کدام ارباب کدام رعیت؟
مطلبی که به قلم دوست عزیز ب.احمدی در سایت یارسان منتشر شده است، نشانگر قضاوتی نسبتا غیر عادلانه و در عین حال تقویت کنندهی شک و شبهاتی است که از قبل مانع همکاری و همراهی مردم یارسان بوده است. من واقعا نمیدانم چرا با کش دادن این میراث مسموم فکری خیلیها سعی میکنند تا نقطه نظرات خودشان را بیان کنند. در مراسم نذری که این همه سر و صدا به راه انداخته، چه اتفاق ناگواری افتاده که این همه آدم را به جان هم انداخته؟ در این مراسم کدام توطئهی شوم برملا شده که این همه جر و بحث را دامن زده است؟ چرا ما به این واقعیت تلخ زندگی مردم یارسان توجه نمیکنیم که تنها جایی مردم یارسان میتوانند دور هم جمع بشوند و با هم درد دل کنند همین مراسم نذری و یا مراسم سوگواری است؟ پس چرا این همه برای نابود کردن این سنتها تلاس میشود؟ وقتی ما داریم ازادی دیدار با هم همدیگر را در چنین مراسمهایی زیر علامت سئول میبریم بایستی کمی هم عادل باشیم که کجا ما بایستی درد دلها با هم در میان بگذاریم؟
دوستان این شیوه تفکر و رفتار، یعنی متهم کردن همدیگر به توطئه و دسیسه چینی بخاطر یک عمل خیر، سنتی کهنه و متاسفانه بسیار ریشه دار در میان مردم یارسان است. بگذارید نذر و سوگواری همچنان جای خود را حفظ کنند، و به اختلافات فکری با هم بپردازیم آن هم کمی متمدنانه، نه با القابی چون ارباب و رعیت. این مناسبات در دههی چهل بدنبال اصلاحات ارضی در ایران حداقل در منطقهی ما از بین رفت. اگر کسی از تاریخ خبری ندارد تقصیر دیگران نیست.
فراخوان برای ایجاد یک تشکل و آن هم فقط میزبان بودن جلسهی موسس آن گناه نیست. بجای تقدیر از زحمات کسانیکه میزبانی چنین جلسهای را بعهده گرفتهاند، آنها را ارباب و رعیت نامیدن، کمی زمخت و ناعادلانه بنظر میرسد. با این امید چنین القاب و کلماتی از فرهنگ دیالوگ ما بر چیده شود.
خود احمدی اذعان میکند که جلسه بدون هێچ برنامه ریزی قبلی شروع شد، بطوریکه هیچ دستور و مقدمهای برای اداره و ادامهی آن در کار نبود. حتی افرادی که ریاست جلسه را به عهده گرفتند خود نیز از چند و چون جلسه اطلاع کافی نداشتند، و دلیل هم همین بود که بحثها چنان روندی در پیش گرفت که تشنج کشیده شد و در نهایت باز مردم حاضر به همکاری با هم تن در دادند. پس نه توطئهای در کار بود، نه افراد همه چیزدان قرار بود به کسی افکارشان را تحمیل و القاء کنند.
خود احمدی هم نظراتش را در جلسه بیان میکند، اگر این نظرات در جلسه نظرات زیادی را بخود جلب نکرد، دلیلش ارباب و رعیتی بودن مناسبات نبود، حتما کار از جایی دیگر اشکال داشت، که احمدی بایستی خودش بدنبال دلائلش میگشت.
من فکر نکنم که حداقل در اروپا افرادی یافت شوند که هنوز خود را برده یا رعیت به حساب بیاورند، ولی اگر در روابط احترام آمیز با دیگران زندگی میکنند به نیاز و تصمیم خود آنها بستگی دارد. خیلیها در مناسبات خانوادگی از فرمان و دستورات یکی از بزرگان خانواده تبعیت میکنند، و در هیچ جمعی هم اظهار نظر نمیکنند، این به خود آنها بستگی دارد، و بایستی برای تصمیمشان به عنوان یک امر خصوصی احترام قائل بود.
در هر صورت اگر فراخوانی هم داده شده، و قرار شده که تعدادی یا انجمنی میزبانی کنگره را بعهده گیرد، یا از تجمع در مراسم نذری تعدادی رای بر برگزاری کنگره دادهاند، در دنیای دمکراتیک گناه کبیره نیست، و هر کس مایل در شرکت باشد بر اساس ضوابطی که کمیته برزارکننده تعیین خواهد کرد، مجاز به شرکت در کنگره خواهد بود و هر کس هم نخواهد انتخابش مورد احترام است. ولی بایستی یک نکته را در نظر گرفت که کسی از طرف احمدی فراخوان نداده، و او نیز مثل سایرین که با تشکیل کنگره موافق نبودهاند و یا نیستند مورد احترام است. کسی از شرکت ایشان در آن جلسه سوءاستفاده نکرده است، چون احتیاجی به این امر احساس نشده است.
با توجه به موقعیت و مناسبات حاکم بر جامعه کمیتهی برگزارکننده، بیشتر از این خود را مجاز به تاخیر انداختن فراخوان ندیده و لازم است از یک نقطهای شروع کرد، چون اگر کسی یا کسانی که تصور کنند که روزی ما بهعنوان جامعهی یارسان 100% روی موضوعی توافق خواهیم کرد دارند اشتباه میکنند. چون تاریخ ما شاهد گویای این واقعیت است و لازم نیست با این توهم زندگی کرد. همه جا همین اصل وجود دارد، و جامعهی مانیز از این قائده مستثنی نیست.
در ضمن خود ایشان بعد از باز گشت بیشترین همکاری را در هماهنگ کردن و حتی پیشبرد روند کار، از طریق اختصاص سایت ویژه تشکل یارسان ابراز داشته که واقعا جای تقدیر و سپاس است. در همین رابطه نیز پیشنهادهای ارزندهای را برای آماده سازی برنامه واساسنامه مطرح کرده که من بنوبهی خود تلاش کردهام در این رابطه با او همکاری کنم. منتهی فقط منتظر بیرون آمدن اولین اطلاعیه یا فراخوان از طرف کمیتهی برگزارکنندهی کنگره بودم.
به هر حال بااین امید که چنین بحثهایی بجای دلسردی باعث هر چه فعالتر شدن جو دوستی و همکاری ما بشود. در همین رابطه نیز پیشنهاد احمدی برای برگزاری سمینارهای پالتاکی قابل پشتیبانی و اجرا است و از همه عزیزان دعوت میشود که در این جلسات پالتاکی که هر روز یکشنبه از ساعت 1800 قرار است برگزار شود. شرکت فعال داشته باشند.
نوید نروژ 11.10.200
مطلبی که به قلم دوست عزیز ب.احمدی در سایت یارسان منتشر شده است، نشانگر قضاوتی نسبتا غیر عادلانه و در عین حال تقویت کنندهی شک و شبهاتی است که از قبل مانع همکاری و همراهی مردم یارسان بوده است. من واقعا نمیدانم چرا با کش دادن این میراث مسموم فکری خیلیها سعی میکنند تا نقطه نظرات خودشان را بیان کنند. در مراسم نذری که این همه سر و صدا به راه انداخته، چه اتفاق ناگواری افتاده که این همه آدم را به جان هم انداخته؟ در این مراسم کدام توطئهی شوم برملا شده که این همه جر و بحث را دامن زده است؟ چرا ما به این واقعیت تلخ زندگی مردم یارسان توجه نمیکنیم که تنها جایی مردم یارسان میتوانند دور هم جمع بشوند و با هم درد دل کنند همین مراسم نذری و یا مراسم سوگواری است؟ پس چرا این همه برای نابود کردن این سنتها تلاس میشود؟ وقتی ما داریم ازادی دیدار با هم همدیگر را در چنین مراسمهایی زیر علامت سئول میبریم بایستی کمی هم عادل باشیم که کجا ما بایستی درد دلها با هم در میان بگذاریم؟
دوستان این شیوه تفکر و رفتار، یعنی متهم کردن همدیگر به توطئه و دسیسه چینی بخاطر یک عمل خیر، سنتی کهنه و متاسفانه بسیار ریشه دار در میان مردم یارسان است. بگذارید نذر و سوگواری همچنان جای خود را حفظ کنند، و به اختلافات فکری با هم بپردازیم آن هم کمی متمدنانه، نه با القابی چون ارباب و رعیت. این مناسبات در دههی چهل بدنبال اصلاحات ارضی در ایران حداقل در منطقهی ما از بین رفت. اگر کسی از تاریخ خبری ندارد تقصیر دیگران نیست.
فراخوان برای ایجاد یک تشکل و آن هم فقط میزبان بودن جلسهی موسس آن گناه نیست. بجای تقدیر از زحمات کسانیکه میزبانی چنین جلسهای را بعهده گرفتهاند، آنها را ارباب و رعیت نامیدن، کمی زمخت و ناعادلانه بنظر میرسد. با این امید چنین القاب و کلماتی از فرهنگ دیالوگ ما بر چیده شود.
خود احمدی اذعان میکند که جلسه بدون هێچ برنامه ریزی قبلی شروع شد، بطوریکه هیچ دستور و مقدمهای برای اداره و ادامهی آن در کار نبود. حتی افرادی که ریاست جلسه را به عهده گرفتند خود نیز از چند و چون جلسه اطلاع کافی نداشتند، و دلیل هم همین بود که بحثها چنان روندی در پیش گرفت که تشنج کشیده شد و در نهایت باز مردم حاضر به همکاری با هم تن در دادند. پس نه توطئهای در کار بود، نه افراد همه چیزدان قرار بود به کسی افکارشان را تحمیل و القاء کنند.
خود احمدی هم نظراتش را در جلسه بیان میکند، اگر این نظرات در جلسه نظرات زیادی را بخود جلب نکرد، دلیلش ارباب و رعیتی بودن مناسبات نبود، حتما کار از جایی دیگر اشکال داشت، که احمدی بایستی خودش بدنبال دلائلش میگشت.
من فکر نکنم که حداقل در اروپا افرادی یافت شوند که هنوز خود را برده یا رعیت به حساب بیاورند، ولی اگر در روابط احترام آمیز با دیگران زندگی میکنند به نیاز و تصمیم خود آنها بستگی دارد. خیلیها در مناسبات خانوادگی از فرمان و دستورات یکی از بزرگان خانواده تبعیت میکنند، و در هیچ جمعی هم اظهار نظر نمیکنند، این به خود آنها بستگی دارد، و بایستی برای تصمیمشان به عنوان یک امر خصوصی احترام قائل بود.
در هر صورت اگر فراخوانی هم داده شده، و قرار شده که تعدادی یا انجمنی میزبانی کنگره را بعهده گیرد، یا از تجمع در مراسم نذری تعدادی رای بر برگزاری کنگره دادهاند، در دنیای دمکراتیک گناه کبیره نیست، و هر کس مایل در شرکت باشد بر اساس ضوابطی که کمیته برزارکننده تعیین خواهد کرد، مجاز به شرکت در کنگره خواهد بود و هر کس هم نخواهد انتخابش مورد احترام است. ولی بایستی یک نکته را در نظر گرفت که کسی از طرف احمدی فراخوان نداده، و او نیز مثل سایرین که با تشکیل کنگره موافق نبودهاند و یا نیستند مورد احترام است. کسی از شرکت ایشان در آن جلسه سوءاستفاده نکرده است، چون احتیاجی به این امر احساس نشده است.
با توجه به موقعیت و مناسبات حاکم بر جامعه کمیتهی برگزارکننده، بیشتر از این خود را مجاز به تاخیر انداختن فراخوان ندیده و لازم است از یک نقطهای شروع کرد، چون اگر کسی یا کسانی که تصور کنند که روزی ما بهعنوان جامعهی یارسان 100% روی موضوعی توافق خواهیم کرد دارند اشتباه میکنند. چون تاریخ ما شاهد گویای این واقعیت است و لازم نیست با این توهم زندگی کرد. همه جا همین اصل وجود دارد، و جامعهی مانیز از این قائده مستثنی نیست.
در ضمن خود ایشان بعد از باز گشت بیشترین همکاری را در هماهنگ کردن و حتی پیشبرد روند کار، از طریق اختصاص سایت ویژه تشکل یارسان ابراز داشته که واقعا جای تقدیر و سپاس است. در همین رابطه نیز پیشنهادهای ارزندهای را برای آماده سازی برنامه واساسنامه مطرح کرده که من بنوبهی خود تلاش کردهام در این رابطه با او همکاری کنم. منتهی فقط منتظر بیرون آمدن اولین اطلاعیه یا فراخوان از طرف کمیتهی برگزارکنندهی کنگره بودم.
به هر حال بااین امید که چنین بحثهایی بجای دلسردی باعث هر چه فعالتر شدن جو دوستی و همکاری ما بشود. در همین رابطه نیز پیشنهاد احمدی برای برگزاری سمینارهای پالتاکی قابل پشتیبانی و اجرا است و از همه عزیزان دعوت میشود که در این جلسات پالتاکی که هر روز یکشنبه از ساعت 1800 قرار است برگزار شود. شرکت فعال داشته باشند.
نوید نروژ 11.10.200
