زخمهای تاریخی آنان نهاده شود. ولی دورنمای وعده های شیرین رهبران انقلاب اسلامی به افقی تیره وتارتراز گذشته مبدل گردید و جززندان،شکنجه ،اعدام، ویرانی، دربدری، جنگ و تحقیر ارمغان دیگری رابرای ملت کورد و سایرملتهای ایران وجامعه یارسان به همراه نداشت. " بدینصورت نتیجه بازهم در این نوبت ایجاد تشکلی است که به ضایعات بوجود آمدە در نتیجه ی سرکوبها و ویرانیهای جنگهای تحمیلی حکومت اسلامی که همان آوارەگی در وحله ی اول است ، بپردازد میباشد.
من با بقیه ی بحثها کمابیش موافقم اما لازم است که بصور شفاف و مرتبتر و در ارتباط با توان، وا اهداف یک تشکل مدنی تصحیح گردند، و بدین صورت در خاتمه به نتیجه گیری از بحثهایم میپردازم. بنظر من تلاش دوستان یاریکورد قابل تقدیر است از اینکە ساکت نماندەاند. اما برای بهترشدن اوضاع بایستی یک موضوع مشخص بشود. با استناد به همین متن پیشنهادی یاریکورد خود را رقیب هیچ جریان و تشکلی نمیداند، بنابراین برای بهتر شدن روابط درونی بهتر آن است کە یاریکورد خود را به عنوان یک تشکل مدنی و معطوف به مسائل و مشکلات آواراگان یارسانی تعریف نمودە و با تصویب یک منشور کوتاە و مشخص رئوس کاری خود را معین کند. در همان حال نیز در بین جامعه ی برونمرزی یارسان تشکلی دیگر بنام جدی در عرصه ی سیاست فعال میباشد، کە بنظر من بایستی این دو تشکل با همکاری با همدیگر مسیر یارگیری را در فضایی کاملا دوستانه برای همدیگر فراهم نمایند. بدین صورت اعضای جدی کە خواهان کار در تشکل مدنی یاریکورد باشند آزادانه بتوانند بە عضویت یاریکورد در امدە و بالعکس، اعضای یاریکورد نیز بتوانند در فعالیتهای سیاسی جدی یا هر جریان سیاسی دیگری فعال باشند بدون آنکه به موقعییت و مسئولیتها در یاریکورد لطمه ای وارد بیاید.
در نتیجه کسانیکه خواهان کار سیاسی هستند میتوانند با جدی همراە شدە و یا همزمان با هر دو تشکل کار مدنی و سیاسی را در راە رهایی مردم یارسان انجام دهند.
شاد و موفق باشیدنوید. ٠٥.٠٥.٢٠١٠
در راستای پاسخگویی به مسائل و معضلات جامعه ی یارسان شاهد فعل و انفعالات و تحرکات یارسانی در دورەهای مختلف بودە و در دورەی اخیر نیز در مقیاس داخلی و در سطح جامعه ی پراکندەی یاسانیان در غرب جنب وجوشهایی را شاهد بودە و هستیم که سبب ظهور اندیشه ها و سلیقه هایی چند گونه شدە کە هر کدام خود را در قاموس تشکلی یا مجموعه ای از افراد بیان نمودەاست. با این مقدمه ی کوتاە نگاهم را بر روی متن پیشنهادی یاریکورد منتشر شدە در سایت این تشکل یارسانی متمرکز مینایم با این امید که بتوانم نظراتم را در حد توان به اطلاع یاران گرامی رساندە و در همانحال نیز در روشن شدن راە و روش تشکل مذبور کمکی کردە باشم.
در یک نگاە کلی این متن مجموعه ای از کلیات و بدیهیاتی است کە بە زبانهای مختلف در طول دورەها گذشته بیان گردیدە و حتی بخش زیادی از این واقعیات مورد اشارە بە زبانی گویاتر و منسجم تر نیز بیان گشته اند. ولی در هر صورت جای خود دارد از تلاش و زحمات یارانی کە وقت و همت خود را صرف نوشتن چنین متن پیشنهادی نمودەاند تقدیر نمود. تا آنجاییکه من در جریان شکلگیری یاریکورد بودە باشم قرار بود یاریکورد خود را بروی مسائل غیر سیاسی و عینیتر جامعه ی آوارە یارسانی متمرکز نمودە و از سیاسی کرد ن فضای فکری یارسانی که سبب تنشها و اختلافات فردی و حتی جمعی شدە بود جلوگیری نماید. منظور از مسائل عینی و غیر سیاسی در واقع تمرکز بر روی مسائل و مشکلات آوارەگان یارسانی اعم از آوارەگان فعلی و آوارەگان جنبش مقاومت یارسانی که در نتیجه ی ظلم و ستم جمهوری اسلامی چه در اثنای انقلاب و چه بعد از شکلگیری حکومت اسلامی بود. با تمرکز و فعال شدن در راستای تحقق مسائل امنیتی و زیستی آوارگان یارسانی یاریکورد قرار بود به عنوان یک تشکل انسانی و حقوقی نقش ایفا کند، اما از برنامه ی پیشنهادی چنین استنباط میشود که مسائل سیاسی، حقوقی و اجتماعی با هم مخلوط شدە و یاریکورد به عنوان یک تشکل سیویل و مدنی از راە و روش بنیادین خود فاصله گرفته باشد.
مدتی قبل از طرح یاریکورد بە عنوان یک تشکل مدنی، تلاش جمعی برای سازماندهی یارسانیان برونمرزی شروع شد که بعدها نشان داد کە افکار و سلیقه های مختلف وجود دارد که در قالب یک تشکل واحد نمیگنجد، بدین سبب تشکل سیاسی بنام جنبش دمکراتیک یارسان جدی شکل گرفت و با برنامه ای منسجمتر و روشن خود را در بستر دنیای سیاست مطرح نمود. بدینترتیب امکان کار و فعالیت سیاسی برای کسانیکه دل در گرو کار سیاسی یارسانی داشتند امکانپذیر شد و با این تصور کە یاریکورد نقش تشکل مدنی را ایفا کند ایدەی تشکیل یاریکورد بوجود آمد کە بتواند یارسانیان دگر اندیش را که رغبت زیادی به کار سیاسی نشان نمیدادند در یک تشکل مدنی سازمان دهد. با این حال هنوز امکان این کار وجود دارد و من نیز تنها در این راستا تلاش میکنم که با تصویر واقعیتر اوضاع موجود نظرات و پیشنهادات خودم را طرح مینمایم. بدینترتیب برای پرهیز از کار تکراری و ایجاد تشکلهای غیر ضروری لازم است که ما تبیین درستتری از کار سیاسی و مدنی ارائه دهیم تا بتوان با تلاش و همکاری در امر دفاع از حقوق انسانی و سیاسی مردم یارسان بطور همزمان و همآهنگ فعالیت نمود.
اگر از مقدمه ی کوتاە متن پیشنهادی صرفنظر کنم و وارد بحث خود برنامه بشوم لازم است کە از پاراگراف اول شروع کنم و بترتیب جهت روشن شدن نظراتم متن پیشنهادی را مورد نقد و بررسی قرار دهم. پاراگراف اول چنین آغاز میکند" ملت کورد همگام با سایر ملتهای ایران پیوسته برای دستیابی به ارزشهای انسانی، برابری، اجتماعی و سیاسی در تلاش بوده و احزاب و سازمانهای سیاسی، مدنی، فرهنگی، مدافعان حقوق بشر، هنرمندان و نویسندگان در پیشبرد این اهداف نقش اساسی ایفاء کرده اند." در این قسمت از برنامه شاهد یک کلی گویی و تکرار بدیهیات هستیم که تا اندازەای به مسئله ی یارسانی اگر بیربط نباشد ولی مارا نیز به بطن و جوهر بحث یاریکورد در مورد جامعه ی یارسان نزدیک نمیکند. یاریکورد یک تشکل یارسانی است، بایستی کلامش را با نام و موقعیت جامعه ی یارسانی آغاز کند. در ضمن در همین پاراگراف بسیاری از مقولات با هم مخلوط شدەاند که بحث در بارەی مسائل سیاسی را با کار هنرمند و غیرە با هم در هم میآمیزد تا ثابت کند کە کردها نیز در مبارزات عمومی و سراسری شرکت داشته است. در هر حال این مسئله از روز روشنتر است اما ما یارسانی در این مبارزات چه اتفاقی برایمان افتاد و نقش یاریکورد در ردیف کدام گروە از گروەهای سیاسی، هنرمندان، نویسندگان، مدافعان حقوق بشر و غیرە چیست و چگونه خود را نشان میدهد. بنظر من یاریکورد بایستی از یارسان به عنوان یک جامعه ی تحت ستم آغاز میکرد و خود را به مسئله ی آوارەگان یارسانی محدود میکرد تا هم بتواند در این محدودەی کوچک نیرو و توان خود را بیازماید و سپس ادامه و گسترش حرکت را به نسلهای بعد در شرایط لازم بسپارد. اگر بخواهم بجای این پاراگراف چیزی بگویم بدین شکل پیشنهادم را ارائه میدهم." یارسان جامعه ای تحت ستم ملی، آیینی و مورد تبعیض است و بدین سبب بسیاری از اعضای آن آوارە و ناچار به ترک دیار خود گشته اند. و یاریکورد تلاش میکند با سازماندادن آوارەگان مقاومت یارسانی چه در حال وچه در گذشته درد و رنج این انسانهای دربدر را کاهش دهد". شکی نیست که مبارزات و تحرکات کردستانی در زندگی ما نقش داشته و خواهد داشت اما پیامد این تحرکات و جنبشهای ملی برای ما بعنوان یارسانی چیست، و چرا ما برای بیان درد از خودمان شروع نکنیم و سپس به مقوله ی ملی برسیم؟ مسئله ی ملی مسئله ای سیاسی و پرتنش است، و ما بایستی خود را در امور لوکال و قابل رویت خودی درگیر کنیم تا بتوانیم حرکت ملی را تحت تاثیر قرار دهیم نه بالعکس. در پاراگراف بعدی نیز میخوانیم که" مسئله ملت کورد و سایر ملتهای غیر حاکم ساکن در ایران را نباید تنها در چهارچوب حقوق بشر محدود دانست، بلکه این مقوله را باید از دیدگاه حقوق بین الملل و در چهارچوب اصل تعیین حق سرنوشت بررسی نمود." منظور این بحث را نفهمیدم بدلیل آنکه یک تشکل مدنی مسئله اش کارهای حقوق بشری و انسانی بدور از جار و جنجال سیاسی است. بین المللی کردن مسئله ی کرد و دیگر ملتها و درخواست حق تعیین سرنوشت یک مسئله ی سیاسی و بسیار فراتر از توان یک تشکل مدنی است، هر چند بحث در اینمورد مشکلی نیست ولی در چهارچوب برنامه ی یک تشکل محدود، طرح چنین بحثهایی به معنی فراموش کردن نقش و توان خویش است. در ضمن بین المللی کردن هر قضیه ای حتما به حل آن قضیه منجر نمیشود چه بسا بساط معاملات آشکار و پنهان دولتها و احزاب قدرتمندتر ، میتواند جنبه ی رسمیتر بخود بگیرد و سود آن نیز بجیب افراد و یا گروهایی مشخص واریز بشود، نمونه ی بین المللی شدەی دارفور در سودان، فلسطین و اسرائیل و خود مسئله ی کرد و قرداد الجزائر و هم اکنون نیز حل مسئلهەی کرکوک و غیرە. بنابراین در این بساط نیز باز هم خبری از اصل قضیه یعنی جامعه ی یارسان نیست، وظیفه ی دفاع و طرح آوارگان یارسانی در بین المللی کردن مسائل کرد و دیگر ملتها به فرامشی سپردە میشود و بحث به کجراهه میرود. چون درست در همین پاراگراف به مسائل ملتها و همزیستی داوطلبانه پرداختە شدە است که معلوم نیست چه ربطی به مسئله ما دارد. ما قرار نیست از کشور جدا بشویم در همانحال ما کمترین خواستمان این است کە بگذارید در آشیانه ی خود با فقر خود بسازیم و بگذارید مثل هر انسان دیگری آزادانه باورمان را داشته باشیم بدون آنکه مجبور به فرار بشویم. با مطالعه ی ادامه ی متن بخوبی میتوان دریافت کە طراحان این بحث با هم فاصله ای بسیار داشته اند و یا اینکه در این مورد بشکلی از انسجام اصولی دست نیافته اند و همین امر سبب شدە تا چنین بحثی را ارائه دهند. در ادامه میخوانیم که "مسئله موجودیت ملتهایست که از آزادی و حقوق مشروع و دمکراتیک سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محروم، و از انکار حقوق ملی، تاریخی ـ فرهنگی و عقب ماندگی اقتصادی در رنج هستند. ملتهای تشکل دهنده ایران در طول تاریخ موجودیت خویش، بصورت داوطلبانه باهم زیسته و تاکنون نظرخواهی صورت نگرفته که نشان دهد که آیا تمایلی برای پایان دادن به این همزیستی وجود دارد یا خیر." مبحث بالا فقط نه تنها بیربط است بلکه پا درهواست. تعیین تکلیف یک تشکل مدنی برای ملتها زیاد واقعبینانه اگر نباشد حتما بدور از واقعیت است. بجای چنین بحث مخلوطی میشد کە در یک بند کوتاە در بارە حق تعیین سرنوشت ملت کرد که یارسان نیز بخشی از آن است موضعێ اتخاذ نمود و یا پیشنهاد داد.
در ادامه ی متن پیشنهادی اندک اندک به جوهر کلام پیشنهاد دهندگان برنامه ی پیشنهادی نزدیک میشویم کە ضمن بر شمردن دلائل تاریخی، تلاشی ملتها و کشورها، به شرایط امروز جامعهی انسانی که بوسیله ی حکومتهای خود کامه بسوی اضمحلال میرود اشارە میکند. در درستی این بحث شکی نیست و من هم با این دوستان موافقم، ولیکن راە حل و نتیجه گیری دوستان کمی با واقعێات نمیخواند، و دارویی کە این دوستان برای جلوگیری از نابودی کشورها و ملتها میدهند اثر خود را بر روی تولید کنندەگان اصلی آن نیز تقریبا از دست دادە است. شکی نیست افراطی گری و سو ء استفادەی حاکمان دینی در ایران از مسائل دینی و عقیدتی در منطقه، کل جامعه ی انسانی را با معضل بزرگی روبرو ساخته است اما آیا بر اساس نظر دوستان"یکی از راه های مقابله با این خطرکه احساسات ملی رادرکوردستان تحت شعاع قرارداده ، استفاده ازمنابع اصیل فرهنگی و تاریخی کورد که همانا فرهنگ یاری میباشد، است."؟؟؟؟؟ در هر حال این یک نتیجه گیری دلبخواهی و تجویز دارویی است کە خود در معرض نابودی و حتی به ابزاری برای تفرقه و کسب ثروت و شهرت تبدیل شدە است. استفادە از منابع اصیل فرهنگی و تاریخی یارسانی میتواند ابزاری در جهت شناخت گذشته ی مردم کرد بطور اعم و خود یارسانیان بطور اخص باشد اما راە حل و علاج نیست. چون دنیای مدرن امروز را نمیشود بر اساس گفتمان صرفا دینی و فرهنگی چند قرن پیش سازمان داد، بلکه میشود با حراست از این میراث تکیه گاهی ساخت که اشتراکات گذشته را به حافظەی تاریخی دنیای امروز تزریق کرد و فرد یارسانی با شناختی تاریخی از خود، تفاوتها و اشتراکات خود را با خود و دیگران درک نماید. بعنوان نمونه، ما از فرهنگ یاری بە عنوان یکی از کهنترین و بکرترین میراثهای کردی نام میبریم اما در جامعه ی کردواری هنوز اسلام و اصول اسلامی حرف اول را میزند. نمونه اعتراضات به انتصاب شهردار کاکایی حلبجه. و از همه مهمتر در مورد نقش همین فرهنگ به اصطلاح کردی در میان خود ما پیروان این آینن، بایستی سخن بمیان بیاید کە تا چه اندازە تنها وارد شدن به پارەای از جزییات چه مشکلات و گرفتاریهایی را برایمان میتواند فراهم بیاورد. بنابراین ورود غیر کارشناسی به حوزەی فرهنگ، دین و سیاست لطمه ای جدی به روابط خود ما نیز وارد کردە و بایستی تا حد امکان بجای پرداختن و توجیه و تفسیر متون تاریخی بایستی به مسائل و دردهای مشترک فکر کنیم، همانطور در بالا نیز بە اطلاع رساندم درد مشترک ما در حال حاضر مشکل آوارەگان ما و مباررزە با ریشه های این آفات کشندە است. در این راستا مسائل و مشکلات زیادی هست کە میتواند سوژەهای مناسبی برای کار جمعی ما باشد کە بتواند هم مظلومیت جامعەی مارا نشان بدهد هم در انعکاس شرایط زندگی فلاکت بار آوارەگی موثر باشد، ویا با ایجاد صندوقهای جمعێ بە رساندن کمکهای مالی و مادی بە آوارگان یارسانی کاری مفید و انسانی انجام داد.
هر آنچه بیشتر وارد مبحث برنامه ی پیشنهادی میشویم بیشتر به پراکندگی فکری حاکم بر تفکرات دوستان تدوین کنندەی متن پی میبریم. با آنکە نکات مثبت زیادی در متن میتوان یافت اما همانطور کە اشارە کردم یاریکورد رسالت خود را چنان گستردەتر نمودە است کە انجام بخشی از آنهم با چنین برنامه ای نه تنها قابل دستیافتن نیست بلکه بایستی فاتحه ی یک تشکل مدنی را نیز در صورت تصویب چنین برنامه ای در کنگرە موسسس خواند. لطفا توجه کنید" از این رو، تشکل یاریکورد برای هماهنگی همه طیفهای دمکراتیک کوردستانی و ایرانی، معتقد به تعدد ملتها و اصل احترام و حقوق برابری انسانها، گامهایی را در حد توان خود بر خواهد داشت. با اعتقاد بر این اصل خدشه ناپذیر، یاریکورد خود را شریک اهداف مردم گرایانه و سکولار احزاب و سازمانهای میداند که در عمل پایبندی خود را به اصول آزادی ملتها در تعیین حق سر نوشت و رعایت حقوق شهروندی به اثپات رساندهاند. " در این پاراگراف یاریکورد خود را شریک کارها و امور خیری میداند که از جانب احزاب و جریانات مردمگرا و سکولار که عملا پایبندی خودرا به اصول آزادی ملتها و در تعیین حق سرنوشت و رعایت حقوق شهروندی بە اثبات رسانیدە باشند. در این میان پرسشی بلافاصله مطرح میشود این است کە چگونه یاریکورد میزان پایبندی این جریانات و احزاب را نسبت به اصول مورد مبحث اندازە گیری میکند؟ ثانیا تا آنجایی کە من با جریانات ایرانی و کردستانی آشنا باشم پای بندی بە این اصول تنها تا بحال متاسفانه بروی کاغذ ماندە و حتی در مورد کادرهای قدیمی و رهبران و بنیانگذاران تشکیلاتهای سیاسی نیز بدان پایبند نبودەاند، نگاهی بە جدالهای درونی حکا، کومله خهبات و.......با این حال این به معنی تکفیر همه نیست، و بخواهیم و نخواهیم ما با چنین جریاناتی در حال و آیندە سروکار خواهیم داشت، بنابراین یاریکورد به جای توقع پایبندی جریانات بە اصول مطروحه میتوانست بر اصول مورد درخواست خویش و بستر مبارزاتی کە در آیندە برای خود بر میگزیند پافشاری نمودە و بجای تلاش برای هماهنگ کردن جریانات بیرونی برای اتحاد درونی جامعه ی یارسانی برنامه ریزی کند. البته این بدان معنی نیست کە گویا فعالین یاریکورد در صدد ایجاد اختلال درون هستند. من در نیت خیر اکثر این دوستان شک ندارم، اما بدون داشتن یک جامعه ی متحد و همصدا نه یاریکورد و نه هیچ جریان دیگری وزن زیادی در بیرون نخواهند داشت.
اما دلیل و ضرورت تشکیل یاریکورد از زبان برنامه ی پیشنهادی نه تنها جالب است بلکە بسیار بجا و درست نیز میباشد. منتهی اشکال کار در این است کە این متن نمیگوید بر اساس کدام مکانیسم و توانایی تئوریک و فکری، یاریکورد عزم کردە تا بە محل تلاقی تمامی آزادیخواهان ایران و کردستان تبدیل شود.؟؟؟ آزادیخواهان بسیار زیادی از احزاب و جریانات سیاسی بریدەاند و حالا هر کدام برای خود تئوری خاص خودشان را دارا هستند من تصورم این نیست کە هیچ آزادیخواە ناسیونالیست کرد ی و یا ایرانی بخواهد خود را در چهارچوب یک جریان لوکال و محلی زندانی کند، مگر آنکە بخواهد از نقطە نظر انسانی بە کار خیریه مانندی در چهارچوب یاریکورد فعالیتی بنمایند. در ضمن بجای چنین تصورات و بحثهایی میشد از تبدیل شدن یاریکورد به ظرفی فراگیر برای فعالین یارسانی که مایل بە کار سیاسی نمیباشند و حاضرند در مسئال پناهندەگی، حقوق بشر، زنان و محیط زیست و غیرە فعال باشند، تبدیل بشود. جون در این صورت زمینه برای روشن شدن فواصل فکری و سلیقه ای بیشتر باز میشد و در همان حال نیز زمینه برای همکاری با جدی و دیگر جریانات فرهنگی و دینی نیز گشودە میشد.
در ادامه به اهداف پیشنهادی یاریکورد نزدیک میشویم کە مسئله ی یارسانی را دغدغه ی فعالان یارسانی و از آن میان نسل جوان تحصیل کردە میداند، تا چه اندازە این دغدغدە درست وبجاست بماند، اما منظور از ایجاد تشکلی مدرن و دمکراتیک چیست؟ چگونه تشکلی مدرن و دمکراتیک است؟؟ در همه جا هر کس حداقل این دو واژە را در ادبیات روزانه بجا و بیجا تکرار میکند. کشور زئیربا پیروزی کابیلا به کشور دمکراتیک کنگو تغییر نام داد، حزب دمکرات، حزب کمونیست راە کارگر ...... همه و همه یک نسبتی با این دو واژەی زبان بسته دارند اما واقعیت این است، هنوز کسی نمیداند منظور از این مدرن و دمکراتیک چیست. ولی معیارهایی هست کە بر اساس آن میتوان دمکراتیک بودن را اندازە گرفت، اما مدرن بودن هنوز بدون هویت است. البته همه و از جمله یاریکورد حق دارد که خود را مدرن و دمکراتیک بداند و بخواند، ولی نیرویی کە این تشکل را و این برنامه را اجرا خواهند کرد و رهبری خواهند نمود تا چه اندازە دمکراتیکند، تا چه اندازە مدرن هستند؟؟؟.
ما هنوز عشایریم با مناسبات خالص فئودالییستی، هر کجا تحصیل کردە باشیم و تا چه اندازە کروات را خوب ببندیم باز هم عزیز وەیسی میخواند و ما میرقصیم، باز هم از تکرار مکرارت خسته نمیشویم، در حالیکه در جوامع مدرن وقت زیاد صرف ضد ونقیض گویی نمیشود بلکه با رای گیری همه چیز حل میشود و بدین صورت بلندترین بناها را میسازند، هر حکومتی را که بخواهند تغییر میدهند ولی ما هنوز ماندەایم کە سیاست و کار مدنی با هم چه تفاوتی دارند. در این برنامه قرار است پتانسیل نسل جوان مورد استفادە قرار گیرد و تشکیلات مدرن آنها را بسمت همدلی ببرد. در خوشبینانه ترین وضعیت این است که ما خودمان را جوان بپنداریم، در حالیکه سن و سالی از ما گذشته و موهای سرمان به سختی روی کله مان باقیماندە است، سرو سبیل هم با هزار و یک رنگ قرار است چند صباحی دیگر مشکی بماند. و الا جوانان ما در غیاب یک فرهنگ مهییج و جذاب در دنیای خود غرق هستند. ولی در توافق با متن پیشنهادی کە میگوید "مردم یارسان درطول تاریخ برای حفظ فرهنگ وفلسفه یاری که جزء لاینفکی ازموجودیت اجتماعی آنهاست درمبارزه ای ظاهرا بی پایان درگیربوده اند. این مبارزات ما نند همه مقاومتها با فراز و نشیبهای بسیاری مواجه بوده، ولی جامعه یارسان با وجود تمامی محرومیت های اجتماعی واقتصادی وبدون هیچ پشتیبانی سیاسی ومتحد، به مبارزات خود برای بقاء به تنهائی ولی یکپارچه ادامه داده وهرگز تسلیم وحقارت را نپذیرفته است. مردم یارسان با به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی درایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، امیدواربودند که شاید حقوق پایمال شده آنان ازطرف رژیم جدید به رسمیت شناخته ، تا مرحمی بر زخمهای تاریخی آنان نهاده شود. ولی دورنمای وعده های شیرین رهبران انقلاب اسلامی به افقی تیره وتارتراز گذشته مبدل گردید و جززندان،شکنجه ،اعدام، ویرانی، دربدری، جنگ و تحقیر ارمغان دیگری رابرای ملت کورد و سایرملتهای ایران وجامعه یارسان به همراه نداشت. " بدینصورت نتیجه بازهم در این نوبت ایجاد تشکلی است که به ضایعات بوجود آمدە در نتیجه ی سرکوبها و ویرانیهای جنگهای تحمیلی حکومت اسلامی که همان آوارەگی در وحله ی اول است ، بپردازد میباشد.
من با بقیه ی بحثها کمابیش موافقم اما لازم است که بصور شفاف و مرتبتر و در ارتباط با توان، وا اهداف یک تشکل مدنی تصحیح گردند، و بدین صورت در خاتمه به نتیجه گیری از بحثهایم میپردازم. بنظر من تلاش دوستان یاریکورد قابل تقدیر است از اینکە ساکت نماندەاند. اما برای بهترشدن اوضاع بایستی یک موضوع مشخص بشود. با استناد به همین متن پیشنهادی یاریکورد خود را رقیب هیچ جریان و تشکلی نمیداند، بنابراین برای بهتر شدن روابط درونی بهتر آن است کە یاریکورد خود را به عنوان یک تشکل مدنی و معطوف به مسائل و مشکلات آواراگان یارسانی تعریف نمودە و با تصویب یک منشور کوتاە و مشخص رئوس کاری خود را معین کند. در همان حال نیز در بین جامعه ی برونمرزی یارسان تشکلی دیگر بنام جدی در عرصه ی سیاست فعال میباشد، کە بنظر من بایستی این دو تشکل با همکاری با همدیگر مسیر یارگیری را در فضایی کاملا دوستانه برای همدیگر فراهم نمایند. بدین صورت اعضای جدی کە خواهان کار در تشکل مدنی یاریکورد باشند آزادانه بتوانند بە عضویت یاریکورد در امدە و بالعکس، اعضای یاریکورد نیز بتوانند در فعالیتهای سیاسی جدی یا هر جریان سیاسی دیگری فعال باشند بدون آنکه به موقعییت و مسئولیتها در یاریکورد لطمه ای وارد بیاید.
در نتیجه کسانیکه خواهان کار سیاسی هستند میتوانند با جدی همراە شدە و یا همزمان با هر دو تشکل کار مدنی و سیاسی را در راە رهایی مردم یارسان انجام دهند.
شاد و موفق باشیدنوید. ٠٥.٠٥.٢٠١٠
