کاک جمال برنامه یک تشکل تحقیقات کۆرنولۆژیک نیست
اینبار یاری دیگر بدفاع از یاریکورد و برنامه ی پیشنهادی به گنگرەی موسس بنقد دیدگاههای من در این رابطە پرداختەاند. کاک جمال ج. نوشته ی خویش را تحت عنوان " چهند ولامێکی کۆرت بۆ بهڕێز تیکۆشهر کاک نوید" یاریکورد منتشر نمودەاند که لازم میدانم به برخی از نظراتشان جوابی دادە باشم، با این امید باز هم این جدل ما مثبت واقع شود و بتوانیم به توضیح شفافتری در مورد کار سیاسی، مدنی و در همان تفاوت برنامه با کار تحقیقی دست یابیم. با تشکر از کاک جمال من جوابیه را بزبان فارسم مینویسم بدین دلیل اکثر مخاطبان نگارش و خوانش به این زبان را سادەتر میدانند.
کاک جمال مرا به نادیدە گرفتن واقعیات هویتشناسانه ملی متهم کردە وا از ینکه بخش اول برنامه ی پیشنهادی را کلگگویی و تکرار مکررات دانسته ام گناە بار دانسته اند. واقعیت اینست که این دوست مطلب مرا یا بدرستی نخواندەاند یا بطور اختیاری و جهت داشتن موضوعی برای بحث اقدام به نوشتن چنین متنی نمودەاند." بهڕێز کاک نهوید ههرله سهرهتای ههڵسهنگاندی نووسراوهکهی، به بێ ڕێزبهندی کردنی هیچ جۆره کۆڕنلۆژێکی تایبهت وه پێناسهکرندی کۆرد، کۆردستان، یارسان وه ههلۆمهرجێک له نیوانیاندا، سهرهتای بهرنامه پێشنیار کراوهکهی به وتاری دووپاتکراو و کلی گوی ناوبردوه." وقتی بحث برنامه ی سیاسی یا مدنی برای یک تشکل بمیان میاید بایستی تفاوت برنامه با کار تحقیقی را کە به صورت کۆرنولوژیک و یا زمانبندی شدە در مورد یک سوژە چون سوژە ملی یا مذهبی انجام میشود، قائل شد. در غیر اینصورت جدالهایی از این دست نتیجه اش ادعا و بحثی میشود که کاک جمال ارائه دادە است. در ضمن وقتی برنامه ای برای یک جریان معین سیاسی و یا مدنی در جهت دفاع از یک هویت، خواست و موجودیت سیاسی، فکری یا دینی مشخص طرح میشود، بایستی با پرهیز از کلی گویی راست و سادە سراغ جامعه و یا گروهی کە این برنامه قرار است خواسته های آنها را فرموله نماید رفت. بدین معنی وقتی جریانی به اسم یاریکورد کە قرار است از هویت جامعه ی یارسان دفاع کند از همان ابتدا مشخص است که این جریان یک جریان کردی است و از طرف دیگر مقوله ی ملت کرد یک مقوله شناختە شدە و تقریبا تعریف شدە است، و اگر یاریکورد نیز دوبارە همان تعاریف را تکرار کند طبیعی است کارش تکرار مکررات خواهد بود. و از آنجا که پرداختن به شناسنامه ی تاریخی ملت کرد در قاموس یک برنامه ی محدود نمیگنجد و چه بسا سبب سوءتفاهم میگردد. همینکه این جریان پرچم کردستان را بر فراز آرم تشکیلاتی خود دارد، و نام اختصاری آن نیز یاریکورد ێعنی کورد یاری است بدین معنی است که این مردم و این آیین یک آیین کردی است، و هر پیشرفت و پسرفت کرد و کردستان در هر گوشه ای از این سرزمین بر سرنوشت پیروان آیین یاری نیز بی تاثیر نخواهد بود.
تاکید دوبارە من به اینکه برنامه ی پیشنهادی میتوانست صاف و سادە از یارسان به بعنوان یک جامعه ی تحت ستم مضاعف ملی و دینی و بخشی از ملت کرد تعریف روشنتری ارائه میداد و از تکرار مکررات نیز نه تنها پرهیز میشد بلکه خوانندە را نیز مجبور به خواندن بحثی طولانی و تکراری نمیکرد. در ادامه ی بحث کاک جمال میخوانیم که" ههر وهها له تێکهڵ پێکهڵ بوونی بهنامهکه له نیوان حهرکهتی سیاسی، کۆمهڵاێهتی، مهدهنی، فهرههنگی وه ، وه عاجزی دهکهن." در واقع من هنوز با این مشکل یارسانی کنار نیامدەام که چرا ما بایستی این موضوعات را از همدیگر تفکیک نکنیم. یک جامعه دارای مسائل و مشکلات فراوانی است کە مشکل سیاسی فقط یکی از آن مشکلات است. مشکلات دیگر چون مشکل فرهنگی، آوارەگی، محیط زیست و غیرە میتواند بخودی خود زمینه ی ایجاد تشکلهای مدنی را فراهم کند. از آنجا که یک تشکل که خود را تشکل سیاسی یارسانی میداند فکر میکند کافی باشد تا افراد سیاسی کار یارسانی بجای ساخت تشکلی دیگر، به این تشکل از قبل موجود پیوسته و در جهت تکمیل و حتی تغییر برنامه و خط مش آن بر اساس اصول دمکراتیک اقدام کنند. بدین وسیله از دفع وقت و نیرو جلوگیری میشود. بنا براین اگر یاریکورد خود را به یک موضوع مشخص از مسائل و مشکلات یارسانی مشغول نمای شانس بیشتری دارد تا تاثیرات مثبتی داشته باشد.
کاک جمال در ادامه ی بحث خود به نتیجه گیری دلبخواهی از بحثهای من میرسند که نه تنها هیچ واقعیتی ندارند بلکه بخود خود بحث مرا نیز زیر علامت سئوال میبرند. ایشان مینویسند که" ناوبراو له دڕێژهی گۆتارهکهی، کات تهرخان کردن بۆ مهسهلهی نهتهوهی له چۆارچیوهی بزووتنهوهێکی مهدهنی به پێوێست نازانێ، وه پێواێه گهڕان یان پێناسهکردنی کۆمهڵگای یارسان له ههلۆمهرجی ئێستای کۆردستاندا دهبێته هۆی نفاقۆ دهستهنهبدی له نیو کۆمهڵگاو مهزههبهکان له کوردستان." این استدلال کاک جمال نوعی ادعای من در آوردی و در عین حال اختلاط مبحث است. من در هیچ کجای بحثم نگفته ام که دفاع از هویت جامعه ی یارسان سبب اختلاف و و نفاق در بین دیگر ادیان موجود در کردستان میشود. در واقع بحث من این بود که بطور مشخص بایستی از مقوله ی جامعه ی یارسان شروع کرد و سپس به موضوع ملی کردستانی رسید. بدین معنی یک جامعه به اسم جامعه ی یارسان، با آیین و کتب کردی بایستی نقطه آغاز بحثی برای تعریف بستر اجتماعی یاریکورد میبود نه اینکه از مقوله ی ملی شروع کنیم و سپس به موجودیت یارسانی برسیم. در اینصورت موضوع برجسته تر و در عین حال قابل درکتتر خواهد بود، چون ملت کرد مجموعه ایست تشکیل یافته از زیر مجموعه های فرهنگی، زبانی، دینی و غیرە، که یارسان یکی از این زیر مجموعه ها با استناد به مدارک و آداب سنن کردی آن میباشد. طرح بحث از زاویه ی مشخص میتواند نه تنها سبب اختلاف نشود بلکه شناخت را آسان تر نماید. اما چرا کاک جمال از این بحث چنین برداشتی داشته اند ، تصورم این است که ایشان از بحث آنچنان که منظور من بودە است بدرستی برداشت نکردەاند چون با آوردن پاراگراف زیزین که در واقع مربوط به ایجاد اختلاف و نفاق در بین ادیان و مداهب کردستانی نیست تلاش نمودەاند که نظریه ی خود را جایگزین استدلال من بنمایند. من بخاطر جلوگیری از تکرار مطالب عێن اداعای برنامه ی پیشنهادی و استدلال خودم را به صورت زیر دوبارە ارائه میدهم در برنامه ی پیشنهادی یاریکورد میخوانیم"یکی از راه های مقابله با این خطرکه احساسات ملی رادرکوردستان تحت شعاع قرارداده ، استفاده ازمنابع اصیل فرهنگی و تاریخی کورد که همانا فرهنگ یاری میباشد، است."؟؟؟؟؟ و استدلال من در نقدم به برنامی پیشنهادی" در هر حال این یک نتیجه گیری دلبخواهی و تجویز دارویی( منظورم داروی دینی یاری) است که خود در معرض نابودی و حتی به ابزاری برای تفرقه و کسب ثروت و شهرت در بین طرفداران این آیین تبدیل شدە است. لیکن استفادە از منابع اصیل فرهنگی و تاریخی یارسانی میتواند ابزاری در جهت شناخت گذشته ی مردم کرد بطور اعم و خود یارسانیان بطور اخص باشد ولی راە حل و علاج نیست. چون دنیای مدرن امروز را نمیشود بر اساس گفتمان صرفا دینی و فرهنگی چند قرن پیش سازمان داد، بلکه میشود با حراست از این میراث تکیه گاهی ساخت که اشتراکات گذشته را به حافظەی تاریخی دنیای امروز تزریق کرد و فرد یارسانی با شناختی تاریخی از خود، تفاوتها و اشتراکات خود را با خود و دیگران درک نماید.
کاک جمال برای اثبات ادعای خود دست به دامن محققین و تاریخنویسان کردی میشود تا برای یافتن و دفاع از هویت ملی کرد در گذشته از یارسان و یارسانیها به عنوان منبع استفادە نمایند" ئهمه له حاڵێلدایه، زۆر له مێژووناسان و لێکۆرهوانی کورد بروایان وایه که بۆ دۆزینهوه وه پێناسهکردنی زانستی مێژووی کۆرد له ڕابردوو دا یارسان وه یارسانییهکان یهکێک له سهرچاوه گرینگهکانن که دهتوانێ ئاسهواری زۆر گرێنگ له سهر مێژووی کورد ههڵبداتهوه." یک برنامه کارش نگارش تاریخ نیست بلکه حرکت از بطن واقعیاتی است کە بستر اجتماعی آن تشکل است که در حال حاضر در آن بسر میبرند. در ضمن ما یارسانیها احتیاجی به اثبات کورد بودن خود نداریم چون ما با آیین، زبان، فرهنگ و تمام آداب و سنن کورد هستیم و من به همین دلیل واضح نیز معتقدم اگر کسی بخواهد به تاریخ واقعی و اوریجینال کوردی نگاهی نیاندازد بایستی از پنجرەی تاریخی و فرهنگی یارسانیها به گذشته ی خود بنگرد. من هم با این مبحث کە جمال طرح کردەاند مشکلی ندارم، اما آیا این بدین معنا نیست که کاک جمال و دفاعشان از برنامه ی پیشنهادی یاریکورد کار تحقیقی و تاریخنویسی را با با برنامه ی یک تشکل عوضی گرفته اند؟؟؟
باز هم کاک جمال به من ایراد گرفته اند که" کاک نوید، له دڕێژهی وتارهکهی (خۆدئاگا یان ناخۆدئاگا)، به پێویستی نازانێ ڕێکخراوی یاریکورد خۆی سهقاڵ کا به ههلۆمهرجی نهتهوهی، وه پێشنیار دهکا، یاریکورد تهنیا، هێز و حمهتی خۆی کۆکاتهوه بۆ ئاواره یارسانییهکان. زۆر سهیره که کاک نوید بهو ههموو ئهزمونه له گۆرپانی خهباتی سیاسی و کۆمهڵایهتی ههیه وهها ههڵویست دهگرێ؟!". درست است که من پیشنهاد کردەام کە یاریکورد نیرو و توان خود را روی مسئله ی آوارگان یارسانی متمرکز کند، با زهم این پیشنهاد را تکرار میکنم و در صورتیکه این پیشنهاد مورد قبول واقع گردد زمینه ی همکاری من نیز با این جریان گشودە خواهد شد، من این پیشنهاد را خودآگاهانه و با توجه به تجاربی است که کاک جمال اشارە کردەاند. من هموارە با شعار کارگران جهان متحد شوید حزب کمونیست ایران مشکل داشتم، و بعدها نیز همراە دیگر رفقای همفکر پیشنهاد دادیم که کومله خود را بیشتر به کار در کردستان معطوف کند، اما برخی دیگر با در دست داشتن امکانات تشکیلاتی ما را بیرون انداختند و بدین وسیله من هم به این نتیجه رسیدم که کار همراە مردمی کە متوهم و یا به خودبزرگبینی دچار گشته و خواهان رستگاری عالمند ولی در ادارەی امور یک اردوگاە دویست نفرە عاجزند ، تا چه اندازه مشکل است، که بعد از اخراج، یک دیدار رفیقانه با دبیرکل کومله با شوخی به او گفتم دستتان درد نکند ما را بیرون کردین چون خودمان جرات و توان اینکار را بدلیل دلبستگی به تشکیلات و....نداشتیم. بدینترتیب تجارب به من میگوید که پرداختن به مشکل آوارگان یارسانی سوژەای مناسب و عینی است که نه تنها یک مشکل یارسانی است بلکه یک مشکل ملی نیز میباشد. در ضمن برای رزگاری کردستان به اندازەی کافی حزب سه ربه ستی، حزب سه ر به خویی، حزب آزادی کردستان، چندین کومله و حزب دمکرات و غیرە داریم که همه خود را به عنوان ناجی مردم کرد قلمداد میکنند، پس اضافه شدن یاریکورد به این ویترین دنیای سیاست کردی فقط میتواند به گرفتن عکس یادگاری و برخاست ونشستهایی بکند که خود جدی در حال حاضر انجام میدهد و به اندازەی کافی هم کت و کراوات برایش خریداری نمودەاند. این فقط به جهت شوخی با دوستان جدی بود.
من هم در آرزوی کاک جمال برای فرستادن فضا نورد به کرات دیگر شریک هستم اما بایستی بدانیم بیش از ٦٠ سال است که انسان به کرات دیگر قدم گذاشته اند و حالا جمهوری اسلامی با فرستادن چند کرم و موش و با خرج از کیسه ی بیت المال در بوق و کرنا دمیدە که به جمع کشورهای دارای تکنوژی فضایی پیوسته است. بنظر من بایستی در دفاع از موش و کرمهای به فضا پرتاب شدە توسط آدمکشان جهموری اسلامی از دید دفاع از حیوان پرداخت، چون تنها به این بهانه ایران و ایرانی داری مشتی خاک است که هر کاری بخواهد انجام دهد. پس بگذار فقط آرزوی فضانوردی را داشتە باشیم و بنگیرم که تنها داشتن مشتی خاک سبب آن نمیشود. بنظر من حرکت برای جوابگویی مسائل سادە است که زمینە را برای کارهای بزرگتر فراهم میکند.
نهایتا من هم با کاک جمال در نتیجه گیری پایانی خود موافقم که"به پێ تێۆری ڕێکخراوهی، ههر ئۆرگان و ڕیکخراوهی سیاسی، فهرههنگی،کۆمهڵهێهتی، مهدهنی، حقۆقی، ئابوری، زانستی، و،و، دهکهونه ژێر مهجمۆعهێ ناشێوناڵ، اینترناشنال وه ئوڤر ناشونال. بۆیه، بهرنامه پێشنیار کراوهکهی یاریکورد به دهرک کردنی به ستاندارده جیهانییهکان ههوڵی داوه خۆی وهک ڕیکخراوهێکی مهدهنی له ژێر مهجمهعهی نهتهوهکهی رێکبخات، وه وێرای، چالاکی مهدهنی خۆی، له ئاڵۆگۆڕهکانی ئێستاو داهاتو به نیسبهت به میلهتهکهی بێ لایهن نهبێت. " اما کاک جمال با دوبارە و چند بارە تکرار کردن منظور خود، مقوله را چنان در هم میپیچاند که مشکل بتوان منظور واقعی ایشان را دریافت. ایشان میگونید کە تنها یک درصد مردم یارسانی آوارە هستند و تنها پرداختن به مشکل ، مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار میدهند. در حالیکە من بر عکس معتقدم کە خود پرداختن به مشکل آوارەگی، میتواند ما را به سرنخهای بسیار بزرگتری برساند کە نه تنها هیچ مسئله ای را تحت الشعآع قرار نمیدهد بلکه به سوزەای تبدیل میگردد تا به ریشه ی آوارەگی به عنوان یک پدیدەی شوم برای نابود کردن یک جامعه و حتی یک قوم بیانجامد. در ضمن آوارەگی یارسانی تنها آوارەگی فیزیکی چندین هزار نفر نیست بلکه کوچ اجباری، بیکاری و اسکان در گتوهای حاشیه شهرها ووووو را در بر میگیرد که با تعمق آن میتوان دلائل و مسببان این پدیدەی شوم را به عنوان مجرم و جنایتکار جنگی همچون عمز البشیر رهبر سودان بە دنیا شناساند. آوارەگی خود یک پدیدەی بسیار ویرانگر برای کل بشریت است و بدین منظور ریشه کن کردن آن در دستور کار بسیاری از دول و سازمانهای جهانی قرار دارد. و یاریکورد بعنوان یک تشکل مدنی میتواند در این راستا دستاوردهای انسانی زیادی نیز داشته باشد و همزمان نیز از مخلوط کردن اینکار با سیاست خودداری کند تا طیف بیشتری از انسانها را به حمایت از خود جلب نماید.
کاک جمال در خاتمه به این نتیجه میرسد که یاریکورد یک تشکل مدنی خواهد بود که هر انسانی با هر طرز تفکری بتواند در آن عضو باشد، اگر این جمله را در ابتدای برنامه ی پیشنهادی نوشته بودید لازم بە نقد نبود و تنها میشد با منظم کردن متن، آنرا بهتر فرموله و قابل هضم کرد. بدینترتیب امیدوارم که در روزهای آیندە شاهد منظور روشن نویسندگان و تدوین کنندە برنامه ی پیشنهادی باشیم.
نوید ١٠.٠٥.٢٠١٠
اینبار یاری دیگر بدفاع از یاریکورد و برنامه ی پیشنهادی به گنگرەی موسس بنقد دیدگاههای من در این رابطە پرداختەاند. کاک جمال ج. نوشته ی خویش را تحت عنوان " چهند ولامێکی کۆرت بۆ بهڕێز تیکۆشهر کاک نوید" یاریکورد منتشر نمودەاند که لازم میدانم به برخی از نظراتشان جوابی دادە باشم، با این امید باز هم این جدل ما مثبت واقع شود و بتوانیم به توضیح شفافتری در مورد کار سیاسی، مدنی و در همان تفاوت برنامه با کار تحقیقی دست یابیم. با تشکر از کاک جمال من جوابیه را بزبان فارسم مینویسم بدین دلیل اکثر مخاطبان نگارش و خوانش به این زبان را سادەتر میدانند.
کاک جمال مرا به نادیدە گرفتن واقعیات هویتشناسانه ملی متهم کردە وا از ینکه بخش اول برنامه ی پیشنهادی را کلگگویی و تکرار مکررات دانسته ام گناە بار دانسته اند. واقعیت اینست که این دوست مطلب مرا یا بدرستی نخواندەاند یا بطور اختیاری و جهت داشتن موضوعی برای بحث اقدام به نوشتن چنین متنی نمودەاند." بهڕێز کاک نهوید ههرله سهرهتای ههڵسهنگاندی نووسراوهکهی، به بێ ڕێزبهندی کردنی هیچ جۆره کۆڕنلۆژێکی تایبهت وه پێناسهکرندی کۆرد، کۆردستان، یارسان وه ههلۆمهرجێک له نیوانیاندا، سهرهتای بهرنامه پێشنیار کراوهکهی به وتاری دووپاتکراو و کلی گوی ناوبردوه." وقتی بحث برنامه ی سیاسی یا مدنی برای یک تشکل بمیان میاید بایستی تفاوت برنامه با کار تحقیقی را کە به صورت کۆرنولوژیک و یا زمانبندی شدە در مورد یک سوژە چون سوژە ملی یا مذهبی انجام میشود، قائل شد. در غیر اینصورت جدالهایی از این دست نتیجه اش ادعا و بحثی میشود که کاک جمال ارائه دادە است. در ضمن وقتی برنامه ای برای یک جریان معین سیاسی و یا مدنی در جهت دفاع از یک هویت، خواست و موجودیت سیاسی، فکری یا دینی مشخص طرح میشود، بایستی با پرهیز از کلی گویی راست و سادە سراغ جامعه و یا گروهی کە این برنامه قرار است خواسته های آنها را فرموله نماید رفت. بدین معنی وقتی جریانی به اسم یاریکورد کە قرار است از هویت جامعه ی یارسان دفاع کند از همان ابتدا مشخص است که این جریان یک جریان کردی است و از طرف دیگر مقوله ی ملت کرد یک مقوله شناختە شدە و تقریبا تعریف شدە است، و اگر یاریکورد نیز دوبارە همان تعاریف را تکرار کند طبیعی است کارش تکرار مکررات خواهد بود. و از آنجا که پرداختن به شناسنامه ی تاریخی ملت کرد در قاموس یک برنامه ی محدود نمیگنجد و چه بسا سبب سوءتفاهم میگردد. همینکه این جریان پرچم کردستان را بر فراز آرم تشکیلاتی خود دارد، و نام اختصاری آن نیز یاریکورد ێعنی کورد یاری است بدین معنی است که این مردم و این آیین یک آیین کردی است، و هر پیشرفت و پسرفت کرد و کردستان در هر گوشه ای از این سرزمین بر سرنوشت پیروان آیین یاری نیز بی تاثیر نخواهد بود.
تاکید دوبارە من به اینکه برنامه ی پیشنهادی میتوانست صاف و سادە از یارسان به بعنوان یک جامعه ی تحت ستم مضاعف ملی و دینی و بخشی از ملت کرد تعریف روشنتری ارائه میداد و از تکرار مکررات نیز نه تنها پرهیز میشد بلکه خوانندە را نیز مجبور به خواندن بحثی طولانی و تکراری نمیکرد. در ادامه ی بحث کاک جمال میخوانیم که" ههر وهها له تێکهڵ پێکهڵ بوونی بهنامهکه له نیوان حهرکهتی سیاسی، کۆمهڵاێهتی، مهدهنی، فهرههنگی وه ، وه عاجزی دهکهن." در واقع من هنوز با این مشکل یارسانی کنار نیامدەام که چرا ما بایستی این موضوعات را از همدیگر تفکیک نکنیم. یک جامعه دارای مسائل و مشکلات فراوانی است کە مشکل سیاسی فقط یکی از آن مشکلات است. مشکلات دیگر چون مشکل فرهنگی، آوارەگی، محیط زیست و غیرە میتواند بخودی خود زمینه ی ایجاد تشکلهای مدنی را فراهم کند. از آنجا که یک تشکل که خود را تشکل سیاسی یارسانی میداند فکر میکند کافی باشد تا افراد سیاسی کار یارسانی بجای ساخت تشکلی دیگر، به این تشکل از قبل موجود پیوسته و در جهت تکمیل و حتی تغییر برنامه و خط مش آن بر اساس اصول دمکراتیک اقدام کنند. بدین وسیله از دفع وقت و نیرو جلوگیری میشود. بنا براین اگر یاریکورد خود را به یک موضوع مشخص از مسائل و مشکلات یارسانی مشغول نمای شانس بیشتری دارد تا تاثیرات مثبتی داشته باشد.
کاک جمال در ادامه ی بحث خود به نتیجه گیری دلبخواهی از بحثهای من میرسند که نه تنها هیچ واقعیتی ندارند بلکه بخود خود بحث مرا نیز زیر علامت سئوال میبرند. ایشان مینویسند که" ناوبراو له دڕێژهی گۆتارهکهی، کات تهرخان کردن بۆ مهسهلهی نهتهوهی له چۆارچیوهی بزووتنهوهێکی مهدهنی به پێوێست نازانێ، وه پێواێه گهڕان یان پێناسهکردنی کۆمهڵگای یارسان له ههلۆمهرجی ئێستای کۆردستاندا دهبێته هۆی نفاقۆ دهستهنهبدی له نیو کۆمهڵگاو مهزههبهکان له کوردستان." این استدلال کاک جمال نوعی ادعای من در آوردی و در عین حال اختلاط مبحث است. من در هیچ کجای بحثم نگفته ام که دفاع از هویت جامعه ی یارسان سبب اختلاف و و نفاق در بین دیگر ادیان موجود در کردستان میشود. در واقع بحث من این بود که بطور مشخص بایستی از مقوله ی جامعه ی یارسان شروع کرد و سپس به موضوع ملی کردستانی رسید. بدین معنی یک جامعه به اسم جامعه ی یارسان، با آیین و کتب کردی بایستی نقطه آغاز بحثی برای تعریف بستر اجتماعی یاریکورد میبود نه اینکه از مقوله ی ملی شروع کنیم و سپس به موجودیت یارسانی برسیم. در اینصورت موضوع برجسته تر و در عین حال قابل درکتتر خواهد بود، چون ملت کرد مجموعه ایست تشکیل یافته از زیر مجموعه های فرهنگی، زبانی، دینی و غیرە، که یارسان یکی از این زیر مجموعه ها با استناد به مدارک و آداب سنن کردی آن میباشد. طرح بحث از زاویه ی مشخص میتواند نه تنها سبب اختلاف نشود بلکه شناخت را آسان تر نماید. اما چرا کاک جمال از این بحث چنین برداشتی داشته اند ، تصورم این است که ایشان از بحث آنچنان که منظور من بودە است بدرستی برداشت نکردەاند چون با آوردن پاراگراف زیزین که در واقع مربوط به ایجاد اختلاف و نفاق در بین ادیان و مداهب کردستانی نیست تلاش نمودەاند که نظریه ی خود را جایگزین استدلال من بنمایند. من بخاطر جلوگیری از تکرار مطالب عێن اداعای برنامه ی پیشنهادی و استدلال خودم را به صورت زیر دوبارە ارائه میدهم در برنامه ی پیشنهادی یاریکورد میخوانیم"یکی از راه های مقابله با این خطرکه احساسات ملی رادرکوردستان تحت شعاع قرارداده ، استفاده ازمنابع اصیل فرهنگی و تاریخی کورد که همانا فرهنگ یاری میباشد، است."؟؟؟؟؟ و استدلال من در نقدم به برنامی پیشنهادی" در هر حال این یک نتیجه گیری دلبخواهی و تجویز دارویی( منظورم داروی دینی یاری) است که خود در معرض نابودی و حتی به ابزاری برای تفرقه و کسب ثروت و شهرت در بین طرفداران این آیین تبدیل شدە است. لیکن استفادە از منابع اصیل فرهنگی و تاریخی یارسانی میتواند ابزاری در جهت شناخت گذشته ی مردم کرد بطور اعم و خود یارسانیان بطور اخص باشد ولی راە حل و علاج نیست. چون دنیای مدرن امروز را نمیشود بر اساس گفتمان صرفا دینی و فرهنگی چند قرن پیش سازمان داد، بلکه میشود با حراست از این میراث تکیه گاهی ساخت که اشتراکات گذشته را به حافظەی تاریخی دنیای امروز تزریق کرد و فرد یارسانی با شناختی تاریخی از خود، تفاوتها و اشتراکات خود را با خود و دیگران درک نماید.
کاک جمال برای اثبات ادعای خود دست به دامن محققین و تاریخنویسان کردی میشود تا برای یافتن و دفاع از هویت ملی کرد در گذشته از یارسان و یارسانیها به عنوان منبع استفادە نمایند" ئهمه له حاڵێلدایه، زۆر له مێژووناسان و لێکۆرهوانی کورد بروایان وایه که بۆ دۆزینهوه وه پێناسهکردنی زانستی مێژووی کۆرد له ڕابردوو دا یارسان وه یارسانییهکان یهکێک له سهرچاوه گرینگهکانن که دهتوانێ ئاسهواری زۆر گرێنگ له سهر مێژووی کورد ههڵبداتهوه." یک برنامه کارش نگارش تاریخ نیست بلکه حرکت از بطن واقعیاتی است کە بستر اجتماعی آن تشکل است که در حال حاضر در آن بسر میبرند. در ضمن ما یارسانیها احتیاجی به اثبات کورد بودن خود نداریم چون ما با آیین، زبان، فرهنگ و تمام آداب و سنن کورد هستیم و من به همین دلیل واضح نیز معتقدم اگر کسی بخواهد به تاریخ واقعی و اوریجینال کوردی نگاهی نیاندازد بایستی از پنجرەی تاریخی و فرهنگی یارسانیها به گذشته ی خود بنگرد. من هم با این مبحث کە جمال طرح کردەاند مشکلی ندارم، اما آیا این بدین معنا نیست که کاک جمال و دفاعشان از برنامه ی پیشنهادی یاریکورد کار تحقیقی و تاریخنویسی را با با برنامه ی یک تشکل عوضی گرفته اند؟؟؟
باز هم کاک جمال به من ایراد گرفته اند که" کاک نوید، له دڕێژهی وتارهکهی (خۆدئاگا یان ناخۆدئاگا)، به پێویستی نازانێ ڕێکخراوی یاریکورد خۆی سهقاڵ کا به ههلۆمهرجی نهتهوهی، وه پێشنیار دهکا، یاریکورد تهنیا، هێز و حمهتی خۆی کۆکاتهوه بۆ ئاواره یارسانییهکان. زۆر سهیره که کاک نوید بهو ههموو ئهزمونه له گۆرپانی خهباتی سیاسی و کۆمهڵایهتی ههیه وهها ههڵویست دهگرێ؟!". درست است که من پیشنهاد کردەام کە یاریکورد نیرو و توان خود را روی مسئله ی آوارگان یارسانی متمرکز کند، با زهم این پیشنهاد را تکرار میکنم و در صورتیکه این پیشنهاد مورد قبول واقع گردد زمینه ی همکاری من نیز با این جریان گشودە خواهد شد، من این پیشنهاد را خودآگاهانه و با توجه به تجاربی است که کاک جمال اشارە کردەاند. من هموارە با شعار کارگران جهان متحد شوید حزب کمونیست ایران مشکل داشتم، و بعدها نیز همراە دیگر رفقای همفکر پیشنهاد دادیم که کومله خود را بیشتر به کار در کردستان معطوف کند، اما برخی دیگر با در دست داشتن امکانات تشکیلاتی ما را بیرون انداختند و بدین وسیله من هم به این نتیجه رسیدم که کار همراە مردمی کە متوهم و یا به خودبزرگبینی دچار گشته و خواهان رستگاری عالمند ولی در ادارەی امور یک اردوگاە دویست نفرە عاجزند ، تا چه اندازه مشکل است، که بعد از اخراج، یک دیدار رفیقانه با دبیرکل کومله با شوخی به او گفتم دستتان درد نکند ما را بیرون کردین چون خودمان جرات و توان اینکار را بدلیل دلبستگی به تشکیلات و....نداشتیم. بدینترتیب تجارب به من میگوید که پرداختن به مشکل آوارگان یارسانی سوژەای مناسب و عینی است که نه تنها یک مشکل یارسانی است بلکه یک مشکل ملی نیز میباشد. در ضمن برای رزگاری کردستان به اندازەی کافی حزب سه ربه ستی، حزب سه ر به خویی، حزب آزادی کردستان، چندین کومله و حزب دمکرات و غیرە داریم که همه خود را به عنوان ناجی مردم کرد قلمداد میکنند، پس اضافه شدن یاریکورد به این ویترین دنیای سیاست کردی فقط میتواند به گرفتن عکس یادگاری و برخاست ونشستهایی بکند که خود جدی در حال حاضر انجام میدهد و به اندازەی کافی هم کت و کراوات برایش خریداری نمودەاند. این فقط به جهت شوخی با دوستان جدی بود.
من هم در آرزوی کاک جمال برای فرستادن فضا نورد به کرات دیگر شریک هستم اما بایستی بدانیم بیش از ٦٠ سال است که انسان به کرات دیگر قدم گذاشته اند و حالا جمهوری اسلامی با فرستادن چند کرم و موش و با خرج از کیسه ی بیت المال در بوق و کرنا دمیدە که به جمع کشورهای دارای تکنوژی فضایی پیوسته است. بنظر من بایستی در دفاع از موش و کرمهای به فضا پرتاب شدە توسط آدمکشان جهموری اسلامی از دید دفاع از حیوان پرداخت، چون تنها به این بهانه ایران و ایرانی داری مشتی خاک است که هر کاری بخواهد انجام دهد. پس بگذار فقط آرزوی فضانوردی را داشتە باشیم و بنگیرم که تنها داشتن مشتی خاک سبب آن نمیشود. بنظر من حرکت برای جوابگویی مسائل سادە است که زمینە را برای کارهای بزرگتر فراهم میکند.
نهایتا من هم با کاک جمال در نتیجه گیری پایانی خود موافقم که"به پێ تێۆری ڕێکخراوهی، ههر ئۆرگان و ڕیکخراوهی سیاسی، فهرههنگی،کۆمهڵهێهتی، مهدهنی، حقۆقی، ئابوری، زانستی، و،و، دهکهونه ژێر مهجمۆعهێ ناشێوناڵ، اینترناشنال وه ئوڤر ناشونال. بۆیه، بهرنامه پێشنیار کراوهکهی یاریکورد به دهرک کردنی به ستاندارده جیهانییهکان ههوڵی داوه خۆی وهک ڕیکخراوهێکی مهدهنی له ژێر مهجمهعهی نهتهوهکهی رێکبخات، وه وێرای، چالاکی مهدهنی خۆی، له ئاڵۆگۆڕهکانی ئێستاو داهاتو به نیسبهت به میلهتهکهی بێ لایهن نهبێت. " اما کاک جمال با دوبارە و چند بارە تکرار کردن منظور خود، مقوله را چنان در هم میپیچاند که مشکل بتوان منظور واقعی ایشان را دریافت. ایشان میگونید کە تنها یک درصد مردم یارسانی آوارە هستند و تنها پرداختن به مشکل ، مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار میدهند. در حالیکە من بر عکس معتقدم کە خود پرداختن به مشکل آوارەگی، میتواند ما را به سرنخهای بسیار بزرگتری برساند کە نه تنها هیچ مسئله ای را تحت الشعآع قرار نمیدهد بلکه به سوزەای تبدیل میگردد تا به ریشه ی آوارەگی به عنوان یک پدیدەی شوم برای نابود کردن یک جامعه و حتی یک قوم بیانجامد. در ضمن آوارەگی یارسانی تنها آوارەگی فیزیکی چندین هزار نفر نیست بلکه کوچ اجباری، بیکاری و اسکان در گتوهای حاشیه شهرها ووووو را در بر میگیرد که با تعمق آن میتوان دلائل و مسببان این پدیدەی شوم را به عنوان مجرم و جنایتکار جنگی همچون عمز البشیر رهبر سودان بە دنیا شناساند. آوارەگی خود یک پدیدەی بسیار ویرانگر برای کل بشریت است و بدین منظور ریشه کن کردن آن در دستور کار بسیاری از دول و سازمانهای جهانی قرار دارد. و یاریکورد بعنوان یک تشکل مدنی میتواند در این راستا دستاوردهای انسانی زیادی نیز داشته باشد و همزمان نیز از مخلوط کردن اینکار با سیاست خودداری کند تا طیف بیشتری از انسانها را به حمایت از خود جلب نماید.
کاک جمال در خاتمه به این نتیجه میرسد که یاریکورد یک تشکل مدنی خواهد بود که هر انسانی با هر طرز تفکری بتواند در آن عضو باشد، اگر این جمله را در ابتدای برنامه ی پیشنهادی نوشته بودید لازم بە نقد نبود و تنها میشد با منظم کردن متن، آنرا بهتر فرموله و قابل هضم کرد. بدینترتیب امیدوارم که در روزهای آیندە شاهد منظور روشن نویسندگان و تدوین کنندە برنامه ی پیشنهادی باشیم.
نوید ١٠.٠٥.٢٠١٠
