lørdag 15. mai 2010

راە حل نهایی برای غلبه بر اختلافات درونی جامعه ی یارسان

راە حل نهایی برای غلبه بر اختلافات درونی جامعه ی یارسان
یاران و یارسانیان گرامی، مدتی بیش از ٤ سال است که بخش برونمرزی یارسانی در التهابی درونی روزگار خود را میگذراند بطور همزمان نیز با اصطحکاکات بسیار ناهنجاری که ناشی از اختلاف فکر و سیلقه هاست دست و پنجه نرم میکند. طی اینمدت بسیاری دلها شکسته شد، و تهمتهای ناروا نثار بسیاری انسانهای شریف وبیگناە یارسانی گردیدە است، که بارزترین نمونه ی آن شخص آ سید فرهاد حیدری است که به شهادت تاریخ، زندگی خود و خانوادەاش را صرف مبارزە در راە دفاع از حقوق جامعه ی یارسان نمودە است. بهر حال بخواهیم و نخواهیم روابط انسانی ما دچار لطمه های زیادی گشته است و همین سبب گردیدە تا سیمای جامعه ی مارا که در طول تاریخ برهبری پیران آیین یاری و بزرگان این قوم، بعنوان مردمی متحد رو به بیرون جلوەگر بودە، آسیب جدی ببیند. در بحبوحه ی انقلاب سال ١٣٥٧ رهبری خردمند جامعه ی یارسان آ سید نصرالدین حیدری توانست با اعلام حمایت از انقلاب، جامعه ی یارسان را تا حدودی از گزند روزگار حفظ نماید، چه بسا جمهوری اسلامی به عهد خود نسبت به هیچ کدام از یاران انقلاب وفا نکرد و بخش زیادی از ما یارسانیان نیز آسیب دیدە و مجروح از نظر روحی و جسمی آوارە شدەایم. اما هیچگاه این تحولات نتوانسته وابستگی و پیوستگی ما را از بین ببرد، چون ما ناگزیر از زندگی با همدیگر و تقبل همدیگر میباشیم. در ظرف ٤ سال گذشته پروسه شکل گیری تشکلات فرامرزی یارسانی، ما را در مقابل همدیگر و انتخابهای سختی قرار دادە و جامعه ی ما را نیز بحران زدە نمودە است. من بعنوان یک انسان یارسانی از راههای مختلف تلاش کردم تا به اتحادی و تشکلی که به باور خودم در راستای خواست یارسانی باشد، برسیم، و همین سبب شد مجبور بشوم در مقابل دوستان و عزیزان دور و نزدیکی قرار بگیرم و یا همراە بشوم. هنگامی نتیجه ی تلاشهایم را بر آورد نمودم، با نا امیدی و علیرغم میل درونی، خودم را از کار و تلاش یارسانی حدود دو سال پیش کنار کشیدم. در این مدت با خودم کلنجار میرفتم تا بتوانم خودم را قانع کنم و در امور دخالتی نداشته باشم، ولی از آنجا که رژیم هار و ضد بشر جمهوری اسلامی همچنان بر سر قدرت، و مردم ما نیز همچنان در چنگال اسارتند ازاین بیشتر نتوانستم سکوت کنم، و با نوشتن نقدی بر برنامه ی پیشنهادی یاران یاریکورد تلاش کردم بتوانم به گفتمان یارسانی کمکی کنم. اما از انجا که بندە در هیچ یک از بلوکبندیهای یارسانی عضویت و حضور رسمی نداشته ام، از هر دو طرف گناهکار تشخیص دادە شدم و کاسه و کوزە هر نقد و گتفمانی ناخواسته بر سر من شکسته میشود. من تمام این انتقادات و سرکوفتها را بجان خریدم و بفال نیک گرفتم، چون احساس میکنم این یاران از من وظیفه ای طلب میکنند. بعد از کلنجار رفتن و فکر کردن به این نتایج زیر رسیدم. اما قبل از اعلام نتیجه گیری خود لازم دانستم با یاران موافق و مخالف خود پیشاپیش مشورتی کردە باشم تا به پاس احترام به رای و همراهی این عزیزان در مراحل مختلف بتواینم با همفکری به نتیجه ای بهتر برسیم. در حال حاضر کم نیستند کسانی که هنوز نه خود را نه به جدی و نه به یاریکورد متعلق میدانند، لذا مشورت و همفکری با این عزیزان مد نظر من است. در چنین مرحله ای ما در مقابل راه حلهای مختلفی قرار داریم:
0.ادامه ی سکوت و بیطرفی
1. پیوستن به یکی از دو تشکل موجود یارسانی
2.پیوستن و کار با هر دو تشکل بطور همزمان
طبیعی است در شرایط کنونی اکثر عزیزان یارسانی که قلبشان برای حقوق انسان یارسانی میتپد، نمیتوانند به سکوت و بیطرفی خود ادامه دهند، و در همان حال نیز انتخاب هر یک از آلترناتیوهای بالا نیز انتخاب آسانی نخواهد بود، من ضمن احترام برای رای تک تک افراد همدرد یارسانی، شرایط امروز را مناسب یک تصمیم جدی، با خلوص نیت و تلاش برای فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته میبینم. بنابراین آلترناتیو مورد نظر من آلترناتیو شمارە ٢ یا همان " پیوستن و کار همزمان با هر دو تشکل یارسانی، یعنی یاریکورد و جدی" میباشد. بدینصورت میتوانیم سیگنال مثبتی به یاران دربند و اسیر خود بفرستیم و از طرف دیگر صدایمان را در مقابل دشمنان آزادی و انسانیت جمهوری اسلامی رساتر نماییم، بدانید فرزاد کمانگرهای ما بیصدا بدار آویخته شدە و بخاک سپردە میشوند.
راستش ٩٨% از نوشته ها، موضعگیریهای ما طی چند سال اخیر بیشتر رو به درون جامعه ی یارسان بودە و ما در جواب همدیگر و یا با متهم ساختن همدیگر قلمفرسایی کردەایم که عواقب زیانباری را بدنبال داشته است و ادامه ی وضعیت حاضر نیازمند پایان یکبارە و تعیین تکلیف با خودمان میباشد. هر کس در بروز و آرامش جامعه نقشی بعهدە دارد که همه به نقش مثبت خود بیشتر اهمیت بدهیم.
با آرزوی آرامش و دوستی برای همه
نوید ١٥.٠٥.٢٠١٠