واقعهی دره دریژ کرماشان و اعلام مواضع تاکنونی برخی یارسانیان خارج از کشور
دره دریژ گتوی از مردم فقیر و کوچانده شده، به علت شرایط غیر انسانی زندگی در روستاهای اطراف استان کرماشان و در همان حال، محیط مناسبی برای بزهکاران و قاچاقچیان و دیگر اقشار به کنار رانده شدهی مردم کرد و یارسانی است.
مردم محرومی که در اثر فقر و فلاکت و بیکاری، و برای در امان ماندن از جنگ و ویرانی جمهوری اسلامی که برعلیه مردم یارسان در اوائل به قدرت رسیدن این رژیم ضد انسانی، و به امید زنده ماندن در دره دریژ یا دیگر شهرهای ایران اجبارا ساکن شدهاند، نه تنها از نظر انسانی هیچ حقی شامل آنها نمیشود، بلکه خود به قربانیان مستقیم جنایت بزهکاران و سیستم فاسد جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند.
قاچاقچیان و بزهکاران با اجازه و همکاری نیروهای سرکوبگر سپاه و ادارهی اطلاعات دست به انواع جنایات در حق مردم بیدفاع میزنند، و هنگامیکه باندهای مافیایی جمهوری اسلامی و بزهکاران با هم بر سر تقسیم درآمدهای نامشروع خویش با هم درگیر میشوند، مردم شریف و بیگناه مجبور به پرداخت تاوان عملی میشوند که خود در انجام آن نقشی نداشتهاند. تاریخ سراسر جنایت جمهوری اسلامی در سرتاسر ایران و کردستان و مناطق محل زیست مردم یارسان گویای این واقعیت است. اما وقاحت و بیشرمی ماموران این رژیم که حد و مرزی ندارد این بار آشکارا بسراغ اعتقادات دینی مردم یارسان رفته، و جنگ خود را علیه ارزشها و اعتقادات این مردم و با هدف جریحهدار کردن شخصیت و منش صلحدوستانه مردم آنان بنمایش گذاشته است.
هر چند این اولین جنایت این رژیم و مزدوران مغز شستشو دادهی آن نیست، اما اینبار به کمک اطلاع رسانی مدرن در گوشه و کنار دنیا نیز بهگوش مردم یارسانی و غیر یارسانی رسید، و مراتب انزجار و نفرت انسانی را علیه این نظام ضد انسانی بر انگیخت. این جنایت، یعنی جنایت دره دریژ، و تراشیدن سبیل یارسانیان، و دستگیری آنها به بهانهی لاپوشانی جنایت باندهای مافیایی و قاچاقچیان مزدور جمهوری اسلامی از جانب هر انسان و وجدان بیداری قابل محکوم کردن است.
اما همینجا من لازم است به برخی از واکنشهای دوستان یارسانی در سایتهای یارسانی بپردازم، که بنحوی جای تاسف است. محتوای آنها با این مضمون آراسته شده که گویا در قانون جمهوری اسلامی چیزی به اسم قانون مجازات جنایتکاران، یافت میشود، و بدی صورت این توهم ایجاد میشود، که این عمل شاید کار کسانی باشد که از وجود این قوانین باخبر نیستند. اما دوستان، رژیمی که خود باعث پدید آمدن دره دریژ است، رژیمی که خود قاچاقچیان و بزهکاران در راس تمامی نهادهای تصمیمگیری آن هستند، چه قوانینی میتواند داشته باشد، و چگونه بایستی چنین انتظار پوچی را در محکوم کردن یک جنایت غیر انسانی در حق مردم بیدفاع یارسان در اعلامیهی محکومیت این رژیم بایستی گنجانده شود؟
در اعلامیه دیگری که در همبستگی با مردم دره دریژ و یارسانیانی که این جنایت در حق آنها روا داشته شده است آمده است که مردم یارسان در حفظ و پاسداری از مرزوبوم گهربار ایران نقش داشتهاند، و با افتخار هم آنها را پشت سر هم ردیف مینماید. این مایهی تاسف است، عزیزان، حفظ چهارچوب و حاکمیت کشوری که حاکمان آن کردستان را بخاک و خون کشاند، و کردستان را از سوما برادوس تا ایلام به زندان همهی کردها اعم از شیعه سنی و یارسانی تبدیل نمود، و حتی جنگ برادرکشی را در میان آنها افروخت، برای هیچ کس نه تنها افتخار نیست، بلکه بایستی از آن به عنوان اشتباه نسلهای گذشته یاد کرد، و برای استقلال کردستان، و رهایی از حاکمیت دولتهای پی درپی ایرانی تلاش کرد. واقعهی دره دریژ یک واقعهی جدا از هتک حرمت به مردم کرد نیست، و نمونهی این جنایت در هر کجای کردستان، و در هر نقطهای از دالهو و کرماشان را میتوان یافت.
مرزوبوم ایرانی که زندان برای مردم یارسانی است، دیگر گهربار نیست، دفاع از آن هم جای افتخار نیست. ولی در هر حال همبستگی و اعتراض بموقعتان علیه این جنایت جای تقدیر است.
نوید 19.06.2007
دره دریژ گتوی از مردم فقیر و کوچانده شده، به علت شرایط غیر انسانی زندگی در روستاهای اطراف استان کرماشان و در همان حال، محیط مناسبی برای بزهکاران و قاچاقچیان و دیگر اقشار به کنار رانده شدهی مردم کرد و یارسانی است.
مردم محرومی که در اثر فقر و فلاکت و بیکاری، و برای در امان ماندن از جنگ و ویرانی جمهوری اسلامی که برعلیه مردم یارسان در اوائل به قدرت رسیدن این رژیم ضد انسانی، و به امید زنده ماندن در دره دریژ یا دیگر شهرهای ایران اجبارا ساکن شدهاند، نه تنها از نظر انسانی هیچ حقی شامل آنها نمیشود، بلکه خود به قربانیان مستقیم جنایت بزهکاران و سیستم فاسد جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند.
قاچاقچیان و بزهکاران با اجازه و همکاری نیروهای سرکوبگر سپاه و ادارهی اطلاعات دست به انواع جنایات در حق مردم بیدفاع میزنند، و هنگامیکه باندهای مافیایی جمهوری اسلامی و بزهکاران با هم بر سر تقسیم درآمدهای نامشروع خویش با هم درگیر میشوند، مردم شریف و بیگناه مجبور به پرداخت تاوان عملی میشوند که خود در انجام آن نقشی نداشتهاند. تاریخ سراسر جنایت جمهوری اسلامی در سرتاسر ایران و کردستان و مناطق محل زیست مردم یارسان گویای این واقعیت است. اما وقاحت و بیشرمی ماموران این رژیم که حد و مرزی ندارد این بار آشکارا بسراغ اعتقادات دینی مردم یارسان رفته، و جنگ خود را علیه ارزشها و اعتقادات این مردم و با هدف جریحهدار کردن شخصیت و منش صلحدوستانه مردم آنان بنمایش گذاشته است.
هر چند این اولین جنایت این رژیم و مزدوران مغز شستشو دادهی آن نیست، اما اینبار به کمک اطلاع رسانی مدرن در گوشه و کنار دنیا نیز بهگوش مردم یارسانی و غیر یارسانی رسید، و مراتب انزجار و نفرت انسانی را علیه این نظام ضد انسانی بر انگیخت. این جنایت، یعنی جنایت دره دریژ، و تراشیدن سبیل یارسانیان، و دستگیری آنها به بهانهی لاپوشانی جنایت باندهای مافیایی و قاچاقچیان مزدور جمهوری اسلامی از جانب هر انسان و وجدان بیداری قابل محکوم کردن است.
اما همینجا من لازم است به برخی از واکنشهای دوستان یارسانی در سایتهای یارسانی بپردازم، که بنحوی جای تاسف است. محتوای آنها با این مضمون آراسته شده که گویا در قانون جمهوری اسلامی چیزی به اسم قانون مجازات جنایتکاران، یافت میشود، و بدی صورت این توهم ایجاد میشود، که این عمل شاید کار کسانی باشد که از وجود این قوانین باخبر نیستند. اما دوستان، رژیمی که خود باعث پدید آمدن دره دریژ است، رژیمی که خود قاچاقچیان و بزهکاران در راس تمامی نهادهای تصمیمگیری آن هستند، چه قوانینی میتواند داشته باشد، و چگونه بایستی چنین انتظار پوچی را در محکوم کردن یک جنایت غیر انسانی در حق مردم بیدفاع یارسان در اعلامیهی محکومیت این رژیم بایستی گنجانده شود؟
در اعلامیه دیگری که در همبستگی با مردم دره دریژ و یارسانیانی که این جنایت در حق آنها روا داشته شده است آمده است که مردم یارسان در حفظ و پاسداری از مرزوبوم گهربار ایران نقش داشتهاند، و با افتخار هم آنها را پشت سر هم ردیف مینماید. این مایهی تاسف است، عزیزان، حفظ چهارچوب و حاکمیت کشوری که حاکمان آن کردستان را بخاک و خون کشاند، و کردستان را از سوما برادوس تا ایلام به زندان همهی کردها اعم از شیعه سنی و یارسانی تبدیل نمود، و حتی جنگ برادرکشی را در میان آنها افروخت، برای هیچ کس نه تنها افتخار نیست، بلکه بایستی از آن به عنوان اشتباه نسلهای گذشته یاد کرد، و برای استقلال کردستان، و رهایی از حاکمیت دولتهای پی درپی ایرانی تلاش کرد. واقعهی دره دریژ یک واقعهی جدا از هتک حرمت به مردم کرد نیست، و نمونهی این جنایت در هر کجای کردستان، و در هر نقطهای از دالهو و کرماشان را میتوان یافت.
مرزوبوم ایرانی که زندان برای مردم یارسانی است، دیگر گهربار نیست، دفاع از آن هم جای افتخار نیست. ولی در هر حال همبستگی و اعتراض بموقعتان علیه این جنایت جای تقدیر است.
نوید 19.06.2007
