دمکراسی بروایت بشیر J
در این روزها سایت یارسان به صحنهی بحث و جدال ودیالوگی بسیار هیجان انگیز و سیاسی تبدیل شده، این نشانهی جدیدی از مدارا و تعقلگرایی جامعهی یارسان است. اگر چه بعضی مطالب تند، و حتی شیوهی نگارش آن کمی عیرقابل هضم به چشم میخورد، ولی نویسندگان آنها انسانهایی بسیار مهربان و خوشمشرب هستند، که هر لحظه همنشینی با آنها بسیار دل انگیز و دوست داشتنی است.
وقتی کسی متن را میخواند، نویسنده را ادمی عصبانی و یا گاها خشن میبیند، ولی وقعیت چیز دیگری است. ستم و تبعیضی که برای سالیان دراز ما را حتی از سخن گفتن و نوشتن به زبان مادری محروم کرده، حرفهای ناگفتهی زیادی را در گلوهایمان خفه کرده و اکنون بصورت ابراز نظرات در قالب مطالب و بحث ابراز میگردند. بیان این مطالب همیشه با آرزوی نزدیکی و همکاری با هم پایان میپذیرد. پس نبایستی چنین مطالبی باعث یاس و نومیدی بشود، بلکه بر عکس دیالوگی سازنده است که اندک اندک راه خود را طی میکند، و به سوی گفتار و رفتار مشترک و دوستانه در حرکت است.
از لحن خیلی از گفتارها بدبینی و شکوههایی بچشم میخورد، که از نداشتن شناخت کافی از همدیگر، و تلاش برای بصدا در اوردن مخاطب مورد نظر است. به هر حال این تنها اغاز کار و اغاز گفتگویی طولانی ااست که سالها ما از بیان آنها محروم بودهایم. ولی حالا احساس همسرنوشتی و همدردی ما را رودروری هم قرار داده تا با هم بگوییم و بحث و جدل کنیم.
جامعهی یارسان جامعهای تولرانت ( مداراگر) است که همه در کنار هم با شوخی و لبخند صحبتهای همدیگر را گوش میدهند، و بیدین و دیندار با هم دوست و رفیقند، و از هر دری امکان سخن گفتن هست بدون آنکه کسی برویت قمه و شمشیر بکشد. براستی زندگی در میان چنین مردمی جای افتخار است. من از مدتها پیش به این واقعیت پی بردهام و به این دلیل نیز بدون هیچ مشکلی توانستهام جرآت اظهار نظر آزادانه را پیدا کنم. و واین بزرگترین نعمتی ااست که در جوامع دیگر برای بدست آوردنش بایستی از جان مایه گذاشت.
جروبحثهای امروز ما نیز در راستای شکلگیری یک جریان فکری واحد پیش میرود، طبیعتا بسیاری امکان توافق را با همدیگر پیدا میکنند و مسیری را انتخاب میکنند، و عدهای هم با شفاف شدن نظرات و تفکرات راه دیگری انتخاب میکنند. ولی در هر صورت پیوندهای دوستی و روابط انسانی ما طبق معمول ادامه خواهد یافت. ما داریم از الفبای بحث شروع میکنیم، هنوز وارد بحثهای عملی و ریشهای نشدهایم. با ورود به آنگونه بحثها اختلافات نظری ما جای خود را به تلاش برای پاسخگویی به مشکلاتی خواهد داد که بر سر راه ما و تشکلی که حاصل این بحثهاست، بوجودخواهد امد.
با تمام اختلاف نظرهایی که در بحثها و نوشتهها دیده میشود، همه بر یک نکته تاکید دارند که داشتن یک تشکل برای دفاع از موجودیت و حقوق مردم یارسان به ضرورتی ملموس مبدل شده است. ما هم با مدارا با هم طبیعتا بهترین راه حل را انتخاب خواهیم کرد که تقریبا نظر اکثریت را با خود داشته باشد. اگر بر اساس اینمعیار پیش برویم شاید جای امیدی باشد که مردم در بند یارسان را با همکاری و اتحاد خویش امیدوار و خوشحال سازیم . اما تجربه نشان داده است که ما بطور غریزی هم شده از موجودیت خودمان دفاع خواهیم کرد.
بهر حال با ابراز این خوشبینی دوست داشتم کمی هم از شدت و حدد بحثها بکاهم، و همچنانکه دوست عزیز ثروت سلیمی گفته بجای تحقیر و به هم پریدن به بحث آرام و منطقی با هم روی آوریم، و به جای زیر علامت بردن شخصیت همدیگر با نظرات همدیگر بجنگیم. این بهتری شیوهی بحث است. چون بعد از جر و بعث بایستی بتوانیم با هم بنشینیم و شوخی بکنیم و روابط دوستانمان را با اختلافات فکری مخلوط و مخدوش نکنیم. من در ادمه به موضوع دمکراسی از دیدگاه دوست خوبم بشیر میروم. البته کمی با طنز مینویسم تا هم بخندیم هم نظرات ایشان را بیشتر بشناسیم میدانم که بشیر نمیرنجد، و ما با هم از قبیل بحثها زیاد داشتیم.
بندهای مورد بحث بشیر از یک متن پیشنهادی برای اساسنامه سرچشمه میگیرد. در بندی اشاره میشود که افراد غیر یارسانی در صورت تمایل میتوانند به عنوان عضو افتخاری پذیرفته شوند.
برای بشیر بلافاصله همهی شیعیان ایلام و لرستان، تمام مسلمانان دوروبر به مستحقین واجد شرایط عضویت در تشکل شکل نگرفتهی یارسان تبدیل میشوند، و بدون آنکه از آنها بپرسد که جوز سر شکاندهاند یا نه، از حقوق از دست رفتهی این عزیزان شروع بدفاع کردن میپردازد. و این بند از اساسنامهی تصویب نشده در هیچ کنگره را بزیر شلاق دمکراسی خواهی میکشد، و شروع بکندن موهای زلفان تا نمیه ریختهاش میکند.
البته ایشان میتوانستند کمی صبر کنند، و یا از دوستان ایلامی و لر میپرسیدند که آیا آنها حاضرند عضو تشکل مردم ( ورازپرور) یارسان بشوند یانه؟ البته در هم لهجه بودن با آنها شکی نیست، و فرهنگ مشترک ما نیز تا حد زیادی ما را بهمدیگر نزدیکتر میکند. ولی درعوض بایستی از حق الیاسی و کویک هم دفاع کرد که عضو بشوند، هر چند تعدادی از این براداران عزێز حاضر نیستند مرغی که ما سرببریم نوش جان کنند. چون ما با این مردمان پیوند زناشویی داریم، و حالا تعداد زیادی پسر عمه و دختر خالهی مسلمان هم داریم که 50 درصد از DNA آنها متعلق به ماست. به هر حال قضیهی دمکراسی بشیر انیجا خاتمه نمیابد، ایشان به بند دیگری میچسبند، که در آن بر خلاف دیگر جریانات و احزاب سیاسی، از حق عضویت تمامی یارسانیانی که حتی در تشکلها و احزاب سیاسی دیگر عضو میباشند، دفاع و تضمین شده است. بشیر میپرسد مگر میشود هم عضو کومله هم عضو حزب دمکرات بطور همزمان. فکر کنیم که میشود. اگر هم نشود مشکل ما نیست. ولی ما تصمیم گرفتیم با هم باشیم. چون وقتی پاسدار، بسیجی، پیشمرگه و چهکدار سردار جاف که عضو جامعهی یارسان بودند با هم در کنار هم زندگی میکردند، واین اصل هیچ کجای دیگر کردستان وجود نداشت، کمتر کسی هم بروی همدیگر اسلحه کشید پس میشود چنین اصلی را در اساسنامه داشت. اگر دیگر جریانات شرط عدم عضویت در دیگر جریانات را به شرط پذیرش تبدیل کردهاند ما بر عكس میکنیم. چون همهی اساسنامهها را خود آدمها نوشتهاند و در نتیجه قابل تغییراند.
از طرف دیگر مگر کسی از جامعهی یارسان که عضو حزب یا سازمانی دیگر باشد کار بدی کرده که بایستی از حق عضویت در تشکیلاتی که به اسم جامعهی او بنا شده محروم باشد؟ بنظر من نه. چون این عزیزان نه تنها کار بدی نکردهان بلکه دارای انگیزهای انسانی بودهاند و به این دلیل دفاع از اعتقاداتشان پرداخته، ومحرومیت جامعهشان عامل اصلی برای برداشتن سلاح و پیوستن به جریان سیاسی دیگری بوده است، و به نظر من وجود آنها جای افتخار و قدردانی است تا محرومیت از حقوق عضویت.
این افراد از ایلامی و کویک الیاسی قابل دفاعتر و مستحق تر برای داشتن عضویت در تشکل یارسانی هستند، و حتی وجود آنها لازم و ضروری است. تجارب آنها در غنی کردن و ارتقاء کیفیت اطلاعات مردم میتواند بسیار سودبخش باشد. اگر قرار است دمکراسی باشد بایستی بشیر از حق عزیزانی دفاع میکرد، که درد مشترک بیشتری با او دارند. ولی حالا که بشیر شیر دمکراسی را بطرف ایلام بیشتر باز کرده کاری نمیشود انجام داد مگر آنکه، نظرات ایشان را به انتخابات گذاشت، اگر این نظرات رای آوردند پس دمکراسی بشیر از من بیشتر طرفدار دارد، و من هم بایستی با کمال پررویی یا بدفاع از نظراتم بپردازم یا اینکه تسلیم بشوم. در هردو صورت من بشیر را دوست دارم و این اختلاف نظرها طبیعی و قشنگ هستند.
دمکراسی به روایت مردم خودمان یعنی دودستگی و اختلاف پس فکر میکنم بهترین تعریف از دمکراسی است که تا بهحال ارائه شده است. بدون اختلاف و دودستگی هم بحث تازه خلق نمیشود، و حتی نظرات خیلیها بدون آنکه بگوش کسی بخورد از بین خواهند رفت. پس بیایم این دمکراسی را با همین روایت قشنگ بدون هیچ دلگیر شدنی به شرایطی تبدیل کنیم که ما را به همدیگر نزدیک و نزدیکتر کند.
با آرزوی موفقیت برای همهی انسانهای دلسوز و آزادیخواه
نوید. اکتبر 2006 نروژ
