چگونه تشکلی جوابگوی نیازهای جامعهی یارسان است؟
تا به امرز بحث و جدلهای زیادی در قالب سمینارها، بحثهای شخصی و گروهی و در این اواخر بصورت نوشتاری در رابطه با ضرورت داشتن یک تشکل برای دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی مردم یارسان ارئه شدهاند. اگر به اختصار بخواهم محتوای بحثها را توضیح دهم، میشود آنها را به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته طرفدار تشکیل یک تشکل سیاسی با ایدئولوژی و برنامهی سیاسی واحدی به سبک دیگر جریانات سیاسی دیگراند. این گروه زمینه را برای ایجاد چنین تشکلی فراهم نمیبینند، و معتقدند که طی سمینار و گفتوگوهای متعدد به وحدت نظری برسند و سپس تشکل را ایجاد کنند. دستهی دیگر معتقدند که ما به عنوان یک جامعهی کوچک محدودیتهای زیادی برای ساختن یک تشکل تک بنی و تک ایدئولوژیک داریم. و اساسا تشکلی که قرار است بوجود بیاید، بایستی حاصل توافق جمعی و یا اکثریت مردمی باشند که در حال حاضر در اروپا و دیگر کشورهای خارجی زندگی میکنند، و شرکت آنها در چنین تشکلی امنیت آنها را بخطر نمیاندازد، باشد.
تااینجای کار اشکال زیادی وجود ندارد، چون در هر دو صورت هر دو جریان به ضرورت داشتن یک تشکل توافق دارند، و تنها بحثهای محتوایی و تکنیکی تا حدی آنها را از هم تفکیک میکند، اما در میان هر دو بخش نوعی از میل و رغبت برای همکاری و همفکری وجود دارد که به نوبهی خود دلگرم کننده است.
اما من تلاس میکنم به چگونگی و شکل تشکلی که قرار است تشکیل بشود اشاره بکنم، و نظراتم را در این رابطه مشخص توضیح بدهم.
در خلال بحثها اینجا و آنجا متوجه یک واقعیت تلخ شدم، که نشانهی عدم اطلاع یا در نهایت فقر تجربهی داشتن تشکل، و حتی درک از مقولات متداولی چون کلمهی سیاست، اجتماع و رابطه با دیگر احزاب سیاسی بویژه احزاب کردی در کردستان ایران میباشد.
در رابطه با سیاست، تعریفهای زیادی وجود دارد، همچون: سیاست هنر ممکن است، سیاست پدر ومادر ندارد، سیاست شیوهای برای تقسیم ارزشها و امکانات در یک جامعه است.......، صرفنظر از اینکه من با کدام یکی از این تعاریف موافق یا مخالف باشم، ولی این را درک کردهام که هر کاری در هر کجا، و با هر هدفی حتی شخصی انجام گیرد کاری است سیاسی. سیاست در واقع مجموعهای از تفکرات و طرح و استدلال برای رسیدن به یک هدف. حالا این اهداف انسانی و غیر انسانی باشند، رسیدن به آنها مستلزم پیروی از یک سری طرح یا تفکرند و استدلال مربوط بهخود را نیز با خود دارند. اما آنچه مایه شگفتی است سیاست گریزی آشکاری است که بخشی از مردم ما را بهخود مشغول کرده است، در حالیکه هر کدام از این افراد خود را یا طرفدار سلطنت، احزاب سیاسی دیگر و یا افرادی نسبتا مذهبی هستند.
بعضیها در ضمن صحبتهای خود به کرات اعلام کردهاند که مخالف باتشکیل جریان سیاسی هستند، همین مخالفت خودش یک سیاست است، و حداقل از یک سیاست معین سر چشمه میگیرد. با این وصف سیاستگریزئ مردم ما قبل از اینکه یک نوع سیاستگریزی از سر استیصال یا تجربههای گذشته باشد، ناشی از نوعی نگرانی بیخودی و یا تنها واکنشی ناخودآگاه است که به تدریج در اذهان آنها شکل گرفته است.
من نمیدانم این عزیزان چرا تشکیل احزاب سیاسی را برای دیگران مجاز میدانند، و با افتخار هم عضویت خود را در آن احزاب یا جریانات برخ دیگران میکشند، ولی از تشکل سیاسی برای مردم خود چنان سیاستسیز جلوه میکنند، که برای غریبهای که او را نشناسد حتما از خود خواهد پرسید که این مردم از کجای دنیا ممکن است آمده باشند. جاوید شاه، فرار از جمهوری اسلامی، عضویت و پرداخت کمک مالی به احزاب سیاسی ایرانی و کردی، تلاش برای ایجاد جمخانه و دفاع از ارزشهای آیینی و متشکل شدن در انجمنهای فرهنگی اگر کار سیاسی نباشند پس چه میتوانند تعریف شوند.
هراس بیخودی از کلمهی سیاست در هر جامعهای ریشهی تاریخی دارد، اما در جامعهی ما ناشی از بیریشگی تاریخی و امکان کار دسته جمعی فراتر از جمع محدود عشیره و قبیلهای است که طرف در آن رشد و نمو نموده است. اما حالا ما در اروپا هستیم، و سیاست در تمام عرصههای زندگی در هر ثانیهی آن بوضوح خود را نشان میدهند. بنابراین وظیفهی کسانی است که این مقولات را درک کردهاند برای مردم اطراف خود توضیح دهند، که سیاست زندگی روزمرهی ماست. و با سیاسی نامیدن تشکل مربوط به خودمان گناه بزرگی مرتکب نشدهایم. برای ایجاد چنین تشکلی نیز احتیاجی به تآیید یا ضدیت با هیج جریان سیاسی، یا هیچ فرد مذهبی نیست. تنها تشکلی دمکراتیک است که بر حسب توان خود برای دفاع از حقوق مشخصی در شرایط نوین دنیای امروز قرار است شکل بگیرد.
مسئلهی دیگر که لازم است در رابطه با این تشکل توضیح بدهم این است که از انجا ما جامعهای کوچک، اما با طیفی از انسانها با افکار و ایدئولوژیها، با داشتن تعلق سیاسی و مذهبی روبرو هستیم که بدون همکاری با همدیگر هیچ تشکلی امکان موفقیت ندارد. این همکاری بایستی از مرزهای تشکیلاتی، عشیرهای، و مذهبی فراتر رود، و با بحث و دیالوگ نقاط مشترک را پیدا کرده و حول خواستههایی جمع شویم که ما را به هم نزدیکتر میکند. در هر جامعهای زمینه برای تفرقه فراوانتر از زمینههای مشترک است، ولی همیشه راهی پیدا میشود که مردم آن جامعه بتوانند با هم در آرامش اختلافهای خود را پیش ببرند، و از راه دمکراتیک برای به کرسی نشاندن نظرات خود چه در چهارچوب تشکیلات چه در جهار چوب جامعه تلاش کنند.
از انجا بخش زیادی از مردم یارسان به تشکیلاتهای سیاسی پیوستهاند، و این افراد جزء افراد فعال این جامعه هستند، جذب و همکاری آنها یکی از مهمترین وظایف این تشکل و خود این عزیزان میباشد. چون چنین تشکلی میتواند به ظرفی دمکراتیک برای دیالوگ و بیان آزادانهی نظرات هر کسی باشد که به نیت دفاع از حقوق انسانی مردم خود به تشکلی سیاسی پیوسته، در غیر این صورت ایشان تنها به نیت شخصی و برای رسیدن به موقعیتی در تشکیلات مربوط باقی مانده است، و این هم حق هر کس است.
پس چنین تشکلی، طیفی وسیع از مردم یارسان را با هر ایدئولوژی سیاسی یا مدهبی در بر میگیرد، که حاضرند با هم و در کنار هم از منشور یا برنامهای که در کنگرهی موسس تصویب شده باشد، دفاع کنند، و برای اجراء آن بکوشند. طبیعی خواهد بود کار با مردم با افکار گوناگون و درجههای مختلف از تجارب سیاسی و تشکیلاتی کاری آسان نخواهد بود، به همین دلیل بایستی اماده سازش و از خود گذشتگی بود تا شالودههای این تشکل براساس همدردی و همفکری بنا شود نه زمینههای اختلاف و دو دستگی را بوجود بیاورد.
نیت هر کس در شرکت در کنگره و جلسات این تشکل بایستی بر اساس هدف برای تجمع و تشکل باشد نه با بیان بحثهای غیر لازم و تفرقهافکنانه هر جه بیشتر صفوف از قبل متشنچ مردم یارسان را متشنج تر کنند.
این تشکل اگر چه تشکیل سیاسی اجتماعی میباشد، اما با دیگر تشکلهای سیاسی رایج تفاوتهایی بایستی داشته باشد.
این تشکل نماینده و سخنگوی یک جامعه با داشتن آیین، فرهنگ، و حتی لهجهی زبانی منحصر بخود است. تمامی اعضا یارسان در هر کجا با هر گونه عقیده سیاسی یا مذهبی میتوانند عضو آن بشوند، و در یکی از ارگانهای مربوط و نزدیک به تخصص و حرفهشان فعالیت کنند. ترکیب تشکل اگر چنان باشذ که اکثریت مردم یارسان را در خود جای دهد میتواند ادعا کند که نماینده و سخنگوی این جامعه است. اگر کس یا کسانی هم معتقدند که این تشکل نماینده انها نمیباشد میتوانند نظرات خود را درهر شکلی که لازم میببنند اعلام کنند، و یا برای پیوستن خود به تشکل شرایط خود را اعلام کنند. در صورتی که این نظرات در کنگره یا دیگر جلسات وسیع از طرف اکثریت قابل قبول واقع شود میتوان آنها را نیز در برنامه و اساسنامه نیز گنجاند. در هر حال تشکل بایستی سعی کند که از صرف انرژی بیهوده برای جوابگویی به تمامی نظرات و انتقادات فردی خود داری کند، و هر انتقاد کننده را به برنامه و اساسنامهی تشکل رجوع دهد.
در رابطه با دیگر جریانات سیاسی در صحنهی سیاسی ایران، کردستان این تشکل روش همکاری و تبادل نظر بهشکلی روشن در پیش میگیرد، و بجای دفاع و درگیری از آنها بخواهد که با برسمیت شناختن تبعیضی که در حق مردم یارسان روا داشته شده و میشود، در دفاع از حقوق مردم یارسان آنها را یاری کنند. چون در برنامهی هر جریان سیاسی بروشنی از حقوق اقلیتهای دینی، آزادی حق تشکل و غیره حمایت شده است، و بایستی تلاش شود که این بندها از برنامههایشان لااقل در رابطه با مردم یارسان در عمل رعایت شود. بدین ترتیب فعالین یارسانی که در صفوف این احزاب هستند میتوانند یک وظیفهی خطیر را بعهده بگیرند. بدین دلیل عضویت هر کس که در احزاب دیگر عضو هستند در این تشکل بایستی بدون مشکل باشد.
چون اگر قرار است این تشکل افراد را در مقابل انتخاب قرار دهد، طبیعتا فرد تشکلی را ترجیح خواهد داد که سالهاست در ان فعالیت میکند، و بخشی از عمر خودرا در کنار آن حزب یا جریان سیاسی گذارانده است. از طرف دیگر تشکل یارسانی نه بصورت حزب یا تشکلی تک بنی با ایدئولوژی واحد، بلکه به شکل جبهه مانندی به فعالیت میپردازد. و بدین صورت برای قبول عضویت کسانیکه در احزاب دیگر عضویت دارند مشکلی نبایستی وجود داشته باشد. این تشکل نماینده و سخنگوی یک جامعه است نه یک جریان فکری منحصر بفرد.
در صورتی که فرد مذبور قرار باشد تا در مقابل انتخابی قرار گیرد، بهتر آن است که فرد خودش انتخاب کند، نه از طرف تشکل انتخاب به او تحمیل شود.
در مورد رهبری و دیگر ارگانهای این نهاد بایستی بر اساس انتخابات در شرایط کاملا ازاد و بر اساس رای مخفی و مستقیم افراد حاضر در کنگره باشد. طبیعی است که ارگان رهبری بایستی جمعی باشد، و تنها جمع رهبری میتوانند برای خودشان سکرتر یا سخنگویی انتخاب کنند، برای یک دورهی معین، که این فرد نیز با رای دو سوم از اعضای کمیتهی رهبری قابل تعویض میباشد. سخنگو تنها در حدی اختیار نمایندگی تشکل را دارد که کمیته رهبری به او اجازه دهد.
کمیهی رهبری تقریبا بایستی 5 تا 7 نفر باشند. در کنار این کمیته بایستی کمیته اجرایی باشد که از حدود 21 نفر تشکیل میشوند. این افراد در کمیتههای کوچکتر سازمان میابند که هر کمیته بر اساس تخصص اکثریت اعضای آن کمیته به اموری مشغول میشوند که در اساسنامهی آمده است.
کمیتههایی چون. کمیتهی فرهنگی، کمیتهی مالی. کمیتهی تبلیغی، کمیتهی امور مهاجران و پناهجویان، کمیتهی امور روابط با احزاب و دیگر جریانات و غیره.... در این کمیهها اعضای کمیتهی رهبری عضو میباشد، و به کمیتهی رهبری گزارش کار خود را ارائه میدهند. کمیتهی رهبری نیز با انتشار گزارشات و یا گنجاندن آنها در گزارش سالانه مردم را در جریان کارهای خود قرار میدهند.
کار در این کمیتهها بایستی بر اساس علائق و توانایی فردی باشد، و هر کس که خود را کاندید هر پستی میکند مسئول است که وظیفهاش را به نحو احسن انجام دهد.
در هر صورت تا اینجا مسائل و مقولاتی مطرح بودند که لازم دانستم نظرات خودم را حول و هوش انها توضیح دهم. اگر دوست یا دوستانی نظر یا نظراتی در این باره یا دیگر نوشتههای من دارند میتوانند، با ایمیل من که در ادامه خواهد امد با من در میان بگذارند. از دریافت هر گونه نظری با کمال خوشحالی استقبال میکنم. با آرزوی موفقیت برای تک تک یارانی که در راه دفاع از حقوق یارسان و ازادی در تلاشند.
نوید،، Norway 28.09.06
nawid_2e2@yahoo.com
تا به امرز بحث و جدلهای زیادی در قالب سمینارها، بحثهای شخصی و گروهی و در این اواخر بصورت نوشتاری در رابطه با ضرورت داشتن یک تشکل برای دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی مردم یارسان ارئه شدهاند. اگر به اختصار بخواهم محتوای بحثها را توضیح دهم، میشود آنها را به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته طرفدار تشکیل یک تشکل سیاسی با ایدئولوژی و برنامهی سیاسی واحدی به سبک دیگر جریانات سیاسی دیگراند. این گروه زمینه را برای ایجاد چنین تشکلی فراهم نمیبینند، و معتقدند که طی سمینار و گفتوگوهای متعدد به وحدت نظری برسند و سپس تشکل را ایجاد کنند. دستهی دیگر معتقدند که ما به عنوان یک جامعهی کوچک محدودیتهای زیادی برای ساختن یک تشکل تک بنی و تک ایدئولوژیک داریم. و اساسا تشکلی که قرار است بوجود بیاید، بایستی حاصل توافق جمعی و یا اکثریت مردمی باشند که در حال حاضر در اروپا و دیگر کشورهای خارجی زندگی میکنند، و شرکت آنها در چنین تشکلی امنیت آنها را بخطر نمیاندازد، باشد.
تااینجای کار اشکال زیادی وجود ندارد، چون در هر دو صورت هر دو جریان به ضرورت داشتن یک تشکل توافق دارند، و تنها بحثهای محتوایی و تکنیکی تا حدی آنها را از هم تفکیک میکند، اما در میان هر دو بخش نوعی از میل و رغبت برای همکاری و همفکری وجود دارد که به نوبهی خود دلگرم کننده است.
اما من تلاس میکنم به چگونگی و شکل تشکلی که قرار است تشکیل بشود اشاره بکنم، و نظراتم را در این رابطه مشخص توضیح بدهم.
در خلال بحثها اینجا و آنجا متوجه یک واقعیت تلخ شدم، که نشانهی عدم اطلاع یا در نهایت فقر تجربهی داشتن تشکل، و حتی درک از مقولات متداولی چون کلمهی سیاست، اجتماع و رابطه با دیگر احزاب سیاسی بویژه احزاب کردی در کردستان ایران میباشد.
در رابطه با سیاست، تعریفهای زیادی وجود دارد، همچون: سیاست هنر ممکن است، سیاست پدر ومادر ندارد، سیاست شیوهای برای تقسیم ارزشها و امکانات در یک جامعه است.......، صرفنظر از اینکه من با کدام یکی از این تعاریف موافق یا مخالف باشم، ولی این را درک کردهام که هر کاری در هر کجا، و با هر هدفی حتی شخصی انجام گیرد کاری است سیاسی. سیاست در واقع مجموعهای از تفکرات و طرح و استدلال برای رسیدن به یک هدف. حالا این اهداف انسانی و غیر انسانی باشند، رسیدن به آنها مستلزم پیروی از یک سری طرح یا تفکرند و استدلال مربوط بهخود را نیز با خود دارند. اما آنچه مایه شگفتی است سیاست گریزی آشکاری است که بخشی از مردم ما را بهخود مشغول کرده است، در حالیکه هر کدام از این افراد خود را یا طرفدار سلطنت، احزاب سیاسی دیگر و یا افرادی نسبتا مذهبی هستند.
بعضیها در ضمن صحبتهای خود به کرات اعلام کردهاند که مخالف باتشکیل جریان سیاسی هستند، همین مخالفت خودش یک سیاست است، و حداقل از یک سیاست معین سر چشمه میگیرد. با این وصف سیاستگریزئ مردم ما قبل از اینکه یک نوع سیاستگریزی از سر استیصال یا تجربههای گذشته باشد، ناشی از نوعی نگرانی بیخودی و یا تنها واکنشی ناخودآگاه است که به تدریج در اذهان آنها شکل گرفته است.
من نمیدانم این عزیزان چرا تشکیل احزاب سیاسی را برای دیگران مجاز میدانند، و با افتخار هم عضویت خود را در آن احزاب یا جریانات برخ دیگران میکشند، ولی از تشکل سیاسی برای مردم خود چنان سیاستسیز جلوه میکنند، که برای غریبهای که او را نشناسد حتما از خود خواهد پرسید که این مردم از کجای دنیا ممکن است آمده باشند. جاوید شاه، فرار از جمهوری اسلامی، عضویت و پرداخت کمک مالی به احزاب سیاسی ایرانی و کردی، تلاش برای ایجاد جمخانه و دفاع از ارزشهای آیینی و متشکل شدن در انجمنهای فرهنگی اگر کار سیاسی نباشند پس چه میتوانند تعریف شوند.
هراس بیخودی از کلمهی سیاست در هر جامعهای ریشهی تاریخی دارد، اما در جامعهی ما ناشی از بیریشگی تاریخی و امکان کار دسته جمعی فراتر از جمع محدود عشیره و قبیلهای است که طرف در آن رشد و نمو نموده است. اما حالا ما در اروپا هستیم، و سیاست در تمام عرصههای زندگی در هر ثانیهی آن بوضوح خود را نشان میدهند. بنابراین وظیفهی کسانی است که این مقولات را درک کردهاند برای مردم اطراف خود توضیح دهند، که سیاست زندگی روزمرهی ماست. و با سیاسی نامیدن تشکل مربوط به خودمان گناه بزرگی مرتکب نشدهایم. برای ایجاد چنین تشکلی نیز احتیاجی به تآیید یا ضدیت با هیج جریان سیاسی، یا هیچ فرد مذهبی نیست. تنها تشکلی دمکراتیک است که بر حسب توان خود برای دفاع از حقوق مشخصی در شرایط نوین دنیای امروز قرار است شکل بگیرد.
مسئلهی دیگر که لازم است در رابطه با این تشکل توضیح بدهم این است که از انجا ما جامعهای کوچک، اما با طیفی از انسانها با افکار و ایدئولوژیها، با داشتن تعلق سیاسی و مذهبی روبرو هستیم که بدون همکاری با همدیگر هیچ تشکلی امکان موفقیت ندارد. این همکاری بایستی از مرزهای تشکیلاتی، عشیرهای، و مذهبی فراتر رود، و با بحث و دیالوگ نقاط مشترک را پیدا کرده و حول خواستههایی جمع شویم که ما را به هم نزدیکتر میکند. در هر جامعهای زمینه برای تفرقه فراوانتر از زمینههای مشترک است، ولی همیشه راهی پیدا میشود که مردم آن جامعه بتوانند با هم در آرامش اختلافهای خود را پیش ببرند، و از راه دمکراتیک برای به کرسی نشاندن نظرات خود چه در چهارچوب تشکیلات چه در جهار چوب جامعه تلاش کنند.
از انجا بخش زیادی از مردم یارسان به تشکیلاتهای سیاسی پیوستهاند، و این افراد جزء افراد فعال این جامعه هستند، جذب و همکاری آنها یکی از مهمترین وظایف این تشکل و خود این عزیزان میباشد. چون چنین تشکلی میتواند به ظرفی دمکراتیک برای دیالوگ و بیان آزادانهی نظرات هر کسی باشد که به نیت دفاع از حقوق انسانی مردم خود به تشکلی سیاسی پیوسته، در غیر این صورت ایشان تنها به نیت شخصی و برای رسیدن به موقعیتی در تشکیلات مربوط باقی مانده است، و این هم حق هر کس است.
پس چنین تشکلی، طیفی وسیع از مردم یارسان را با هر ایدئولوژی سیاسی یا مدهبی در بر میگیرد، که حاضرند با هم و در کنار هم از منشور یا برنامهای که در کنگرهی موسس تصویب شده باشد، دفاع کنند، و برای اجراء آن بکوشند. طبیعی خواهد بود کار با مردم با افکار گوناگون و درجههای مختلف از تجارب سیاسی و تشکیلاتی کاری آسان نخواهد بود، به همین دلیل بایستی اماده سازش و از خود گذشتگی بود تا شالودههای این تشکل براساس همدردی و همفکری بنا شود نه زمینههای اختلاف و دو دستگی را بوجود بیاورد.
نیت هر کس در شرکت در کنگره و جلسات این تشکل بایستی بر اساس هدف برای تجمع و تشکل باشد نه با بیان بحثهای غیر لازم و تفرقهافکنانه هر جه بیشتر صفوف از قبل متشنچ مردم یارسان را متشنج تر کنند.
این تشکل اگر چه تشکیل سیاسی اجتماعی میباشد، اما با دیگر تشکلهای سیاسی رایج تفاوتهایی بایستی داشته باشد.
این تشکل نماینده و سخنگوی یک جامعه با داشتن آیین، فرهنگ، و حتی لهجهی زبانی منحصر بخود است. تمامی اعضا یارسان در هر کجا با هر گونه عقیده سیاسی یا مذهبی میتوانند عضو آن بشوند، و در یکی از ارگانهای مربوط و نزدیک به تخصص و حرفهشان فعالیت کنند. ترکیب تشکل اگر چنان باشذ که اکثریت مردم یارسان را در خود جای دهد میتواند ادعا کند که نماینده و سخنگوی این جامعه است. اگر کس یا کسانی هم معتقدند که این تشکل نماینده انها نمیباشد میتوانند نظرات خود را درهر شکلی که لازم میببنند اعلام کنند، و یا برای پیوستن خود به تشکل شرایط خود را اعلام کنند. در صورتی که این نظرات در کنگره یا دیگر جلسات وسیع از طرف اکثریت قابل قبول واقع شود میتوان آنها را نیز در برنامه و اساسنامه نیز گنجاند. در هر حال تشکل بایستی سعی کند که از صرف انرژی بیهوده برای جوابگویی به تمامی نظرات و انتقادات فردی خود داری کند، و هر انتقاد کننده را به برنامه و اساسنامهی تشکل رجوع دهد.
در رابطه با دیگر جریانات سیاسی در صحنهی سیاسی ایران، کردستان این تشکل روش همکاری و تبادل نظر بهشکلی روشن در پیش میگیرد، و بجای دفاع و درگیری از آنها بخواهد که با برسمیت شناختن تبعیضی که در حق مردم یارسان روا داشته شده و میشود، در دفاع از حقوق مردم یارسان آنها را یاری کنند. چون در برنامهی هر جریان سیاسی بروشنی از حقوق اقلیتهای دینی، آزادی حق تشکل و غیره حمایت شده است، و بایستی تلاش شود که این بندها از برنامههایشان لااقل در رابطه با مردم یارسان در عمل رعایت شود. بدین ترتیب فعالین یارسانی که در صفوف این احزاب هستند میتوانند یک وظیفهی خطیر را بعهده بگیرند. بدین دلیل عضویت هر کس که در احزاب دیگر عضو هستند در این تشکل بایستی بدون مشکل باشد.
چون اگر قرار است این تشکل افراد را در مقابل انتخاب قرار دهد، طبیعتا فرد تشکلی را ترجیح خواهد داد که سالهاست در ان فعالیت میکند، و بخشی از عمر خودرا در کنار آن حزب یا جریان سیاسی گذارانده است. از طرف دیگر تشکل یارسانی نه بصورت حزب یا تشکلی تک بنی با ایدئولوژی واحد، بلکه به شکل جبهه مانندی به فعالیت میپردازد. و بدین صورت برای قبول عضویت کسانیکه در احزاب دیگر عضویت دارند مشکلی نبایستی وجود داشته باشد. این تشکل نماینده و سخنگوی یک جامعه است نه یک جریان فکری منحصر بفرد.
در صورتی که فرد مذبور قرار باشد تا در مقابل انتخابی قرار گیرد، بهتر آن است که فرد خودش انتخاب کند، نه از طرف تشکل انتخاب به او تحمیل شود.
در مورد رهبری و دیگر ارگانهای این نهاد بایستی بر اساس انتخابات در شرایط کاملا ازاد و بر اساس رای مخفی و مستقیم افراد حاضر در کنگره باشد. طبیعی است که ارگان رهبری بایستی جمعی باشد، و تنها جمع رهبری میتوانند برای خودشان سکرتر یا سخنگویی انتخاب کنند، برای یک دورهی معین، که این فرد نیز با رای دو سوم از اعضای کمیتهی رهبری قابل تعویض میباشد. سخنگو تنها در حدی اختیار نمایندگی تشکل را دارد که کمیته رهبری به او اجازه دهد.
کمیهی رهبری تقریبا بایستی 5 تا 7 نفر باشند. در کنار این کمیته بایستی کمیته اجرایی باشد که از حدود 21 نفر تشکیل میشوند. این افراد در کمیتههای کوچکتر سازمان میابند که هر کمیته بر اساس تخصص اکثریت اعضای آن کمیته به اموری مشغول میشوند که در اساسنامهی آمده است.
کمیتههایی چون. کمیتهی فرهنگی، کمیتهی مالی. کمیتهی تبلیغی، کمیتهی امور مهاجران و پناهجویان، کمیتهی امور روابط با احزاب و دیگر جریانات و غیره.... در این کمیهها اعضای کمیتهی رهبری عضو میباشد، و به کمیتهی رهبری گزارش کار خود را ارائه میدهند. کمیتهی رهبری نیز با انتشار گزارشات و یا گنجاندن آنها در گزارش سالانه مردم را در جریان کارهای خود قرار میدهند.
کار در این کمیتهها بایستی بر اساس علائق و توانایی فردی باشد، و هر کس که خود را کاندید هر پستی میکند مسئول است که وظیفهاش را به نحو احسن انجام دهد.
در هر صورت تا اینجا مسائل و مقولاتی مطرح بودند که لازم دانستم نظرات خودم را حول و هوش انها توضیح دهم. اگر دوست یا دوستانی نظر یا نظراتی در این باره یا دیگر نوشتههای من دارند میتوانند، با ایمیل من که در ادامه خواهد امد با من در میان بگذارند. از دریافت هر گونه نظری با کمال خوشحالی استقبال میکنم. با آرزوی موفقیت برای تک تک یارانی که در راه دفاع از حقوق یارسان و ازادی در تلاشند.
نوید،، Norway 28.09.06
nawid_2e2@yahoo.com
