torsdag 13. mai 2010

ندا را چرا کشتند؟؟؟

ندا را چرا کشتند؟؟؟
ندا سمبل مبارزه‌ برای آزادی انسان در خیابانهای تهران بدست قاتلان جمهوری اسلامی در خون خود غلتید، در حالیکه‌ چشمان نیمه‌ باز این بانوی جوان یکی با خون پوشانیده‌ و دیگری به‌ افقی دور مینگریست، شاید هنوز باور نمیکرد که‌ مرگ در رژیم ضد انسانی اسلامی چنین ساده‌ به‌ سراغش میاید. جهان اسلام و عربیت که‌ اسلام را بزور شمشیر آوردند نه‌ تنها از مرگ ندا دلخور نشدند بلکه‌ از زبان حزب الله‌ و حماس و دیگر جریانات تروریست شعار مرگ بر آزادی انسان را تکرار نمودند، و الله‌ و اکبر گویان به‌ تقدیس رهبر خون آشام نظام سرکوبگر اسلامی پرداختند. ندا با خون خود مرگ نظام ولایت فقیه‌ را امضاء کرد وبا چهره‌ی خون آلود خود به‌ دنیا نشان داد که‌ حکومت دین الله‌ در عمل به‌ چه‌ معناست، و چگونه‌ دیانت اسلام بر میلیونها انسان با ضرب شمشیر و کشتار و تجاوز تحمیل شده‌ است. ندای آزادی و انسانیت ندا و میلیونها زن و دختر جوان دیگر در واقع صدایی رسا و همیشه‌ زنده‌ در برابر دین محمد خواهد ماند. بگذار هزاران ایرانی خارجه‌ نشین که‌ بار و بند سفر بسته‌اند تا با لبخندی به‌ قاتلان ندا از دریچه‌ی کنترل بگذرند و با صرف پولهای خود خون به‌ رگهای اقتصاد بیمار و بحران زده‌ی احمدی نژاد تزریق کنند. ایرانیانی که‌ هنوز دژخیمی خامنه‌ای و احمدینژاد را باور ندارند کافی است فقط چند دقیقه‌ از وقت خود را صرف نگاه‌ کردن به‌ صفحه‌ی تلویزیون بنمایند تا بتوانند دریابند که‌ ندا و هزاران قربانی گمنام این نظام ضد انسانی تنها برای یک لحظه‌ آزادی، انسانیت صلح و برابری انسانها جان خود را فدا کرده‌اند و میکنند.
آنچه‌ به‌ مرگ ندا انجامید و هزاران نفری دیگری که‌ بدست این رژیم سفاک حق زندگی کردن از آنها گرفته‌ شد، تنها دفاع از موسوی یا احمدینژاد نبوده‌ و نیست، بلکه‌ انفجار آتشفشان خشمی است که‌ سه‌ دهه متوالی در قلب انسانهایی که‌ از بخت بد در سرزمین اسلام زده‌ی ایران بدنیا آمده‌اند انباشته‌ شده‌، و حتی سفاک و قاتل دیگر رژیم یعنی رفسنجانی در نامه‌اش به‌ ولی فقیه‌ علیه‌ آن هشدار داده‌ بود. اما حالا دیگر تنها با عبور از دریای خون نداها کنترل آن برای چند صباحی شاید میسر باشد. امروز مردم در سراسر ایران بپا خواسته‌اند تا از حق خود دفاع کنند و کل نظام را به‌ زیر بکشند، نه‌ اینکه‌ قیام خود را به‌ جنگ و جدال فی مابین قاتل موسوی و تروریست احمدینژاد محدود نمایند.
رهبر را در روز نماز جمعه‌ به‌ گریه‌ و زاری انداختند همچنانکه‌ خمینی جام زهر ینوشید، حالا نوبت احمدینژاد و یاران ترویستش است که‌ همچون عمر البشیر برادر به‌ عنوان جنایتکاران علیه‌ بشریت مورد تعقیب قرار گرفته‌ و محاکمه‌ شوند. سی سال بگذشت و نظام اسلامی با هر چهره‌ای که‌ به‌ میدان میامد و با هر زباین سخن میگفت مردم و انسانهای آزاده را‌ در مقابل خود دید، و با عوض کردن مهره‌ دیگر مردم و ندا قابل فریفتن نبودند، و بدین صورت تائید ولی فقیه‌ به‌ سربرآوردن احمدینژاد از صندوقهای رای با جواب نه‌ و مرگ بر دیکتاتور روبرو شد، و از آن روز به‌ بعد خیابانهای تهران میدان رزم مردم بیدفاع علیه‌ جانوران اسلامی است، ندا و دهها نفر دیگر جان باختند، هزاران نفر به‌ زندان رفتند و مورد هجوم پاسداران و لباس شخصیهای عرب و لبنانی که‌ بر گرد رهبر حلقه‌ زده‌اند ، قرار گرفته‌اند.
رهبر با کتاب محمد آمده‌ است، و با قمه‌ی مولایش علی علیه‌ انسانیت وارد جنگ شده‌ است، به‌ فرزندان و پیروان سلحفی عمر سلاح میرساند تا در افغانستان و پاکستان آدمکشی بکنند، و به‌ حماس و حزب الله‌ پول میرساند تا به‌ سود ایشان از بلندگوهای المنار شعار و مخالفان را با بمب و اسلحه‌ی سرد و گرم به‌ قتل برسانند.
نظام اسلامی طنین مبارزات مردمی را سالهاست شنیده‌است اما چون هیچ جای دنیا ندارند تا بتوانند در آن پناه‌ گیرند لذا بجان مردم افتادند و کشتند و زبان بریدند، تا اینکه‌ بلاخره‌ یاران انقلاب اسلامیشان نیز دیگر توان تحمل این حکومت مافیایی را از دست دادند و بر علیه‌ نظام دستپرورده‌ی دست به‌ شعار دادن نمودند. به‌ همریختن توازن قوا در حاکمیت اسلامی سبب شد تا هر کس بنحوی سکوت خود را بشکند و جناهای موسوم به‌ اصلاح طلب و اصولگرا برای کسب کرسی ریاست جمهوری که‌ درواقع چیزی جز بازیچه‌ی دست رهبر و ماشین قتل عام آزادیخواها نبوده‌ و نیست، با هم رقابت کنند. مردم را به‌ امید تغییر به‌ پای صندوقهای رای کشاندند و سپس احمدینژاد را ترجیح دادند که‌ از صندوق بیرون بیاید و همان مردمی که‌ رهبر از شرکت شکوهمندشان راضی بود به‌ فرمان و دستور مستقیم خامنه‌ای در روز نماز جمعه‌ی بعد از انتخابات به‌ گلوله‌ بسته‌ شدند، و ندا به‌ عنوان سمبل زن و دختر آزادیخواه‌ ایرانی قلب مالامال از عشق و امیدش با گلوله‌ی فرزندان علی و حسین از تپش باز ایستاد و دل هر انسان آزادی را بدرد آورد.
بدین سبب بر همه‌ واجب است که‌ از هر طریقی میتوانند در رساندن ندای نداها بکوشند تا در فردای پیروزی انسان ایرانی و آزادیخواه‌ با وجدان راحت سر بر بالین بنهند.
یاد ندا و تمامی قربانیان خیزش خلقهای دربند ایران گرامی باد و رزمشان پایدار.
نوید 20.06.2009