torsdag 13. mai 2010

باز هم منافع مردم یارسان بایستی اساس و اولویت هر اقدامی باشد

باز هم منافع مردم یارسان بایستی اساس و اولویت هر اقدامی باشد
با نگاهی به‌ جوابیه‌ی یار گرامی کاک علی مهرابی لازم دانستم که‌ بحثهارا مقداری واضحتر بنویسم. آنچه‌ که‌ مرا وادار به‌ نوشتن پیشنهادات قبلی نمود در واقع زمینه‌های مشترک برای اتحاد یارسانی بود که‌ به‌ یمن نشست یوتوبوری پدیدار گشته‌ و میتوانست رهگشای دیالوگ کنکرت و تقریبا فرموله‌ شده‌ای باشد. که‌ من نیز با توجه‌ به‌ اطلاعاتی که‌ طرفین مذاکره‌ در جریان تماسهای تلفنی در اختیارم گذاشتند تلاش کردم در 3 بندراه‌ حلهای ممکن را به‌ افکار عمومی ارائه‌ دهم. از آنجا هدف همه‌ی یاران درون و برون جدی خدمت و دفاع از موجودیت مردمی مشخص و جامعه‌ای تحت ستم است، بنابراین هر تجمع یا کنفرانس و کنگره‌ای تحت هر عنوانی و توسط هر جمعی در این راستا باشد در واقع کنگره‌ی یارسانی است، خواه‌ این کنگره‌ کنگره‌ی 3 جدی باشد یا کنگره‌ی 3 یارسانی. من در واقع کنگره‌ای منظورم بود که‌ نشست یوتوبوری در رابطه‌ با آن شکل گرفته‌ بود. بخواهیم و نخواهیم همه‌ی ما مثل هم فکر نمیکنیم و بدین ترتیب نیز دریافت ما از مسائل متفاوت خواهد بود. بنابراین به‌ یار عزیز کاک علی و دیگران نیز اعلام کنم که‌ برای من هر تشکل یارسانی که‌ کنگره‌ یا کنفرانس برگزار کند و هدف خود را اتحاد یارسانی اعلام نماید، کارش ارزشمند میباشد، و به‌ همین ترتیب نیز جدی یک تشکل یارسانی است که‌ در حد توان اعضای خود در حال طرح خواستهای یارسانی به‌ زبان و شیوه‌ای است که‌ مورد قبل اعضا و افرادی است که‌ در کنگرهها‌ شرکت کرده‌اند و یا کما بیش در خلق این جریان تلاش نموده‌اند. جدی یک دستاورد یارسانی است و کنگره‌های آن و مذاکراتش با هر طیف یارسانی بایستی بعنوان گامی بجلو نگریسته‌ بشود. بدین سبب تقویت و عضویت در جدی به‌ عنوان یک تشکل یارسانی بایستی هدف نشستها و مذاکرات باشد، و طرفین بایستی حول راه‌ حلهایی که‌ بتواند به‌ تحقق این امر کمک کند با هم به‌ دیالوگ و جدل بپردازند.
تا آنجایی که‌ من در جریان بحثها قرار گرفته‌ام هدف جمع مذاکره‌کننده‌ی خارج از جدی نیز همین بوده‌ است که‌ متاسفانه بحثها طبق معمول از توافقات بر سر کلیات خارج شده‌ و به‌ بحثهای جزیی که‌ در آینده‌ میتوانست راه‌ حل برای آنها یافت کشیده‌ شده‌ است. ‌
بهر حال واقعیت این است که‌ من از جوابیه‌ی کاک علی بسیار خشنود هستم که‌ مجددا سئوالها را بصورت مکتوب به‌ خود ارجاع داده‌اند که‌ من هم بسهم خود تلاش میکنم به‌ آنها جواب بدهم، تا شاید این دیالوگ دونفره‌ی ما راه‌گشای بحثهای مهمتری باشد. من نیز با تشکر از زحمات کاک علی و دیگر یاران که‌ تا بحال بسهم خوددر راستای دفاع از مردم یارسان گام برداشته‌اند، نگرانی خود را نیز نمیتوانم پنهان کنم که‌ تشکل چون جدی که‌ در صدد برگزاری سومین کنگره‌ی خود است، هنوز تنها عضویت تعداد بسیار کمی از یاران را بدنبال داشته‌ است. نگرانی من بطوری جدی و صمیمانه‌ است چون‌ کم نیستند کسانیکه‌ بخواهند به‌ صفوف جدی بپیوندند، اما مسائل و اختلافات داخلی آنها را مردد و دودل نگاه داشته‌ است، و خود به‌ عنوان یک از این افراد همواره‌ تلاش کرده‌ و میکنم در کنگره‌ای از جدی شرکت کنم که‌ کنگره‌ای باز برای همه‌ و یا حداقل کسانی باشد که‌ واقعا و قلبا مایلند نیروی خود را برای مبارزه‌ در راه‌ اهداف و آرمانهای پایمال شدده‌ی یارسانی صرف نمایند. من هم با تکرار استدلال کاک علی مبنی براینکه‌ بحث ما برای فهمیدن همدیگر است نه‌ مسابقه‌ به‌ متن جوابیه‌ی ایشان میپردازم در این جوابیه‌ کاک علی مینویسند"در متن نوید گرامی بحث از قبول حقانیت مبارزه‌ سیاسی یارسانیان علیه‌ هر گونه‌ نابرابری و بی عدالتی و مخصوصا علیه‌ جمهوری اسلامی ایران به‌ عنوان شرط عضویت در تشکیلات ج‌دی مطرح نگشته‌ است." بنظر من کاک علی این یک اصل اساسی برای ایجاد تشکل است، و هر کس هم قرار باشد در یک تشکل سیاسی و حتی فرهنگی و دینی شرکت کند خودبخود به‌ مبارزه‌ای برای دفاع از موجودیت مردم یارسان ملحق شده‌ و تکرار این اصل برای من یکی یک اصل از بدیهیات است، چون اگر قرار بود بر علیه‌ جمهوری اسلامی بلاخص و دیگر دشمنان آشکار و پنهان جامعه‌ی یارسان اعلام جنگ داد نشود تشکل سازی، ساختن جمخانه‌، نواختن تنبور و برگزاری مراسم آییینی چه‌ معنی میتوانست داشته‌ باشد. اما اینکه‌ جدی محور تمام و نماد مبارزه‌ی یارسانی باشد در واقع بایستی گفت که‌ جدی یکی از این نهادها و حرکات یارسانی است که‌ بنوبه‌ی خود تلاش کرده‌است که‌ کاروان مبارزات یارسانی با شکوه‌تر گردد. هزاران انسان مبارز و گمنام یارسانی که‌ حتی اسم جدی و اروپا را هم نشنیده‌اند سده‌ها است یارسان و یاری را با خون خود پاسداری نموده‌اند. به‌ هر حال من فکر نمیکنم که‌ ما بر سر این موضوع اختلاف جدی داشته‌ باشیم شاید تنها گفتمان ما است که‌ با هم تفاودت دارد نه‌ اصل قضیه‌. در ادامه‌ کاک علی مینویسند که‌ "لازم به‌ ذکر است که‌‌ این موضوع با شناخت ما از افراد خاصی که‌ برای پیوستن به‌ ج‌دی با هدف انحلال و تغییر ماهیت این تشکیلات به‌ یک تشکل بیخاصیت مذهبی یا حداقل فرهنگی معموریت گرفته‌اند و در تلاش هستند، بسیار هائز اهمیت میباشد." من در این رابطه‌ با کاک علی و پیشداوری ایشان موافق نیستم، ای کاش کاک علی میتوانست منتظر رای افراد در جوی دمکراتیک میبود. چون اگر کس و یا کسانی بخواهند جدی یا هر تشکل دیگر را به‌ جریانی فرهنگی، دینی با خاصیت یا با بی خاصیت تبدیل و تعیین کنند. این کار را با زور سر نیزه‌ انجام نمیدادند، و حداقل به‌ رای مردم و شرکت کننده‌ متکی بودند. این چنین استدلالی کلیشه‌ای و کهنه‌ شده‌ است که‌ ذهن افراد را بتوان قبل از اعمالشان تشخیص داد و سپس به‌ گروه‌ بندی آنها پرداخت. البته‌ نمیتوان کاملا کاک علی را در این رابطه‌ مشخص گناه‌کار دانست، چون کم نبوده‌اند جنبشهایی که‌ بدست خود افراد همان جامعه‌ به‌ انحلال کشیده‌ شده‌اند. نمونه‌ی بسیار زنده‌ شکست هولناک ببرهای تامیل در سریلانکا است که‌ با حمایت و همکاری فرد شماره‌ 2 این جریان چریکی و توده‌ای با دولت سریلانکا . استقلال و حصول حقوق مردم تامیل پس از سه‌ دهه‌ درد و رنج به‌ یاس و آوارگی و کشتار مبدل شد. اما بگذاریم ما که‌ در اروپا هستیم و امکان آن را داریم که‌ بصورت دمکراتیک و بر اساس رای با هم تصفیه‌ حساب بکنیم. آنچه‌ که‌ معضل ما بوده‌ و هست متلاشی کردن جدی و یا تسخیر کره‌ی مریخ نیست، بلکه‌ تشکیل جدی و اولین کنگره‌ی آن نتوانست همکاری و شرکت اکثر فعالین حرکت را جذب کند و در ادامه‌ نیز بحث و جدلها به‌ راه‌ حلهای کنکرتی نیانجامید و هر بار قرار شد به‌ همدیگر نزدیک بشویم و کنگره‌ی مشترک بگیریم احساسات غلبه‌ میکردند و تلاشها به‌ دستاوردی قابل رضایت اکثریت منتهی نشذ. برای اطمینان کاک علی و تمامی یارسانیان درون و برون جدی بایستی بگویم تا زمانی که‌ ما با هم بشکل دمکراتیکی نتوانیم با هم یک تسویه‌ حساب فکر، سلیقه‌ای و حتی آرمانی بکنیم، بطور مداوم و مکرر با این مشکل دست به‌ گریبان خواهیم بود. در رابطه‌ به‌ دادن لیست منظور من دادن لیست افراد توسط فرد و یا افرادی از طرف دیگران نبوده‌، بلکه‌ هر فرد مختار است از طریق ایمیل، فاکس و تلفن و اس ام اس از جدی تقاضای عضویت کرده‌ و خود را برای شرکت در کنگره‌ نامنویسی نماید، من از این بابت که‌ واضح ننوشته‌ام پوزش میخواهم و امیدوارم کاک علی هم مرا به‌ دادگاه‌ دفاع از حقوق بشر نکشاند. در واقع وقتی کسی به‌ عضویت تشکل در میاید آن فرد در مقابل تقبل اساسنامه‌ و برنامه‌ی آن جریان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و حتی تداخل در امور آن جریان را میابد و منظور من هم دقیقا این بوده‌ است.
در امتداد نوشته‌ی کاک علی به‌ بحث کنگره‌ میرسیم که‌ من هم منظورم کنگره‌ی سوم جدی بود و مذاکره‌کنندگان یوتوبوری هم همین را مطرح کرده‌ بودند، و حتی جدی با پیشنهاد هیئت مشترک برای برگزاری کنگره‌ی سوم جدی بطور وسیع موافقت نموده‌ بود، چرا این اصل پذیرفته‌ نشده‌ بود من هم نمیدانستم، ولی از آنجا کنگره‌ی وسیع جدی برای یک هدف خیر یارسانی است میتواند آن را کنگره‌ی سوم یارسانیان نیز گفت، کما اینکه‌ افراد بیرون از جامعه‌ی ما نیز ما را با هر تفکر مخالف و موافق یارسانی میدانند.
در رابطه‌ با پرداخت حق عضویت نیز موضع من کاملا روشن بود، چون من برای آنکه‌ حضور فردی در کنگره‌ را بتوانم تائیید کنم دوست دارم که‌ حق عضویت قبل از ورود به‌ کنگره‌ پرداخت شود و در صورت انتخاب کمیته‌ی رهبری یا مرکزی، حداقل رهبری منتخب کنگره‌ مجبور نباشند از جیب خود پول سالن کنگره‌ ره‌ا بدهند. اما مثل اینکه‌ کاک علی و جدی فقط عضو میخواهند که‌ بگوید ما عضو جدی هستیم و کتبی بنویسند، پولش با خدا.... به‌ هر حال من هم از این دست و دلبازی کاک علی خرسندم اما تجربه‌ی کنگره‌ی یک این را به‌ من میگوید که‌ مسافر و سخنرانی که‌ یک ریال برای مخارج کنگره‌ نداده‌ است، و حتی برای خواب و استراحات و ترانسپورت مخارجی نمیپردازد زیاد برای جدی یا هر تشکل دیگری بعد از کنگره‌ مقرون به‌ صرفه‌ نیست. در واقع روشی که‌ کاک علی پیشنهاد میکند این است به‌ مهمانی و آن هم برسم خودمان بر اساس تعارفات است، که‌ از مهمان چیزی نمیخواهند تا اینکه‌ مهمان نوازیشان لطمه‌ نبیند اما در دنیایی ما زندگی میکنیم حتی برای ورود به‌ مرکز شهر بایستی پول پرداخت کنی، باشد کاک علی و جدی سفره‌شان پر از خیر و پرکت باشد.
اما در جوابیه‌ی کاک علی گرامی، بند 5 که‌ من مجبورم عین مطلب را کپی کنم آمده‌ است که‌"5- نوید عزیز در متن شما مشخص نگشته‌ است که‌ طرف حساب آیا آن جریان خیالی است که‌ برای مزاهمت جدی نامگذاری گشته‌ است یا یک گروه‌ مبارز سیاسی و شناخته‌ شده‌ یارسانی " کاک علی عزیز ما باهم قرار گذاشتیم حداقل با زبان نرمتری با هم و با مخالفان گفتگو کنیم، من هنوز به‌ این اصل وفادارم و امیدوارم تمامی یارسانیان گرامی این اصل را سرلوحه‌ی بحثها و ابراز نظراتشان قرار دهند. اگر جریان خیالی باشد، دیگر اشاره‌ به‌ آنهم به‌ هدر دادن انرژی است، اگر جریان حتی یک نفره‌ است، پس یک جریان است و یکنفر پشت سر آن است و برایش فکر میکند، حالا چه‌ جوری فکر میکند مهم نیست، مهم این است فکر میکند، زنده‌ است، حرف میزند و حق دارد خود را حزب، جریان، تشکیلات و یا لشکر بداند. اگر جدی از وجود جریانات خیالی دچار مزاحمت میشود، کار کمی جدیتر از آن است. چون یک جریان جدی و اصیل از هیچ فرد خیالی و واقعی واهمه‌ ندارد و حتی مزاحمتی هم نمیبیند. اما اگر بحث این باشد که‌ حال جدی وجود دارد چرا جریان دیگری؟ این یک سئول منطقی است و سئوالی است که‌ ذهن همه‌ی ما و حتی دشمنان ما را بخود مشغول داشته‌ است. برای دادن یک جواب منطقی به‌ این سئوال لازم است از خیالی و واقعی دسته‌بندی کردن جریانای فکری یارسانی دست برداریم و همدیگر را بپذیریم آن طورکه‌ وجود داریم. بجای مزاحم دانستن همدیگر همدیگر را یار و یاور خود بدانیم. مطلب من برای همین منظور نوشته‌ شده‌ بود، و میخواستم جریان دوم و سومی نباشد، قبل از آنکه‌ همفکران بتوانند یار خود را در بیرون و درون جدی پیدا کنند و اگر جدی به‌ تشکل مورد نظرشان تبدیل نشد دست به‌ سازماندهی تشکل موردنظر خود بزنند. اما تلخ یا شیرین این آرزو که‌ همه‌ زیر سقف کنگره‌ی سه‌ جدی جـمع بشویم و در مورد ماهیت، برنامه‌ و غیره‌ی جدی تصمیم بگیریم، با انتشار اعلام موجودیت یاریکورد به‌ یک رویا مبدل گشته‌است. حالا وقت آن است که‌ هر دو طرف قضیه‌ صبورانه‌ منتظر بمانند که‌ یاریکورد چه‌ میخواهد، و چه‌ گونه‌ خود را معرفی میکند، برای چه‌ اهدافی سازمان دهی میشود. همه‌ی این سئوالات بایستی جواب بگیرند قبل از آنکه‌ در مورد این جریان نوپا اظهار نظر کرد.
من بنوبه‌ی خود برای این دوستان که‌ اعلام موجودیت یاریکورد را به‌ عهده‌ گرفته‌اند آرزو موفقیت دارم، و منتظر خواهم ماند که‌ یاریکورد چه‌ بشود و به‌ چگونه‌ خود را معرفی نماید. در واقع تفکر اولیه‌ی یاریکورد برای ایجاد یک تشکل بشردوستانه‌ بشکل صلیب سرخ و هلال احمر قرار بود فرموله‌ بشود که‌ من بموقع خود نظراتی را که‌ یکسال پیش در این زمینه‌ نوشته‌ام پس از پیدا کردن منتشر خواهم کرد. اما جای خود دارد که‌ جدی و تمامی یارسانیا ن آزاده‌ بر اساس افکار و دوری و نزدیکی سلیقه‌ها با هم برخورد کنند و یاریکورد را هم همچون یک تشکل یارسانی که‌ برنامه‌ و اساسنامه‌ی آن هویت آن را مشخص مینماید برخورد نماید.
با این وصف ما در مقابل یک واقعیت تازه‌ قرار گرفته‌ایم که‌ تشکیل یاریکورد را به‌ فال نیک بگیریم چون با وجود یک تشکل یارسانی دیگر احتمالا امکان همکاری بیشتر و در همان حال طرح وسیعتر و جامعتر خواستهای یارسانی در عرصه‌های گوناگون بوجود خواهد آمد و افرادی نیز که‌ مایلند و با جدی احساس نزدیکی دارند به‌ صفوف جدی خواهند پیوست. من بدیمنصورت حاضرم به‌ عضویت هر تشکل یارسانی از جدی و یاریکورد و فدراسیون سراسری یارسانیان در بیایم تا بتوانم با حضور خود حداقل از نظر وجدانی به‌ اتحاد یارسانی کمکی کرده‌ باشم. در این مرحله‌ ما بایستی غرور کاذب را کنار گذاشته‌ و خود را عضو هر جریان یارسانی بدانیم که‌ حتی با نواختن یک بند کلام و یا بنا گذاشتن یک سنگ جمخانه‌ مبارزه‌ی خود را ادامه‌ میدهد. برای همه‌ آرزوی موفقیت دارم. در پایان، یاران عزیز خواسته‌ی ما یکی است، تنها گفتمان ما متفاوت، بایستی زبان مشترکی یافت،
در خاتمه‌ من هم حرفها و استدلال کاک علی را باز هم تکرار و تائید میکنم و امیدوارم که‌ این دیالوگ به‌ امر اتحاد یارسانی کمک کند.
نوید. 17.06.09