torsdag 13. mai 2010

یادی از رادمردان مقاومت یارسانی در سی امین نوروز استقرار جهموری اسلامی

یادی از رادمردان مقاومت یارسانی در سی امین نوروز استقرار جهموری اسلامی


نوروز سی ساله‌ی که‌ قرار بود نشانه‌ی جشن و شادی و بیداری دوباره‌ی طبیعت و پدیدار گشتن فرصتهای تازه‌ی زندگی باشد، به‌ استقرار رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی با اعلام جنگ و خونریزی بر علیه‌ مردم کرد در کردستان بطور اعم و مردم یارسان بطور اخص توامآ بوده‌ است. دیگر هیچ نوروزی را نمیتوان جشن گرفت مگر کشتار مردم سنندج، بمباران مراسم نذری آبادی قلاواڕی، بمباران طایفه‌ خوایار مڵک و یورش و کشتار مردم تپانی و...... را با تدوام حاکمیت این نظام ضد بشری تداعی نمود. درست قبل از نوروز سی سال پیش مردم یارسان با اولین نشانه‌های تبادل قدرت از نظام شاهنشاهی به‌ نظام اسلامی مورد یورش قرار گرفتند و مسافرین بیگناه‌ آنان که‌ برای کارگری به‌ شهری دیگر ایران میرفتند بدست تازه‌ بدوران رسیدگان اسلامی قطعه‌ قطعه‌ شدند و اموال و امکان مردم یارسانی در شهر سرپل ذهاب مصادره‌ شده‌ و یا به‌ آتش کشیده‌ شد. اینگونه‌ اعلان جنگ علنی به‌ هراس صوری مردم یارسان نسبت به‌ نظامی توتالیتر و دینی واقعیت بخشید و آنها را به‌ مقاومتی مسلحانه‌ و نابرابر ناچار ساخت، مقاومتی که‌ صرفنظر از تبعات و شکل آن میتوان به‌ عنوان یک عکس العمل مردمی که‌ موجودیتشان به‌ زیر علامت سئوال رفته‌ بود را بتصویر کشید.


همزمان با تداوم جنگ در کردستان شمالی، دامنه‌ی کشتار و بمباران نظام اسلامی به‌ مناطق محل زیست یارسانی نیز کشیده‌ شد، و سران عشایر و افراد سرشناس یارسانی در یک بسیج و همیاری عمومی با اندک امکانات تسلیحاتی که‌ داشتند، به‌ مقاومتی جانانه‌ در مقابل پاسداران و دیگر نیروهای سرکوبگر رژیم روی آوردند که‌ در نهایت نیز بخش زیادی از آنها ناچارا مجبور به‌ ترک خانه‌ و کاشانه‌ی خود شدند و در دام افراد سودپرست همچون سردار جاف افتادند. اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده‌ گرفت و آن جوهر نفرت و تلاشی بالاجبار برای زنده‌ ماندن بود که‌ مردم یارسان و بخش زیادی از مردم سنی مذهب دشت ذهاب و مناطق ثلاث باباجانی را وادار به‌ ترک خانه‌ و کاشانه‌ خود نمود. با این حال، مردان شجاع و دلاوری همچون امین امیرخانی، عسگر گۆڵه‌، محمود اکبری، سڵیمان کمرخان، محمدنظر نوری، عزیزمراد مهرابی، الانظر رستمی، کدخدا الایی مهتاو، کدخدا ڕشید نظری, مامه‌که‌ریم یادگاری وقمر محمدی........... صدها سرباز گمنام یارسانی دیگر، در جریان این مقاومت یا جان باختند و یا با جراحات زیادی بازهم از تسلیم در برابر ظلم و ستم خودداری نمودند. این انسانهای شجاع و خوشنام یارسانی تاریخ مقاومت و دفاع از موجودیت مردم یارسان را با خون و زندگی خود نوشتند. در نوروز امسال نه‌ تنها یاد این عزیزان و دیگر جانباختگان مقاومت یارسانی را بایستی گرامی داشت، بایستی از زحمات نسل آنها که‌ خوشبختانه‌ تعداد زیادی هنوز در قید حیات هستند تقدیر نمود. تعدادی از افراد شجاع یارسانی که‌ با اجسامی صدمه‌ دیده‌ و روحی مجروح هماکنون یا در کشورهای اروپایی بدور از یار و دیار زندگی را در غربت میگذرانند و یا دراسارت نظام اسلامی در اوج کهولت سنی بازهم جای احترام و محور همبستگی و همزیستی این مردمند. این افراد شجاع و نامدار یارسانی هرکدام با زندگی و مبارزه‌ی خود توانستند به‌رژیم سرکوبگر اسلامی بگویند که‌ در دفاع از موجودیت مردم و آئین خویش از جان و زندگی خواهند گذشت. اگر بخواهم از این افراد نام ببرم تعداد آنها بسیار خواهد بود، اما از آنجا من از خود آنها اجازه‌ نگرفته‌ام از ذکر نام آنها نیز خودداری خواهم نمود. ولی تلاش خواهم کرد در صورت باقی ماندن فرصت به‌ زندگی تک تک آنها بپردازم تا برای نسلهای آینده‌ روشن گردد، که‌ مقاومت و مبارزه‌ تنها در نتیجه‌ی وجود افراد شجاع و شریف میتواند وجود داشته‌ باشد و صرفنظر از نتیجه‌ی آن، زندگی را بر مهاجمان و دشمنان تلخ نموده‌ و آرزوی نابودی مردم یارسان را به‌ کابوسی برای آنها تبدیل نماید.


نوید نوروز 2009