کوسه مهرنجان ب.احمدی
آخرین نوشتهی ب.احمدی بلاخره نشانگر تمایل ایشان به افشاگری دورهای از تاریخ مردم یارسان است که خود در آن دخیل بودهاست. بعد هم میخواهد گناهش را بهگردن دیگران بیاندازد. ب.احمدی از مدتها پیش نوشتهاش را برای لو دادن تعدادی انسان حاضر نموده، منتهی منتظر بود بهانهای بدست بیاورد. بانوشتن مطالب سبک و کم مایه بنوعی از بازی کوسه مهرنجان دست زده بود تا اگر قرار بود کسی جواب لجن پراکنیهایش را بدهد ایشان هم به جان آن مردمی که در چنگال جمهوری اسلامی اسیرند بیافتد. دوست عزیز، من مباشر هیچ کس نیستم، از نمایندگی هیچ فردی هم نمینویسم، میدانم در فرهنگ ما دفاع از حیثیت و شخصیت دیگران جزء گناه کبیره محسوب میشود، و بر اساس مناسبات عشایری بایستی هر کس راجع به عشیرهی خودش اظهار نظر بکند، اما من هیچ وقت جواب دادن به نظرات کسی را به دوری و نزدیکی، دوستی و دشمنی با کسی مربوط ندانستهام. هنوز گویا در دوران ارباب و رعیتی زندگی میکنید، که کلمهی مباشر را برای مدافعان حق و حقیقت تلخی که در تلاش برای به لجن کشیدنش هستی، استفاده میکنید. با اجازهی خودت، من طی یک هفتهی گدشته نه تنها هیچ تماس تلفنی یا ایمیل با سید فرهاد نداشتهام بلکه بر سر مسائلی نیز با او درگیر بودهام. هدف از جواب دادن به مطلب تو نیز از آنجا ناشی میشد که تو انحلال کمیتهی هماهنگی که به پیشنهاد من و رای بقیهی اعضا صورت گرفته بودید را به حساب سید فرهاد گذاشته و مسائل دیگری در رابطه با جمجا را مطرح کرده بودید که بنظرم با واقعیات جور در نمیامدند. در نوشتهای دیگر نیز که در جواب من نوشتهاید، که تاریخ جمجا را ننگین خوانده بودید بهت جواب دادم. در ضمن بتو گفتم دیالوگ به اینشیوه نیست که تو انتظار برگزاری کنگرهی رنگین داری در حالیکه شخصیت و گذشتهی کسی را لگدمال بکنید. در واقع برخلاف تو، من نخواستم خط به خط به مطلب تو جواب بدهم چون بخش زیادی به من مربوط نبوده و نیست. تنها موضوعاتی در نوشتهی اخیر ترا انتخاب نمودم که به من مربوط میشد. چون اگر با نظرات تو هم موافق نبودم ولی بخاطر احترام به حق تو در ابراز نظراتت از پرداختن به آنها نیز پرهیز کردم. و بدین ترتیب مشخص میشود که من میدانم بر سر چه چیزهایی با تو اختلاف دارم، و این تو هستی این شاخ و آن شاخ میپری تا موضوعات را با هم قاطی کنید.
از نوشتهی امروزت پیداست که هنوز در عصری زندگی میکنید که وقتی همسایهی با همسایهی دیگر درگیر میشد، بجای تمرکز بر اصل موضوع و پیدا کردن راه حلی، همدیگر را تهدید به گزارش دهی میکردند، به عنوان نمونه میگفتند، به پرچم سه رنگ توهین کردی، یا به پادشاه فحش دادی، و یا اینکه خودت یا یکی از اقوامت مشمول هستند و خدمت زیر پرچم نرفتهاند. تو هم بجای جواب دادن یا حتی انتقادی که سید فرهاد یا هر کس دیگر دارید سراغ کسانی میروید، که گناهشان این بوده که بر سر یک سفره یا در کنار یک آتش با تو سید فرهاد یک چای تلخ خوردهاند. واقعا جای تاسف است، بجای انتقاد و پرداختن به موضوع سراغ اقوام بیگناه طرفی میروید که خودت از او برای خودت یک دشمن ساختهاید. دشمنی که بارها بتو ثابت کرده که هیچگونه غرض شخصی و عداوتی با تو ندارد. منتهی چون بتو حسن نیت نشان داده تو نیز شجاعتت گل کرده است. میتوانید خاطراتت را بنویسید، اما اینکه تهدید میکنید که زندگی کسانی در ایران را بمخاطره خواهید انداخت، چه معنایی میتواند داشته باشد؟؟ من به عنوان یک انسان یارسانی بارها از تو خواهش کردهام و بشیوههای مختلف بتو گفتهام که مخالفت و حتی دشمنی با یک نفر ربطی به ایل و عشیرهی طرف ندارد، خودت هم اینرا در قانون کشور محل زیست خودتت یاد گرفتهاید، اما متاسفانه هنوز در عصر عشایر زندگی میکنید و اگر بخواهید کارت را توجیه کنید میگویید مرا عصبانی کردند. چه ربطی به عصبانیت دارد؟ مگر ما اینهمه بحث و جدل نداشتیم اما چرا کسی سراغ خانواده و فک و فامیل کسی نرفت، تنها در مورد شخص مورد نظر و مورد اختلاف نباشد؟ تو از کجا این همه دلیل و برهان برای خودت میتراشید که هر بار با تهدید به افشای اقوام دیگران در جهت خفه کردن آنها هستید. آنهم به یک بهانهی واهی. اگر تو تنها عضو جدی هستی که مخالفت سید فرهاد ترا بخاک سیاه نشانده حق دارید هر چی دارید بگویید. سید فرهاد و کمیتهی مرکزی جدی مشکل دارند، نه با تو. اگر هم از زاویه منافع یارسانی نیز حرکت میکنید، این راه و روشش نیست. من هنوز و صد سال دیگر نیز بخاطر جوابیهای که به دکتر خلیقی دادهاید، عمل ترا ستایش کرده و میکنم، برای انجام اقدامات مثبتی که طی اینمدت انجام دادهاید احترام قائل بوده و هستم، اما با روشی که در پیش گرفتهاید مخالفم و خودت هم میدانید حتی هنگامیکه در یک جمع مخلف جدی کار میکردیم. من بتو توصیه میکنم قبل از هر کاری کمی فکر کن. دشمنی خودت با سید فرهاد یا هر کس دیگر را قشنگ با دلیل و مدرک توضیح بده و سپس آن را دشمنی نامگذاری کن. کسی دشمن تو نیست، خودت دشمن تراشی میکنید. بنظر من فرهنگ مردم یارسان در مسیری منفی حرکت میکند، که بتو اجازه دهد با خیال آرام هر چه بخواهید بنویسید، تنها به این دلیل که این حرفها متوجه هیچ کس نیست. من هم اگر از این روش پیروی میکردم با تو دوست نزدیکی میبودم اما بدان که من در مقابل این مسائل سکوت نمیکنم، بگذار هر قیمتی برایم داشته باشد. تو دیالوگ مرا لجن پراکنی علیه خودت قلمداد میکنید اما واقعیت این است که سکوت ناشی از اختلافات درونی جامعهی یارسان ترا وادار نموده است که چنین خود را یکه تاز بدانید. ولی بایستی گفت کور خواندهاید.
نوید
