اختلافات درون جامعهی برونمرزی یارسانیان بر سر چیست؟؟؟؟؟؟؟
دوستان و یاران گرامی، از بدو شروع حرکت یارسانی برای داشتن یک تشکل یارسانی، همواره اختلافاتی وجود داشته و راه حل یا راه حلهایی برای آن یافته شده، و خوشبختانه پایان یافته است. اما اختلافات اخیر که بدلیل مشکلات درون تشکیلاتی جدی شروع شده، اختلاف بر سر مسائلی است که راه حل آن در کنگره و بوسیلهی رد و یا تائید نمایندگان کنگره، قابل حل است. از توافقات یوتوبوری در سال گذشته تا بحال گامهای مثبتی برای داشتن یک تشکل یارسانی برداشته شده است. یک برنامه و اساسنامهی پیشنهادی که حاصل زحمات و پیشنهادات بسیاری از یاران درون و برون جدی است، آماده شده، که میتوانست زمینهی خوبی برای تبدیل جدی به یک تشکل فراگیرتر ایجاد کند. بعد از آن توافقات مشکلاتی در کمیتهی مرکزی جدی پدید آمد، که میتوانست در ابعاد داخلی حل و فصل بشود، و بدینصورت در شکل عام و عمومی طرح و تبلیغ نشود. در این رابطه قبلا من از طرفین اختلاف درخواست کردم و حتی در نوشتهای آنها را مسئول وضعیت کنونی مورد خطاب قرار دادم و تلاش کردم بشیوههای گوناگون راه حلی برای این مسائل بیابم. جدی از قبول و اجرای تمام توافقات یوتوبوری سرباز زد، اما بدنبال بیانیه اخیر این تشکل این مسئله بشکلی حل و فصل گردید. بیانیهی اخیر جدی، مبنی بر شرکت در کنگره دوم تمام اعضای یارسانی تنها در صورت تقاضای عضویت گامی مثبت و رو بجلو بود. چنین بیانهای بسیار مسئولانه و حتی بموقع بود، بشکلی که کمیتهی بازسازی جنبش مقاومت نیز که بخاطر جوابی به بن بست کنونی تشکلی شده بود از فعالیت خود دست بر داشت، بدین سبب که جدی خود را ادامهی این جنبش میدانست. در قسمت دیگر بیانه آمده بود که در سمینارهای اسلو و یوتوبوری فعالانه شرکت خواهند کرد و این عمل جای بسی خوشحالی و حتی تقدیر از نظر خود من بود. در هر حال منتظر بودم که سمینارهای اسلو و یوتوبوری نیز در ادامهی موضعگیری کمیتهی بازسازی جنبش مقاومت در راه اتحاد و تشویق مردم به شرکت در کنگره پیش برود، و بدینوسیله مردم از تفرقه و سردردی که بیش از یکسال و اندی بدان گرفتار آمدهاند خلاص شوند. من واقعا هنوز نمیدانم در آن سمینارها چه گذشتهاند، بیانهی دوم جدی را در سایتهای یارسانی دیدم که واقعا بسیار مایوس کننده و متناقض بیانهی اولی جدی است. در هر صورت، هر کدام از ما در این رابطه مسئول هستیم. اختلافات ما عینی و واقعی هستند اما راه حلهایی هم وجود دارند که گاها ابتکار شخصی میطلبند. من طی اینمدت با مکاتبات و تماس با دوستانی که بنحوی نوشتههای من آنها را جریحهدار کرده، و یا نظرات آنها مرا آزرده و رنجانده بودند، به این واقعیت پی بردم، که تنها با گذشت و شهامت در اعتراف به اشتباه امکانپذیر است که بتوان ریشهی بسیاری از دشمنیهای کور را از بیخ و بن کند و دوستی را دوباره سر جای خود نشاند. اما بگذارید همینجا بگویم که اختلافات فعلی بیشتر اختلاف نظرهایی هستند که مابین سید فرهاد و برخی (و نه تمام اعضای کمیتهی مرکزی) از اعضای کمیتهی مرکزی جدی بوجود آمدهاند. بنابراین لازم نیست این اختلافات به اختلافات جدی و سید فرهاد تبدیل بشوند. جدی یک تشکل یارسانی است، و حاصل زحمات تک تک ما، که در این مدت برای ایجاد و بهتر و تکمیلتر نمودن آن قلم زده، بحث کرده و در سمینار و کنفرانسهای متعدد وقت خود را به بحث و تبادل نظر گذراندهایم. بنظر من راه حل این اختلاف این است که سید فرهاد و افرادی از جدی که اختلافات و دلرنجیهایی که از همدیگر دارند، با حضور یک هیئت از ریشسفیدان، و افراد قابل اعتماد طرفین به حل اختلافات خود بپردازند،و یا حداقل بپذیرند که این اختلافات نظری به کدورت شخصی مبدل نشوند، و در صورتی به دمکراسی و رائ عمومی اعتقاد دارند، آن را به رائ بگذارند. مردم یارسان برونمرزی نباید خود را با این اختلافات بین چند نفر، مشغول کنند، و در حمایت از این یا آن شخص دست به شقه کردن جامعه، در شکل طرفدار و مخالف جدی بزنند. شایستهی انسان امروز نیست، که بطرفداری از هیچ شخصی از طرفین بر علیه طرف دیگر تبلیغات سوء راه بیاندازند. سید فرهاد و هرکس دیگر از جدی اعضای این جامعه هستند، بجای تشویق آنها به اختلاف بیشتر بایستی تلاش کرد، که طرفین اختلافات خود را در حضور یک جمع مشخص بیان کنند و به آن پایان دهند. من بطور مشخص از هیچ کدام از دو طرف ماجرا پشتیبانی نمیکنم، و نخواهم کرد. این عزیزان بایستی در راه برطرف کردن اختلاف تلاش کنند. اگر نظرات مختلفی نیز دارند، بجای شایعه پراکنی و طرح اتهامات علیه همدیگر بایستی بتوانند بطور مشخص نظرات خود را بیان کرده، و در راه حل آن بکوشند.
بنابراین وظیفهی ما به عنوان یارسانیان برونمرزی، اعضای جدی، و کیمتهی مرکزی آن و شخص سید فرهاد این است که به آرمانها و منافع جمعی مردم یارسان بیاندیشیم تا به هر مسئلهی شخصی دیگر. بنظر من شیوهی طرح و برخورد اختلافات درونی جدی، چه بصورت پالتاکی، چه بصورت انتشار بیانیه و عدم جوابگویی سید فرهاد به به مسائل درونی جدی در توسعهی این اختلافات کمک کرده، و اثرات منفی ای در افکار عمومی گذاشتها ست. هنوز اختلافات در آن حدی نیست که نتوان از حل آن عاجزبود. بهرحال ما دیگر لازم نیست به عنوان دارو دستهی هیچکدام از طرفین وارد گود بشویم، بلکه بر هر کدام از آنها فشار بیاوریم تا مسائل خود را حل نمایند. آنچه تا بحال علیه همدیگر گفته شده، همه اختلافات فکری و سلیقهای هستند، طرح آنها بصورت اتهام نشانه از فرهنگ ناسالمی دارد که از سنت سیاسی خاورمیانهای سرچشمه میگیرد. اگر سید فرهاد میخواهد رهبر مطلق بشود، که من چنین امری را هرگز از او نشنیدهام، در دنیای دمکراتیک حق اوست، این اتهام نیست. منتهی آن را در کنگره طرح نموده، یا رای میاورد و رهبر میشود و یا مردم بدان نه خواهند گفت و تمام میشود. این تنها یک پیشنهاد است، بنظر من لازم نبود و نیست اینهمه به این مسئله دامن داده میشد. بهرحال نمونهی این گونه پیشداوری برای توجیه اختلافات فکری در نوشتهها بسیار زیاد است. اما هر کدام از این مسائل یک مسئلهی فکری است، که میتوانست با طرح در یک جو سالم جواب خود را بگیرد. جدی بایستی بجای برخورد یک مجموعه بر علیه یک نفر یا یک گروه بیرون بیاید، و اعضای آن از تبعیت کورکورانه و پشتبانی هیستریک از این یا آن شخص تجارب تلخ احزاب کوردستانی را تکرار نکنند. بنظر من هر فرد عضو جدی دارای نظراتی است متفاوت، اما در موقع بیان آن آزادی خود را نفی میکنند. اگر چنین پیش برود، بعید نیست که ما هم به تائید کنندگان بدون چون و چرای کس و یا کسانیکه با آنها موافقیم، تبدیل بشویم. در کار سیاسی مرید و بنده وجود ندارد، انسان آزاد است بیاندیشد و تصمیم بگیرد. جدی یک ستاورد یارسانی است، متعلق به هیچ فرد و یا گروهی نیست، بنابراین اختلافات کنونی نباید تبدیل به نابودی این تشکل بشود. منتهی مسئولین فعلی جدی وظیفه دارند که دمکراتیکترین شرایط را برای برگزاری کنگرهای وسیع فراهم کنند، تا از پشتیبانی افراد منفرد و مستقل یارسانی برخوردار بشوند. در صورتیکه روند فعلی که بلوکبندیهای شخصی و خانوادگی بیشتر برآن سایه افکنده است، ادامه یابد، این اختلافات راه حل خود را پیدا نخواهند.
در خاتمه من پیشنهاد میکنم:
1. سید فرهاد و کسانی از مسئولین جدی با هم اختلاف دارند، با میانجیگری افراد ریشسفید و یک هیئت منصفهی مورد توافق دوطرف و یا معتمد یارسانی در یک جلسهی حضوری شرکت نموده و اختلافات خود را حل نمایند.
2. در صورتیکه این افراد حاضر به حل اختلافات خود نباشند، آن هیئت به مردم یارسان گزارش داده و مردم خود در مورد طرفداری یا بیطرفی تصمیم بگیرند.
3. من شخصا از هیچ کدام از دو طرف در مورد کش دادن اختلافات پشتیبانی نمیکنم، و در صورت عدم توافق و ادامه اختلافات از هر گونه فعالیت در کار یارسانی و اظهار نظر نیز خودداری خواهم کرد.
در خاتمه این آخرین پیشنهاد من برای حل اختلافات میباشد، و در صورت شکست و رد این پیشنهاد من بعنوان یک فرد یارسانی از هرگونه فعالیت در شرایط فعلی خود را کنار خواهم کشید، چون واقعا نه وقت و نه انرژی برای ادامهی اختلافات و بحثهای بی نتیجه را ندارم. بقیه خود دانند، من برای رای همه احترام قائل هستم.
نوید استرالیا.
