کدخدای بدون آبادی
گاها انسان مجبور میشود برخلاف میل خود به درگیری و جدال لفظی و نوشتاری وارد شود که نه وقتش را دارد نه علاقهای به وارد شدن آن. اما کدخدای بدون آبادی ما بدون اشاره مسقیم به فرد مورد نظرش عملا نوشتههای اخیر مرا به چالش کشیده است و در لوای افاضات خویش مرا مورد مهر و محبت خود قرار دادهاند. اگر در واقع هدف نویسنده جدل بر سر پروسهی یاریکورد و دیگر تشکلات یارسانی میبود شاید میتوانستم بشیوهای دیگر به او جواب بدهم. اما من بر اساس اصولی که بدان پایبند هستم وارد بحثهای شخصی نمیشوم و تنها در دفاع از خودم در مقابل حملاتی شخصی جواب میدهم که در رابطه با موقعیت فکری من مرتبط است. دوست گرامی من نه قسم سه طلاقه یاد نموده و نه به خواب زمستانی فرورفتهبودم، تنها به یمن کج اندیشی یارانی چون شمامجبور شدم خودم را از پروسهی فعالیت یارسانی کنار بکشم و برای مدتی نظارهگر باشم. اما به یمن وجود افرادی چون شما که با قضاوتهای بدون پایه و اساس بجای پرداختن به اختلافات فکری مستقیما به جنگ شخصی رو میاوردند، هنوز یارسان از تفرقهای رنج میبرد که من از لحظهی اول تا به امروز مخالف آن بودهام. اگر بقول شما من هنوز خود را با هیچ جریان خاصی مرتبط نساختهام دلیلش نه ناتوانی من بلکه این احساس بوده است که من به یک یارسان واحد و یکپارچه و در همان حال با سلیقهها و افکار گوناگون باور دارم، برخلاف شما بر اساس منافع شخصی جریان مشخصی را بر جریان دیگر ترجیح نداده و جنگ زرنگری راه نیانداختهام. من به درازی عمر خود چه در صف مردم یارسان و چه در جریاناتی که عضویت داشتهام به تکثر و تعدد آراء ایمان داشتهام و هیچگاه نیز عبد و فرمانبردار هیچ کس و جریانی بر علیه دیگران نخواهم بود. اگر تا بحال مرا متزلزل و بقول خود ناروشن در موضعگیری دریافتهای حالا وقت آن است که مرا بشناسید.
در مورد یاریکورد نیز من نه اساسنامه و نه برنامهی پشت پردهای برای آن دارم، اداعای مالکیت نیز بر آن نداشته و ندارم، آنچه که نوشته بودم تنها نظرات شخصی من در حد یک پیشنهاد بود که شاید بتواند در شکلگیری یاریکورد به عنوان یک تشکل مدنی قابل استفاده باشد، حالا که شما از خیر آن گذشته و آن را حکاکی برنامه پشت پرده نام نهادهای از لطف و مرحمتتان متشکرم و برای تو و یاریکوردی که سرزمینش با رعد و برق نوشتههای من ترک برداشته آرزو موفقیت دارم.
در مورد اینکه نوشتههای من سنگ اندازی در راه وحدت یارسان است کافی بود یک نمونه را ذکر میکردین تا بنده نیز بتوانم یا از خود دفاع کنم و از محضر مبارکتان معذرت بخواهم، اما فراموش نکن جامعهی یارسان مرا از کودکی میشناسند و میدانند که زمانی احزاب خود شما به من پست پیشنهاد میکرد شما هنوز با اسم کار سیاسی اگر بیگانه نبوده باشید حتما آن را در خواب و خیال خود جزء موهومات میدانستهاید. بحق من از جواب دادن به بقیهی افاضات کم ارزش شما خودداری میکنم تا شاید همینجا به بحث مان خاتمه داده باشیم، باشد که تو نیز چنین کنی، و خوابت از ریگ کفشهای من آشفتهتر نگردد.
نوید
1.07.09
